مشاوره قبل از ازدواج مشاوره قبل از ازداج
مرکز روانشناسی و مشاوره مشاوره قبل از ازدواج
همیار زندگی بهتر
مشاوره قبل از ازدواج   روانشناسی  مشاوره آنلاین  مشاوره

روانشناسی و مشاوره
جامع ترین و جذاب ترین مطالب و مقالات روان شناسی و مشاوره به دو زبان فارسی و انگلیسی

روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محیط و وراثت را سهیم می دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشی دارند.

روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محیط و وراثت را سهیم می دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشی دارند. آنها معتقدند که تفاوت های زن و مرد معلول تفاوت رفتاری است که جامعه در مورد آنان پیش می گیرد و معتقدند که دو جنس در اساس با هم هیچ تفاوتی ندارند، بلکه اجتماع موجب می شود که آنها گرایش های متفاوت پیدا کنند و به زمینه های مختلف سوق داده شوند. از نظر جامعه شناسان تفاوت زن و مرد در جزییات است نه در کلیات. زیست شناسان عقیده دارند که زن و مرد تفاوت های بنیادی دارند، بدین معنا که تفاوت های آنها در درجه اول ارثی است نه محیطی. آنها معتقدند که هر سلول بدن زن با هر سلول بدن مرد تفاوت دارد.
آنها قبل از آن که به دنیا بیایند و تحت تأثیر نفوذهای اجتماعی قرار گیرند، کاملاً تمایز پیدا کرده و برای زن یا مرد شدن آماده می شوند. پسرها ارتباط های مکانیکی را بهتر درک می کنند و استعداد ریاضی بهتری نسبت به دخترها دارند، اما در کارهای دستی مخصوصاً کارهایی که نیاز به چالاکی انگشتان دارند دخترها بهترند و چابکی انگشتان زنان به آنها اجازه می دهد که ماشین نویس خوبی باشند. یکی از ویژگی های جالب زنان این است که می توانند اطلاعاتی را برای مدت کوتاهی در حافظه خود نگه دارند که با هم هیچ ارتباطی ندارند و به خود آنها نیز مربوط نیست. بر پایه همین توانایی است که زن ها بهتر می توانند به منشی گری و کارهای دفتری اشتغال داشته باشند. دختران از دوران ابتدایی تا دانشگاه آن هم تا سطح لیسانس در مجموع بهتر از پسرها درس می خوانند و موفقیت های بیشتری به دست می آورند. اما بعد از فراغت تحصیل و به ویژه بعد از دوره لیسانس، معمولاً از رقابت دست برمی دارند و در صورت ازدواج، خود را کاملاً وقف خانواده می کنند. البته زنان شاغل، نویسنده، وکیل و پزشک هم وجود دارند اما کمتر به جاه طلبی و مقام پرستی روی می آورند و این امر به مقدار زیادی از شکوفایی استعدادهای آنها جلوگیری می کند. پس می توان گفت که علت محدودیت زن ها مسائل عاطفی است نه کمبود استعداد. «ماتینا هورنر» می گوید زنان برای به دست آوردن موفقیت برانگیخته می شوند ولی در عین حال از موفقیت نیز می ترسند. هورنر می گوید: موفق شدن در دنیای رقابت طلب چیزی است که خیلی از زنها از آن پرهیز می کنند زیرا ویژگی هایی را منعکس می کند که به طور سنتی غیرزنانه به حساب می آید. کتاب «پرواز تنها، زنان مجرد در نیمه راه عمر» نوشته آسیب شناسان خانواده ـکارل آندرسون» و «سوزان استوارت»، با بررسی زندگی زنان و مردان قبل و بعد از تأهل، چنین نتیجه می گیرد که مردان معمولاً پس از ازدواج پله های ترقی را طی می کنند و کارآمدتر، عاقل تر و نهایتاً موفق تر می شوند. «دیوید اسکوس» پروفسور علوم رفتار شناسی بیان می کند که کروموزم X پدری نه تنها از نظر وراثت خصوصیات زنانه نقش مهمتری را نسبت به کروموزوم X مادری ایفا می کند بلکه انتقال دهنده برخی مهارت های اجتماعی نیز هست و این بدین معناست که مردان باید مهارت های اجتماعی را بیاموزند، در حالی که زنان آن را در ساختمان ژنتیکی خود دارند و این امر با بسیاری از جنبه های بلوغ (روانی، اجتماعی، جنسی) در دختران و پسران نیز مطابقت دارد. محققان استرالیایی اعلام کرده اند: آن قسمت از مغز که برای صحبت کردن مورد استفاده قرار می گیرد در زنان نسبت به مردان ۳۰-۲۰ درصد وسیع تر است.
شاید همین موضوع سبب می شود که زنان در امتحانات بلاغت شفاهی، حافظه شفاهی و برخی مهارت های حرکتی ظریف بهتر از مردان عمل کنند. در مطالعه ای که با استفاده از فن رادیوگرافی و MRI صورت گرفت مشخص شد که مردان تنها از سمت چپ مغز خود برای حل مسائل زبان شناسی استفاده می کنند در حالی که زنان از هر دو نیمکره مغز سود می برند. توانایی زنان در استفاده همزمان از هر دو نیمکره مغز، آنها را قادر می سازد که به هنگام صحبت کردن به مراکز عاطفی نیز دسترسی پیدا کنند و در ارتباطات عاطفی موفق تر عمل کنند. شاید این نکته را که خانم ها مددکاران اجتماعی، مشاوران، آموزگاران و پرستاران موفق و خوبی هستند بتوان به این موضوع نسبت داد.
تستوسترون ترشح شده در مردها اثر آنابولیکی پرقدرتی دارد؛ به این معنی که موجب افزایش تولید پروتئین در تمام بدن به ویژه در عضلات می شود. در واقع حتی مردی که فعالیت ورزشی زیادی ندارد اما تستوسترون زیادی دارد جثه عضلانی او ۴۰ درصد بیشتر از زنان نظیر خود خواهد بود و قدرت او نیز به همین نسبت بیشتر است. هورمون جنسی زنان یعنی استروژن نیز احتمالاً مسئول قسمتی از اختلاف بین قدرت زن و مرد است، اگرچه اثر آن به همان شدت تستوسترون نیست. معلوم شده است که استروژن رسوب چربی را در زنان به ویژه در بعضی بافت ها افزایش می دهد. بدیهی است این موضوع مانعی در برابر تولید حداکثر قدرت در ورزش هایی ایجاد می کند که به سرعت یا قدرت بدنی بستگی دارد اما از طرف دیگر این موضوع می تواند در ورزش های استقامتی سخت که برای تولید انرژی نیاز به چربی دارند یک کمک مؤثر به شمار آید. چنانکه رکورد رفت و برگشت بین دو سوی کانال مانش در حال حاضر متعلق به زنان است. پسرها در پرتاب کردن توپ و دیسک بهتر از دختران هستند. شاید علت آن در اغلب موارد این باشد که پسران برای بازی با توپ تقویت می شوند اما احتمالاً علت اساسی تری هم وجود دارد؛ شکل دست ها در دو جنس متفاوت است، مخصوصاً در دختران ساعد با بازو زاویه ای تشکیل می دهد که در دست پسران وجود ندارد. بنابراین دختران به دلایل ژنتیکی و تشریحی نمی توانند موفقیت پسران را در پرتاب به دست آورند. نکته قابل توجه دیگر آن است که اگر مرد و زنی را در جزیره ای دور افتاده رها کنید چگونگی وضعیت سوخت و ساز بدن در خانم ها منجر به آن خواهد شد که زن بیش از مرد زنده بماند.

