روان ما نيز همچون جسم ما نياز به مراقبت و نگهداري دارد.
مقاله زیر توسط سرکار خانم "عادله صمیمی" برای ما فرستاده شده که از ایشون بسیار متشکرم.
- بهداشت روان (سلامت روان) يعني حال خوب، فكر و رفتار خوب.
- براي اينكه بدانيم حالمان چهطور است، بايد بدانيم چه احساسي داريم، با شناخت احساساتمان ميتوانيم به بهداشت رواني خود كمك كنيم.
- انسانها احساسات مختلفي دارند بعضي از اين احساسات خوشايند و بعضي از آنها ناخوشايند هستند.
- احساساتي كه ما از آنها لذت ميبريم مانند شادي، موفقيت، محبت، اميدواري و ... احساسات خوشايند هستند.
- احساساتي كه ما از آنها لذت نميبريم مانند عصبانيت، حقارت، ترس، شكست و ... احساسات ناخوشايند هستند.
- براي داشتن روان سالم (سلامت روان) بايستي سعي كنيم احساسات خوشايند بيشتري را تجربه كنيم و با احساسات ناخوشايند، به شيوهاي درست برخورد كنيم.
- انسانها با يكديگر متفاوت هستند بنابراين چيزهايي كه در يك نفر احساس خوشايند ايجاد ميكند ممكن است در ديگري احساس خوشايند ايجاد نكند. ولي چيزهايي هست كه در بيشتر انسانها احساس خوشايند يا ناخوشايند ايجاد ميكنند.
- دوستي، موفقيت، حل يك مشكل، بازي، فيلم جالب، موسيقي دلپذير و ... چيزهايي هستند كه در اكثر انسانها احساس خوشايند ايجاد ميكنند.
- خشم، حقارت، بياحترامي، شكست و ... چيزهايي هستند كه در اكثر انسانها احساس ناخوشايند ايجاد ميكنند.
ارزشمند بودن
- يكي از احساسات بسيار خوشايند "احساس ارزشمند بودن" است.
- انسانها گوناگون هستند هيچ فردي كاملاً شبيه يك فرد ديگر نيست، خصوصيات، احساسات، افكار و تواناييها و استعدادهاي هر شخصي با ديگران متفاوت است.
- هر يك از ما انسانها ميتوانيم عضو مفيد و با ارزشي بري جامعه باشيم. فقط كافي است خودمان را بهتر بشناسيم، خودمان را بپذيريم و از تواناييهايمان به خوبي استفاده كنيم درست مثل اعضاي بدن كه با هم متفاوتند و وظايف مخصوصي دارند و در عين حال همه آنها مفيد، با ارزش و لازم هستند.
- گاهي ممكن است به خود بگوييم "من هيچ ارزشي ندارم" احساس بيارزشي يكي از احساسات ناخوشايند است كه اگر اين احساس مدت طولاني ايجاد شود، سلامت روان به خطر ميافتد.
- با شناخت خصوصيات، تواناييها و استعدادهاي خود به نكات بارزش خود پي ميبريم.
- همه ما زيباييها و نكات ارزشمند و استعدادهايي داريم كه بايد آنها را كشف كنيم تا از وجود خودمان راضي باشيم. به وجود خودمان افتخار كنيم، به اين ترتيب احساسي خوشايند خواهيم داشت.
دوستي
- انسانهايي كه با ديگران دوست ميشوند ميتوانند دوستيهاي خوبي داشته باشند و از نظر رواني سالمتر و شادابتر هستند.
- براي اينكه دوستيهاي خوبي داشته باشيم، ابتدا بايد خودمان دوست خوبي باشيم.
دوست خوب براي شادي ما بسيار با اهميت است. وقتي ما ساعات خوبي را با دوستانمان ميگذرانيم احساس بسيار شاد و خوبي داريم.
اگرچه گذراندن ساعات خوب با دوستان بسيار لذتبخش است، ولي هميشه بايد مراقب باشيم كه شاديهاي ما باعث ناراحتي ديگران نشود، يا به انسانهاي ديگر و گاه به حيوانات آسيب نرساند (مسخره كردن ديگران و با آزار رساندن به حيوانات)، يا حتي گاهي اوقات شاديهاي زودگذري وجود دارند كه بعد از آن ناراحتي پيش ميآيد يعني عاقبت خوبي ندارد (ممكن است از قدم زدن در يك روز باراني و سرد لذت ببريم ولي بعد به سرماخوردگي سختي مبتلا شويم)، پس عاقلانه نيست آدم هر كار لذتبخشي را انجام دهد و به مشكلات بعدي آن فكر نكند.