نگارش یافته توسط ابوالفضل قوچانی
منابع
بارنت، آنتونی: انسان، ترجمه محمد رضا باطنی و طلعت نفرآبادی ، نشر نو، ۱۳۶۹
گایتون: فیزیولوژی پزشکی، ترجمه محمدحسن عامری و همکاران ، نشر اشارت ، ۱۳۸۲
گنجی، حمزه : تفاوتهای فردی،، نشر بعثت، ۱۳۸۰ مید، مارگارت : بلوغ در ساموآ، ترجمه مهین میلانی ، نشر ویس ، ۱۳۷۵
سیدمحمدی، یحیی : نظریه های شخصیت؛ شولتز، دوان، نشر دانشگاه آزاد، ۱۳۸۲ ستوده، هدایت الله و همکاران :مفاهیم بنیادی در جامعه شناسی، نشر آوای نور، ۱۳۷۵

 

ایران سهراب

 

مقالات مرتبط:

تفاوتهای زنان و مردان


تفاوتهاي شيوه هاي گفتگو در خانمها و آقايون


تفاوتهای زن و مرد


تفاوتهاي فردي

تفاوت هاي زنان و مردان(۲)

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 22:34  توسط محسن عزیزی  | 

تنوع پذیری در جنس مذکر



جنس مذکر به پیچیدگی جنس مونث نیست و اکثر رفتارهای جنس مذکر برون ریز است و نیاز به کنجکاوی ندارد سوالی که مطرح است آیا مردان تنوع پذیر تر از زنان هستند ؟ پاسخ خیر مردان تنوع پذیر تر از زنان نیستند بلکه اکثر رویدادهای زندگی واکثر رفتارها و برخوردارها برای مردان زودتر به عادت تبدیل می شود و اینگونه می توان نتیجه گرفت که مردان زودتر خسته می شوند مسلم بدونید یک مرد هرچقدر هم که دارای همسری زیبا ، خوش اندام و دلربا باشد بعد از چند ماهی زندگی یا یکی دوسال زندگی این زن برای مرد خود عادی می شود و از نظر ظاهری تازگی قبل را نخواهد داشت پس این مطلب قابل توجه خانمهایی که ادعای زیبایی می کنند و میگویند که شوهرشان به آنها خیانت کرده است بعد از مدتی مردان از نظر ظاهر شما اشباع می شوند ، اخلاق و رفتار یک زن باید به گونه ای باشد که در همه حال برای همسر خود تازگی داشته باشد و فقط ظاهر خوب زن برای یک مرد کافی نیست به همین منظور توصیه می شود همه عشق و علاقه و موهبت خود را به یکباره در چند روز یا چند ماه ابتدای زندگی رو نکنید همیشه مثال اهسته و پیوسته را به خاطر داشته باشید ، مردان تغییرات جزئی را دیر به چشم می بینند مثلا شما اگر جای یک گلدان را در منزل تغییر دهید شاید بعد از یک هفته شوهرتان متوجه این تغییر شود اما اگر رنگ لباس و یا حتی نوع پوششتان را تغییر دهید خیلی زود متوجه تغییر می شوند هر چند شاید اگر عطری که استفاده می کنید را تغییر دهید باز متوجه نشوند پس اگر قصد تغییر یا تحولی دارید بهتر است تلاش خود را در جهت تغییر بزرگی انجام دهید. . از نظر رفتاری جنس مردان به گونه ایست که ریاست طلب هستند و تمایل دارند هیچ موضوعی از انها پنهان نباشد و ترجیح می دهند همسرشان بدون هماهنگی انها کاری را انجام ندهند. اگر هر روز موقع استقبال از شوهرتان از یک جمله تکراری استفاده میکنید آنرا تغییر دهید . اگر رفتاری از سوی شوهرتان شما را خوشحال می کند نوع ابراز خوشحالی خود را تغییر دهید هر چند تغییر کوتاه ، کنار امدن با آشفتگی و خستگی مردان یکی از رموز موفقیت برای جلوگیری از تنوع پذیر بودن آنهاست به عنوان مثال اگر خواسته ای دارید یا می خواهید موضوع مهمی را مطرح کنید از گفتن حرفهای حاشیه ای بپرهیزید چرا که مردان از اینگونه حرفها زود خسته و عصبی می شوند . از نظر روابط جنسی کلا مردان همسری مطیع را خواهان میباشند رفتارهای جنسی خود را تغییر دهید سعی کنید در روابط جنسی تغییر ایجاد کنید به عنوان مثال زمان انجام رابطه مکان انجام آن پوزیشنهای آن حرفهایی که ردو بدل می شود رابطه جنسی کلیشه ای چند دقیقه ای آنچنان تاثیر مثبتی بهمراه ندارد سعی نکنید در باطه جنسی مثل یک ماشین باشید یعنی فقط ابزاری بریا ارضای جنسی باشید بلکه از نظر روحی هم باید شوهر خود را ارضاء کنید البته این مسئاه نیز متقابله . اگر با شوهرتان مشکلی دارید آنرا مطرح کنید تا زودتر حل شود یک زن افسرده حال و غمگین باعث می شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث می شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند . مردان از زنان نغ نغی بیزارند ، مردان عاشق احترام هستند در بیرون از منزل جلوی دیگران با شوهر خود با احترام سخن بگویید البته این مسئله متقابل میباشد . از گیر دادن های بیخودی پرهیز کنید . ظاهری خوب برای همسر خود داشته باشید یعنی در منزل آرایش کنید موهای آشفته و پریشان خود را آراسته سازید مدل موی خود را تغییر دهید و از او بپرسید از چه مدل مویی یا چه طرز آرایشی خوشحال تر میشه هر چند وقتی آنها را مشت و مال دهید فراموش نکنید اگر زنی تمام این کارهای را برای شوهر خود انجام دهد به نوعی برای خودش این کارها را انجام داده است چراکه اگر مردی چنین همسری داشته باشد از هیچ تلاشی برای خوشبختی وی کوتاهی نخواهد کرد . طوری با شوهر خود برخورد نکنید که انگار وی وسیله ای برای تولید اسکناس برای شما میباشد سعی کنید باری از دوش وی بردارید نه اینکه خود مشکلی بر روی مشکلاتش باشید توجه داشته باشید این شمایید که باعث می شید شوهر شما سراغ روابط نا مشروع نرود یا به فکر همسری دیگر نباشد که پاسخگوی آندسته از نیازهایی باشد که شما نتوانسته اید آنها را تامین کنید. به نوعی در یک کلام متفاوت باشید شوهر خود را غافلگیر کنید .

 

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 14:51  توسط محسن عزیزی  | 

بـرای بـرخـی از مـا ابـراز احسـاسـات کـمی دشـوار است و خـیـلی ها هم اصلاً دوست ندارند که احساساتشـان را بـه زبان بـیـاورند. ایـن مسئـله بـرای دوسـتان یــا همسران اینافرد خـيلی سـخت اسـت چـون وقـتی مشکلی پیـش می آیـند نـمی فهمند که اشکال کار کجاسـت. سـوء تـفاهـمات روی هـم جـمـع شـده و ایـن تصورات نادرست باعث پژمرده شدن و کمرنگ شدن تدریجـی رابـطـه خـواهد شــد. در این مـقـاله نکاتی را برایتان عنوان می کنیم که به شما کـمـکمی کـنـد کاری کنید تـا طـرف مقـابــلتان حرفهایش را رک و راست به شما بگوید.
خیلی از ما تجربه این را داشته ایم که همسر یا دوستمان وقتی رابطه مان با او دچار مشکل می شود، رفتاری آرام را پیش میگیرد و هیچ حرفی نمی زند. در اینگونه مواقع خیلی سخت می توان زن/شوهر/دوست پسر/یا دوست دخترتان را وادار به حرف زدن کنید تا بفهمید که در فکر او چه می گذرد.
ارتباط بسیار مهم است
فقدان ارتباط صحیح یکی از دلایل فروپاشی روابط به شمار می رود. برنامه های کاری زیاد یا اعتماد کردن همسرتان به دوستان خود یا یکی از اعضای خانواده اش، گاهي باعث می شود که حرف هایش را با شما در میان نگذارد. در این زمینه، صبر و مهربانی چاره کار است. در چنین مواقعی نباید سعی کنید به زور آنها را وادار به حرف زدن کنید، درعوض با مهربانی و همدلی تلاش کنید تا از نقطه نظر آنها باخبر شوید.
یادداشت ردوبدل کنید
اگر نمی توانید به صورت کلامی با هم ارتباط برقرار کنید، برای هم یادداشت بنویسید. نوشتن به فرد مقابل امکان می دهد تا بیشتر روی پیام شما فکر کند و سریع و عجولانه به آن پاسخ ندهد. اگر از نوشته خودتان خوشتان نیامد، می توانید آن را عوض هم کنید و وقتی بعد از یادداشتتان همسرتان را ببینید، خواهید دید که خیلی بهتر حرف هایتان را درک کرده است.
زمان خوبی برای حرف زدن انتخاب کنید
ممکن است طرف مقابلتان همیشه حال و حوصله حرف زدن نداشته باشد. شاید روز بدی در محل کار داشته، خیلی خسته باشد یا درگیر مشکلات خانوادگی باشد. زمانی با آنها صحبت کنید که فکر می کنید حواسشان دقیقاً متوجه شماست و فکرشان آزاد است. در غیر اینصورت پاسخی که می خواهید را از او دریافت نخواهید کرد.
علاقه نشان دهید
فقط درمورد خودتان حرف نزنید. طرفتان قبلاً همه چیز را درمورد شما شنیده است و می خواهد کمی هم به مسائل او پرداخته شود. اگر بخواهید همیشه درمورد مشکلات خودتان حرف بزنید باعث می شود که بیشتر سکوت کنند. درعوض سعی کنید کمی هم به مسائل آنها علاقه نشان دهید
کمی سخت گیری کنید
اگر با همه این حرفها باز هم علاقه ای به حرف زدن نشان ندادند، زمانش رسیده که کمی محکم تر برخورد کنید. تلویزیون را خاموش کنید یا صدای موسیقی را قطع کنید. رک و راست به آنها بگویید که می خواهید حرف های او را هم بشنوید و حقتان است که کمی از وقتشان را صرف شما کنند. فقط باید کمی قطعیت نشان دهید نه اینکه دعوا و مرافعه راه بیندازید.
عشق و درک نشان دهید
آخر اینکه باید با همسرتان صبور باشید. عشق و صبر آنچه را که همسرتان برای حرف زدن به آن نیاز دارد را در اختیارشان می گذاردیعنی امنیت احساسی. آنها می دانند که شما آنها را دوست دارید و به آنها احترام می گذارید و ممطئن هستند که حرف آنها را می فهمید. ترس از مسخره جلوه کردن افراد را از بیان احساساتشان در نزدیک ترین روابطشان باز می دارد. به آنها اطمینان دهید که چنین چیزی اتفاق نمی افتد. در آن زمان است که آنها مشتاقانه حرف هایشان را با شما در میان می گذارند.