دوستي بهترين هديهاي است كه ما ميتوانيم به خودمان هديه كنيم.
راهنماي دوستيهاي خوب:
1- به همديگر احترام بگذاريم.
2- حرفها و درددل يكديگر را گوش كنيم.
3- نسبت به هم مهربان باشيم.
4- نسبت به هم وفادار باشيم.
5- در كارهاي خوب همديگر را تشويق كنيم.
6- زمان شادي و زمان ناراحتي در كنار يكديگر باشيم.
7- براي يكديگر وقت بگذاريم.
8- نكات مثبت يكديگر را بشناسيم و يكديگر را تحسين كنيم.
9- راز دار باشيم.
10- به همديگر اعتماد كنيم.
11- به فكر يكديگر باشيم.
12- همديگر را ببخشيم.
13- به يكديگر توجه داشته باشيم.
14- در حل مشكلات به هم كمك كنيم.
15- چيزهاي جديدي به هم ياد دهيم.
فكر كردن
براي اينكه بتوانيم خوب زندگي كنيم و از جسم و روان خود خوب مراقبت كنيم لازم است "فكر كردن" را به خوبي به ياد داشته باشيم.
بايد بتوانيم از نيروي فكر خود استفاده كنيم و براي خود يك زندگي سالم و شاد بسازيم.
هر فردي در زندگي با مسايلي روبهرو ميشود كه آنها را نميشناسد و يا با مشكلاتي روبهرو ميشود ولي راه حل آنها را نميداند، اما اگر از سن كم ياد بگيرد خوب فكر كند ميتواند مشكلات و مسايل خود را خوب حل كند، تا وقتي بزرگتر شد كمتر اشتباه كند، موضوع مهم اين است كه ياد بگيريم چگونه مشكلاتمان را حل كنيم و براي اين كه مسأله و مشكل را حل كنيم بايد خوب فكر كنيم.
رمز موفقيت و خوشحالي در فكر كردن است زيرا اگر قبل از گفتن هر حرفي و انجام هر كاري خوب فكر كنيم در كارهايمان كمتر اشتباه ميكنيم و موفقتر و خوشحالتر ميشويم.
در مورد راه حل مسايل و مشكلات راهحلهاي خوب زيادي وجود دارند كه ما را به موفقيت ميرساند و همين طور راهحلهاي نادرست زيادي كه باعث ميشود مشكلات و ناراحتي ما بيشتر شود، هر قدر بتوانيم راه حلهاي بيشتري پيدا كنيم موفق تريم، براي اينكه راهحلهاي زيادي به دست بياوريم بايد خوب فكر كنيم. براي پيدا كردن راهحلهاي يك مشكل ميتوانيم با دوستان مشورت كنيم.
احساس خشم
احساس خشم يك احساس طبيعي است در زندگي گاهي اتفاقاتي پيش ميآيد كه خشمگين ميشويم، كسي از خشمگين شدن لذت نميبرد زيرا احساس خوشايندي نيست. هنگام عصبانيت و خشم گاهي اوقات ضربات قلب تند ميشود، دستها عرق ميكند، تنفس تندتر ميشود گاهي صورت برافروخته و قرمز ميشود و ماهيچههاي بدن (مثل گردن، قفسه سينه، ...) منقبض ميشود. در چنين مواقعي آدمها احساس ميكنند فكرشان كار نميكند و رفتارشان تحت كنترل خودشان نيست.
اگر چه خشم و عصبانيت احساسهاي طبيعي هستند ولي گاهي خطرناك ميشوند، چون بعضي آدمها نميدانند چگونه خشم خود را كنترل كنند. آنها وقتي خشمگين ميشوند به راحتي عصبانيت خود را بيرون ميريزند و ديگران را بسيار ناراحت ميكنند، حتي خود اين افراد هم گاهي پس از آرام شدن، از رفتار خود پشيمان ميشوند.
كساني كه ياد ميگيرند چهطور خشم خود را كنترل كنند و رفتار مناسب نشان دهند سلامت رواني بهتري خواهند داشت ولي كساني كه بيش از حد عصباني ميشوند يا براي هر چيز كوچكي عصباني ميشوند و عصبانيت خود را سر ديگران خالي ميكنند كمكم سلامت رواني خود را از دست ميدهند. منظور از كنترل عصبانيت اين نيست كه عصبانيت خود را فراموش كنيم يا عصبانيت خود را پنهان كنيم. چون اين كار نيز خطراتي دارد. منظور اين است كه عصبانيت خود را درك كنيم و با مشكلي كه ما را عصباني كرده به شيوه درست برخود كنيم.