این مقاله توسط یکی از اعضای وبلاگ روانشناسی و مشاوره برای ما فرستاده شده که همینجا از ایشون تشکر می کنم.

آدرس ایمیل این دوست عزیز:

sahrazare@yahoo.com

ابرازعشق و علاقه

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 18:9  توسط محسن عزیزی  | 

چگونه به عزيز افسرده‌مان كمك كنيم؟

به او نگوييد كه «دست بردار»؛ راه‌هاي بهتري براي كنار آمدن با افسردگي وجود دارد.

پژوهشگران توصيه مي‌كنند؛ بهترين كاري كه مي‌توان براي يك عضو خانواده، يا دوست افسرده انجام داد، كمك به تشخيص صحيح و درمان است.

براي اين كار تشويق فرد به پيگيري درمان تا كاهش علايم بيماري ضروري است. در صورتي كه فرد بهبود نيافت بايد به دنبال راه‌هاي درمان متفاوتي باشيد.

گاهي لازم است وقتي براي ملاقات از پزشك بگيريد و همراه بيمار به مطب دكتر برويد.

هم چنين دوستتان را تشويق كنيد تا از دستورات پزشكي طي دارو درماني پيروي كند.

دومين اقدام مهم، نشان دادن حمايت عاطفي است. اين كار مستلزم همدلي، شكيبايي، محبت و ترغيب است. با فرد افسرده صحبت كنيد و با دقت به حرفهاي او گوش دهيد. احساساتي را كه بيان مي‌كند تحقير نكنيد اما واقعيتها را تذكر دهيد و به وي اميد دهيد.

از علايم خودكشي غفلت نكنيد و آنها را به درمانگر او گزارش دهيد. دوستتان را به پياده روي،‌ گردش، سينما و فعاليتها دعوت كنيد. اگر دعوت شما را رد كرد با ملايمت اصرار كنيد.

وي را در فعاليتهايي شركت دهيد كه از آنها لذت مي‌برد. مثل فعاليت‌هاي ورزشي، مذهبي، فرهنگي و اجتماعي. اما بيش از حد و به يكباره مسووليت برعهده‌اش نگذاريد.

دوست يا عضو خانواده شما به سرگرمي و مصاحبت نياز دارد، اما تقاضاهاي بسيار چه بسا حس شكست را در وي تقويت كند.

دوستتان را به تعارض و يا تنبلي متهم نسازيد. از وي انتظار دست برداشتن از اين حالت را نيز نداشته باشيد.

اين را در نظر داشته باشيد كه سرانجام بيشتر افراد با درمان بهبود مي‌يابند و به او اطمينان دهيد كه با گذشت زمان و كمك گرفتن بهتر خواهد شد.

اگر نمي‌دانيد از چه كسي كمك بگيريد مي‌توانيد به دفترچه راهنماي تلفن مراجعه كنيد و به دنبال عناوين سلامت روان، سلامت خدمات اجتماعي، پيشگيري از خودكشي، خدمات مداخله در بحران، خطوط ارتباط مستقيم،‌ بيمارستانها يا روانشناسان بگرديد حتي در وب سايتها نيز مي‌توانيد تلفن و آدرسي از اين دست را پيدا كنيد تا به شما كمك كنند.


 

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 16:43  توسط محسن عزیزی  | 

روان‌شناسی محیطی به رفتارهای مرتبط با محیط می‌پردازد. مفاهیم مربوط به محیط و اولویت‌های زیبایی شناختی مورد مطالعه قرار گرفته و در قالب نقشه‌های رفتاری نشان داده شده‌اند. محیط انسان در سطوح مختلفی رفتار او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. رفتارهای آنی، تابعی از وضعیتی هستند که در آن اتفاق می‌افتند. شخصیت مردم یک کشور، توسط طبیعت و نوع محیطی که در آن زندگی می‌کنند شکل می‌گیرد. حیوانات هنگامی که در محیط غیرطبیعی یا درون قفس قرار می‌گیرند، رفتارشان تغییر می‌کند.

 

روان‌شناسی محیطی به رفتارهای مرتبط با محیط می‌پردازد. مفاهیم مربوط به محیط و اولویت‌های زیبایی شناختی مورد مطالعه قرار گرفته و در قالب نقشه‌های رفتاری نشان داده شده‌اند. محیط انسان در سطوح مختلفی رفتار او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. رفتارهای آنی، تابعی از وضعیتی هستند که در آن اتفاق می‌افتند. شخصیت مردم یک کشور، توسط طبیعت و نوع محیطی که در آن زندگی می‌کنند شکل می‌گیرد. حیوانات هنگامی که در محیط غیرطبیعی یا درون قفس قرار می‌گیرند، رفتارشان تغییر می‌کند. استرس جمعیت و ویژگی‌های ساختگی و غیرطبیعی شرایط شهری، دلیل عمده افزایش نرخ جرم و جنایت و وقوع اختلالات روانی در بین مردمی است که در شهرها زندگی می‌کنند. روان‌شناسی محیطی کاربردی، سعی در فراهم ساختن معیارهایی برای مدیریت بهتر محیط به منظور زندگی بهتر و رشد شخصیت افراد دارد. این رشته به مطالعه راه‌های موثر بهبود حفاظت از محیط طبیعی و روش‌های بهتر طراحی ساختمان‌ها و شهرها، با در نظر گرفتن نیازها و واکنش‌های رفتاری مردم می‌پردازد.

مقدمه
روان‌شناسی محیطی به رفتارهای مرتبط با محیط فیزیکی می‌پردازد. محیط فیزیکی شامل اشیاء مادّی، گیاهان، حیوانات و انسان‌هاست. روان‌شناسی محیطی، تأکیدی بر فرایندهای تعاملی بین مردم که موضوع دیگر شاخه‌های روان‌شناسی است ندارد. روان‌شناسی محیطی از رویکرد سیستمی که امروزه در شاخه‌های مختلف علوم به عنوان رویکردی مدرن مورد استفاده قرار می‌گیرد، پیروی می‌کند و به مطالعه سازواره‌ها (ارگانیسم‌ها) به عنوان بخشی از اکوسیستم، با تأکید بر موازنه و وابستگی درونی سازواره‌ها و محیط، می‌پردازد. این رشته در خلال دهه ۱۹۶۰ شکل گرفت و «روان‌شناسی محیطی و جمعیت» به عنوان یک بخش مستقل در انجمن روان‌شناسی آمریکا پذیرفته شده است.
اهمیت این رشته در سال‌های اخیر به دلیل ملاحظات بیشتری که به خاطر مشکلات جمعیتی، آلودگی هوا، کاهش منابع طبیعی و نیاز به حفظ حیات وحش، به مساله محیط زیست می‌شود، افزایش یافته است.

مفاهیم روان‌شناسی محیطی
روان‌شناسی محیطی به مطالعه نقشه‌های شناختی فرد در رابطه با محیطش می‌پردازد و ارزش‌ها، معانی و اولویت‌های محیطی را دنبال می‌کند. نقشه‌های رفتاری با توجه به ارتباط فعالیت‌ها به محیط، تهیه شده‌اند. در تکنیک‌های به کار رفته در تهیه این نقشه‌ها، از خط‌ها برای نشان دادن جهت حرکت، رنگ‌ها برای نشان دادن زمان مصرف شده و ... استفاده می‌شود. به تازگی تلاش‌هایی برای مرتبط ساختن اولویت‌های محیطی به ویژگی‌های شخصیتی، نژادی و منش ملّی صورت گرفته است.