اولين گام براي اينكه بتوانيم خشم خود را كنترل كنيم اين است كه خودمان آگاه باشيم كه در آن زمان عصباني هستيم، يعني بتوانيم به خودمان بگوييم كه "من الان عصباني هستم" و آن را بيان كنيم.
دومين گام اين است كه خودمان را آرام كنيم.
براي آرام كردن خود كارهاي زيادي است كه ميتوانيم انجام دهيم.
براي مثال:
1- نفس عميقي بكشيم و از 1 تا 5 بشماريم.
2- با خود صحبت كنيم و خود را به آرامش دعوت كنيم، بگوييم "آرام باش تو الان عصباني هستي"
3- يك ليوان آب سرد بخوريم.
4- از محلي كه اتفاق عصباني كننده در آنجا پيش آمده دور شويم، يا از فردي كه ما را عصباني كرده دوري كنيم.
5- ورزش كنيم (فعاليت بدني)، ورزش شديدترين عصبانيتها را آرام ميكند.
6- با دوستي درباره موضوعي كه ما را عصباني كرده درددل كنيم.
7- كارهايي انجام دهيم كه به ما احساس خوبي ميدهد و از انجام آنها
* به ياد داشته باشيم كه:
هنگام عصبانيت با حرفها و كارهاي نادرست، ديگران را ناراحت نكنيم.
قبلاً ذكر شد كه يكي از علائم خشم و عصبانيت انقباض ماهيچههاست، براي اينكه بتوانيم بهتر درك كنيم كه وقتي ماهيچههاي بدن ما منقبض است چه احساس ناخوشايندي داريم و وقتي ماهيچههاي بدن ما شل و راحت است چه احساس خوشآيندي پيدا ميكنيم، ميتوان فعاليتي انجام داد كه به اين فعاليت تمرين آرامسازي هم ميگويند.
براي مثال:
شانههاي خود را تا جايي كه ميتوانيم بالا ببريم و در همان وضعيت نگه داريم و تا 5 بشماريم، سپس شانههاي خود را رها كنيم، اين تمرين، باعث رها شدن ماهيچههاي سر، شانه و گردن ميشود.
و يا دستهاي خود را صاف نگه داشته و مشت خود را گره كنيم و تا 5 بشماريم سپس مشت خود را به آرامي رها كنيم و با حركت دادن انگشتان دست خود را شل كنيم، تمرين را دوباره تكرار كنيم و در حين انجام آن به احساس خود در هر دو موقعيت توجه كنيم، هنگام رها شدن ماهيچهها مطمئناً احساس بهتري خواهيم داشت.
بنابراين اولين گام به هنگام خشم و عصبانيت آگاه شدن از آن و بيان عصبانيت است، گام دوم آرام كردن خود و گام سوم فكر كردن است.
پس از آرام شدن بايد فكر كنيم و به سؤالاتي از قبيل سؤالات زير پاسخ دهيد:
- از چه چيزي عصباني هستم يا چه چيز موجب عصبانيت من شده است؟
- آيا عصبانيت من بجاست يا نابجا؟
- اگر عصبانيت من بجاست بهترين راه بيان آن چيست؟
گاهي اوقات انتظارات نابجاي ما باعث عصبانيت نابجا ميشود و در اين مواقع بهتر است ما انتظارات خود را اصلاح كنيم و از ديگران انتظارات بيهوده نداشته باشيم.
يكي از بهترين راههاي برخورد با عصبانيت اين است كه پس از آرام كردن خود، درباره موضوعي كه ما را عصباني كرده با فرد مقابل صحبت كنيم، به ياد داشته باشيم كه اين صحبتها بايد آرام و مؤدبانه باشد، هيچوقت نبايد فرد مقابل را سرزنش كنيم و يا به او حرفهاي نامربوط بزنيم بهتر است سعي كنيم موضوعي كه باعث عصبانيت ما شده را با لحن آرام بيان كنيم و منتظر پاسخ او باشيم در نظر داشته باشيم كه بعضي مواقع ما با كارهاي اشتباه خود موجب عصبانيت يكديگر ميشويم و اگر رفتارهاي نادرست خود را اصلاح كنيم ميتوانيم دوستيهاي بهتري داشته باشيم.