تأثیر محیط بر رفتار
فرض بر این است که محیط در سطوح مختلفی رفتار را تحت تأثیر قرار می‌دهد. رفتارهای آنی، تابعی از وضعیتی هستند که در آن اتفاق می‌افتند. برای مثال، آرایش مبلمان و اثاثیه در یک اتاق بر شیوة تعامل افراد در آن اتاق با یکدیگر، تأثیر می‌گذارد. شخصیت مردم یک کشور، توسط طبیعت و نوع محیطی که برای مدتی طولانی در آن زندگی می‌کنند شکل می‌گیرد. تفاوت‌های نژادی در شخصیت، تا حدّ زیادی، به تفاوت محیط‌هایی که مردم نژادهای مختلف برای چندین نسل در آن زیسته‌اند، بستگی دارد. (موس، ۱۹۷۶)
برای مثال، فرض بر این است که آب و هوا بر روی خلق و خوی انسان تأثیر می‌گذارد. آب و هوای سرد مردم را «فعّال» و «سختکوش» می‌کند. احتمال انجماد، باعث ایجاد حس ناامنی می‌شود و در یک محیط سرد، فرد باید به طور مداوم کار کند تا بدنش را گرم نگه دارد. مردمی که در نواحی سردسیر زندگی می‌کنند باید برای زندگیشان از قبل برنامه‌ریزی کنند، غذا و وسایل گرمایی ذخیره کنند و لباس‌ها و کفش‌های مناسب برای زمستان فراهم سازند. محیط نامساعد و دشوار، مردم را پرخاشگر و جسور می‌کند. مردم این گونه محیط‌ها آدم‌هایی عمل‌گرا بار می‌آیند و رویکرد آنان به محیط، تجاوزگرانه، رقابت‌جویانه یا بهره‌بردارانه است. گفته می‌شود که علم و فناوری، نتیجه این نوع رویکرد به محیط است.
در نقطه مقابل، مردمی که در آب و هوای گرم زندگی می‌کنند، معمولاً آدم‌هایی «غیرفعّال» و «کم‌توجه» هستند. ویژگی این نوع خلق و خو، تنبلی و سستی است. کار کردن در مکان‌های بسیار گرم، به خاطر عرق کردن و زود خسته شدن، ناخوشایند است. در مناطق استوایی، فصل‌ها تفاوت چندانی با هم ندارند و استخراج منابع در طول سال آسان است. این نوع آب و هوا، گرایش به تسلیم شدن، دست برداشتن و پذیرفتن شرایط را تقویت می‌کند و رویکرد به محیط، همراه با ترس و خرافات است.
آب و هوای معتدل، مردمی با خلق و خوی «خالص» و «معتدل» بار می‌آورد. ویژگی این نوع خلق و خو، آگاهی از خود و رابطه با محیط است. زندگی این افراد در هماهنگی با محیط است و بینشی که نسبت به نقش محیط در بهبود زندگی دارد، باعث احساس نیاز به حفظ محیط طبیعی می‌گردد. ویژگی خلق و خوی معتدل، کل‌گرایی، شهودی بودن و متوازن بودن است.
حیوانات هنگامی که در محیط غیرطبیعی خود قرار بگیرند، رفتارشان آشفته و غیرعادی می‌شود. نشان داده شده است که حیوانات، نیازهای رفتاری متناسب با عادت‌های طبیعی خود دارند. برای مثال، خرس قطبی، که از رودخانه ماهی می‌گیرد نیاز به تحرّک داشتن برای ماهیگیری دارد. امّا در قفس، چنانچه فرصت ارضاء این نیاز را پیدا نکند، نشانه‌هایی از رفتار ناشی از گرسنگی را بروز خواهد داد، حتی اگر غذای کافی در اختیارش گذاشته شود. بسیاری از حیوانات در قفس، نشانه‌هایی از رفتار غیرعادی مثل بی‌اختیاری از خود بروز می‌دهند. افزایش جمعیت، فراتر از حدّ طبیعی نیز نوعی تغییر محیط محسوب می‌شود و به استرس ناشی از جمعیت می‌انجامد و باعث پرخاشگری و نقش رفتاری می‌گردد.
مطالعات بسیاری، تأثیرات مخرّب شهرنشینی بر روی رفتار انسانی را نشان می‌دهد. الگوهای رفتار غریزی انسان نیز در شرایط شهرهای شلوغ تغییر می‌کند. همچنین نشان داده شده است که وقوع بیماری‌های روانی با شهرنشینی افزایش یافته است. بیشترین میزان شیوع اسکیزوفرنی در مراکز شهرهاست. تنها یک پنجم جمعیت شهرهای بزرگ، نسبتاً به دور از نشانه‌های آسیب‌شناسی به سر می‌برند. نرخ جرم و جنایت در شهرهای بزرگ به مرز هشدار دهنده‌ای رسیده است و بسیاری از شهرهای عمده جهان به عنوان شهر جرم و جنایت شناخته می‌شوند. خشونت‌های فزاینده مادران نسبت به فرزندان و نرخ رو به رشد طلاق و تولد نوزادان نامشروع، نشانگر تغییر و فروپاشی الگوهای رفتار غریزی در انسان‌هاست.
روان‌شناسان محیطی همچنین به مطالعه اثرات محله‌های مختلف زندگی انسان مثل محله‌های کم ارتفاع و ویلایی، آپارتمانی، فقیرنشین و غیره بر پیدایش الگوهای رفتاری می‌پردازند. اثرات خصوصیات مختلف نهادها و سازمان‌ها بر روی رفتار کارکنان و همکاران، از دیگر موضوعات مورد مطالعه در روان‌شناسی محیطی است. پژوهش بر روی تأثیرات انزوا و محیط‌های یکنواخت و خسته کننده را نیز می‌توان در همین بخش قرار داد. ارگونومی یا مطالعه جنبه‌های مختلف محیط کار نظیر گرما، نور و غیره در ارتباط با کارایی و بهره‌وری نیز بخشی از روان‌شناسی محیطی را تشکیل می‌دهد.

● روان‌شناسی محیطی کاربردی
هدف روان‌شناسی محیطی کاربردی، مدیریت بهتر محیط برای زندگی و رشد روانی بهتر است. این رشته به مطالعه راه‌های موثر حفظ محیط طبیعی، روش‌های بهتر طراحی شهرها و محلات، و ابزارهای ارتقاء آگاهی محیطی در بین مردم می‌پردازد.
روان‌شناسی کاربرد زیادی در برنامه‌ریزی شهری دارد. مطالعه بر روی چگونگی کارکرد اجتماعی، نیازهای روان‌شناختی مردم و علایق و سلایق آن‌ها باید در برنامه‌ریزی رشد شهرها در نظر گرفته شود. از آنجا که محیط، شکل‌دهنده و محدود کننده رفتارهاست، برنامه‌ریزی مناسب به منظور اطمینان یافتن از حداکثر رضایت‌مندی، کارایی و رشد، ضرورت دارد.
روان‌شناسی معماری به مطالعه چگونگی بازتاب نیازها و اولویت‌های مردم در سبک‌های معماری و نیز چگونگی شکل‌دهی رفتارها توسط طراحی‌های مختلف می‌پردازد. پیش از به دست آوردن یک طراحی قابل قبول، بررسی دقیق و مناسب نیازهای فرهنگی، اجتماعی و شخصی ساکنان ضرورت دارد. یک طراحی موثر باید آزادی رفتار، تحرّک‌پذیری و انعطاف‌پذیری را به حداکثر برساند. از دیگر ملاحظات می‌توان به استفاده درست یا نادرست از فضا و نیازهای متفاوت و گاه متضاد محرمانگی و اجتماعی بودن اشاره کرد. آموزش مردم در مورد استفاده موثر فضا و مطالعات بعدی درباره اثربخشی انواع مختلف طراحی‌ها، ضرورت دارد. به عنوان مثال، آگاهی از نقطه نظرات جدید درباره چگونگی کارکرد اداره، مدرسه یا بیمارستان، به هنگام طراحی، اهمیت دارد. اطلاع دقیق از انواع فعالیت‌ها و برنامه‌ها و الگوهای تعامل انسانی که در یک ساختمان صورت خواهد گرفت، برای طراحی مناسب معماری آن ساختمان ضرورت دارد.
نشان داده شده است که نزدیکی به عناصر طبیعی مثل گیاهان، درختان و آب، باعث آرامش بیشتر انسان‌ها می‌گردد. در نتیجه، یکی از ملاحظات اصلی معماران و برنامه ریزان شهری، چگونگی به کارگیری عناصر طبیعی در طراحی‌هایشان است.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 10:5  توسط محسن عزیزی  | 

قرآن کریم، سفره گسترده فیض الهی و کلام نورانی پروردگار انسان و جهان است. این منشور آسمانی، معیار و محک درستی و نادرستی اندیشه ها، احکام و رفتار به شمار می آید و هر چه با رهنمودهای آن ناهماهنگ باشد، فاقد ارزش و اعتبار است.

● معیار و میزان
قرآن کریم، سفره گسترده فیض الهی و کلام نورانی پروردگار انسان و جهان است. این منشور آسمانی، معیار و محک درستی و نادرستی اندیشه ها، احکام و رفتار به شمار می آید و هر چه با رهنمودهای آن ناهماهنگ باشد، فاقد ارزش و اعتبار است.
از آنجا که برای شناخت درست از نادرست در هر موضوعی به «معیار» و «میزان» نیاز است، رجوع به این کتاب الهی در هر زمینه، به ویژه اخلاق و خودسازی و هنجارهای رفتاری یک ضرورت است.
این سند نبوت و معجزه جاوید حضرت رسول ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در صورتی می تواند در زندگی و اخلاق فردی و اجتماعی ما تأثیرگذار باشد که «امامت قرآن» را بپذیریم; به هدایت آن گردن بنهیم و آن را به عنوان «الگو» قبول و خود را به آن عرضه کنیم و ارزیابی اخلاق و عمل خویش را با این «میزان» انجام دهیم. آنگاه روشن می شود که چه کسی «اخلاق قرآنی» دارد و چه کسی از چنین تربیتی دور شده است.
قرآن کریم، پیامبر عزیز ما را «اسوه حسنه» معرفی می کند[۱] و او را به مدال (انّک لعلی خلق عظیم)[۲] مفتخر می سازد. آن حضرت نیز خود را مؤدب به اخلاق الهی و متخلّق به اخلاق قرآنی ساخته، می فرمود: «ادَّبنی ربّی فاحسَنَ تأدیبی»;[۳] «پروردگارم مرا تأدیب و تربیت کرده و خوب ادبم کرده است.»
از زبان یکی از همسران پیامبر نیز درباره اخلاق آن حضرت نقل شده است که: «خُلْقُ رسول اللّه القرآنُ»;[۴] «اخلاق او قرآن بود.» این نشان می دهد که تجسم و تبلوری از قرآن را در رفتار پیامبر خدا می توان مشاهده کرد. پس در راستای هدف بعثت نبوی که فرمود: «بُعِثْتُ لاَِتمم مکارم الأخلاق»;[۵] بجاست اخلاق قرآنی را هم از کلام وحی و هم از سیره نبوی بیاموزیم و خلق و خوی خویش را با این معیارهای نورانی آراسته سازیم. به چند نمونه در این نوشتار، بسنده می شود:

● امیر نفس و اسیر نفس
از برجسته ترین صفات یک انسان وارسته و اخلاقی، «تسلط بر نفس» در مقابل کششهای نفس امّاره و تمایلات و وسوسه های شیطانی است. از این خصیصه می توان به عنوان «تقوا» و «عفاف» هم نام برد.
قدرت اراده و انتخاب، معجزه می کند، به شرط آنکه از این نعمت الهی و ودیعه ربانی بهره شایسته ببریم و بذر وجود را به برگ و بار بنشانیم.
کنترل قوای درونی و غرایز از طغیان و عصیان که در فرهنگ قرآن از آن به «جهاد با نفس» تعبیر می شود، ثمره این حسن استفاده از آن قدرت است; ثمره آن هم رسیدن به بهشت الهی است.
در قرآن کریم می خوانیم:
(وَ اَمّا مَنْ خافَ مقامَ رَبِّه و نَهیَ النَّفسَ عَنِ الهوی، فإِنَّ الجَنَّة هی المأوی)[۶]
«هر کس از جایگاه پروردگارش بیمناک باشد و "نفس" را از هوی و هوس بازدارد، به یقین جایگاهش بهشت برین است.»
بیم از خدا و حاضر و ناظر دیدن او، به انسان نیروی کنترل نفس می دهد. خشم و غضب قابل کنترل است و جایگزین آن «حلم» است. شهوت و غریزه جنسی را می توان با تقوا مهار کرد و به «عفاف» رسید. حرص و طمع را هم می توان با مناعت طبع به بند کشید و بر اریکه «قناعت» تکیه زد. بخل و حسد را نیز می توان درمان کرد و از دام دنیازدگی رست. خمیر مایه همه اینها، مهار زدن بر تمنیّات سیری ناپذیر نفس حیوانی است. نفس سرکش را می توان رام ساخت و به جای «اسیر نفس» شدن، «امیر نفس» شد.
وادادگی برخی به جایی می رسد که نه تنها با تمنیّات و شهوات نفس مجاهده نمی کنند، بلکه به «نفس پرستی» دچار می شوند و نفس و خواسته هایش برای آنان بتی می شود که خود را در آستان آن قربانی می کنند.
اگر قرآن کریم، ملامت گرانه می فرماید:
(اَفرَأیتَ مَنِ اتَّخذَ اِلهَهُ هَواه؟)[۷]
«آیا دیدی آن را که هوای خویش را معبود خود قرار داد؟»
اشاره به این گونه اسیران نفس و پرستندگان هوسهایند که به جای «امارت بر نفس» دچار «اسارت نفس» شده اند.

● خودفراموشی و خدا فراموشی
به جای آنکه روح، در خدمت جسم باشد (که اغلب دچار آنند)، اگر جسم و تن مَرکب شود و روح و خرد، «سوار»، آنگاه جز در «ساحل بیداری» و «خانه پاکی» فرود نخواهد آمد.
رجوع به فطرت خدایی و زدودن گرد و غبار غفلت و نسیان از آینه جان، گل وجود را شکوفا می سازد. ولی به دنبال «خدافراموشی»، «خودفراموشی» است و در پی خودفراموشی هم، باختن زندگی و سوختن جاودانه در دوزخ عقوبت.
این معادله را قرآن کریم، چنین بیان می کند:
(نَسُوا اللّه فَاَنساهُمْ اَنْفُسَهم)[۸]
«خدا را فراموش کردند، خداوند هم آنان را از خودشان فراموشاند!»
اینکه فرموده اند: عالم محضر خداست و در محضر خدا گناه نکنید، یک حقیقت قرآنی است و هشداری است که آن «فراموشی» پدید نیاید. کدام صحنه و عمل است که از خدا پوشیده بماند؟ و چه کسی می تواند کاری کند و حرفی بزند که از خدای بصیر و سمیع، مکتوم و مخفی بماند؟ هشدار قرآن کریم چنین است:
(اَلَم یَعلم بِاَنَّ اللّهَ یَری؟)[۹]
«آیا ندانست که خدا می بیند؟»
چه چیزی جز یک شرم مقدس می تواند انسان را به این مرحله از رشد فکری و شکوفایی معنوی برساند که از خدای متعال که همه جا حاضر و ناظر اعمال اوست شرم کند و نافرمانی نکند؟
کسی که خود را و فطرت خویش را و هدف خلقت خود را از یاد برد، «بندگی خدا» را هم فراموش می کند و از چنین کسی انتظار «رشد» و فلاح و رستگاری نیست.
«خودآگاهی»، کیمیای گرانبهایی است که تضمین کننده رستگاری انسان است. «غفلت» نیز، زیربنا و ریشه عمده تباهیها و سقوطهای اخلاقی است.
قرآن کریم، هم خودش «ذکر» است و یاد، هم پیامبران را «مذکِّر» و یادآور می شمارد; هم نماز را «ذکر خدا» معرفی می کند و هم یادآور حقایقی همچون: ضعف و زبونی انسان، کوتاهی عمر، حسابرسی قیامت، فرجام بهشت یا دوزخ، نعمتهای الهی و لزوم شکر، دشمنی شیطان با انسان، تباه شدن جوهره انسان در اثر حرص و آز، سرنوشت شوم اقوام لجوج و ناسپاس گذشته و ... است.
این گونه است که مفتاح ذکر، گشاینده درهای سعادت به روی انسان می شود. قرآن کریم توصیه می کند که مبادا اموال و اولاد، شما را از «یاد خدا» غافل و سرگرم کند و در نتیجه از خاسران شوید:
(یا ایّها الَّذینَ آمَنوا لا تُلهِکُمْ اَموالُکُمْ وَ لا اَوْلادُکُمْ عَنْ ذکراللّه ...)[۱۰]
چرا که این گونه فراموشی، به فراموشی انسان از خویش و سعادت و فرجامش منتهی می شود و همین; بزرگ ترین خسارت و باخت برای اوست. قرآن، هم یادآور پیوسته و مکرر «ربوبیت خدا»ست، هم یادآور «عبودیت انسان»، تا از گلیم بندگی پای را فراتر نگذارد و به محدوده طغیان و عصیان وارد نشود.
خداوند، ستارالعیوب است، ولی غافل و جاهل نیست. در خلوت و جلوت و تنهایی و جمع، با ماست و از ضمیر و ظاهر ما آگاه است.
(وَ هُوَ مَعَکُمْ اَیْنَما کُنْتُمْ واللّهُ بما تَعْمَلُونَ بصیر)[۱۱]
روز قیامت، چه آبروهایی که بر خاک رسوایی می ریزد! این سزای آنان است که گوهر «یاد» را گم کرده و گرفتار غفلت از «خدا» و «خود» شده باشند.

● شست و شوی روح
گاهی اشتغالات روزمره و گرفتاریهای زندگی، انسان را از رسیدن به «خود» و رشد دادن به نهال وجود غافل می سازد و روح، دچار فرسایش می شود. اگر خستگی جسم با تفریحات سالم و استراحت از بین می رود، خستگیهای روحی هم در سایه سار نیایش و دعا به آرامش می رسد.
«آب»، تشنگی جسم را فرو می نشاند و «اشک» تشنگی روح و جان را. از این رو، «نیایش» یکی از ضروری ترین نیازهای زندگی است.
قرآن بارها تأکید کرده، تا انسانها در معبد نیایش، سرِ بندگی و خضوع بسایند و با تهجد و دعا و ذکر و استغفار، بنده بودن خویش را به یاد آورند. فرمانهای «اعبدوا اللّه» که در قرآن است، برای بیدار ساختن فطرت خداجویی است.
انسان تا «بنده» نشود، «آزاد» نمی شود. در پیشگاه خداوند، هر که خاضع تر و بنده تر و خاکی تر باشد، عزیزتر و مقرب تر است.
(اِنَّ الَّذینَ عِنْدَ ربِّک لا یَستکبرونَ عَنْ عبادته ...)[۱۲]
«آنان که نزد پروردگار تواند، از پرستش او متکبرانه سرباز نمی زنند.»
اگر زبان فطرت ما تجلی و ظهور یابد، همان «عبادت» می شود. باید روزی چند بار، روح را در «چشمه بندگی» شستشو داد و نهال فطرت را آبیاری کرد. عبادت هم، اگر عارفانه و آگاهانه و با بصیرت باشد، غبار رذایل را از چهره جان می زداید و پرده غفلت را ـ اگر بر سراچه دلها آویخته باشد ـ کنار می زند. عبادت، نوعی سپاس به درگاه ولی نعمت ماست. در قرآن هم فرمان «عبادت» و «شکر» با هم آمده است: (وَ اعْبُدوهُ وَ اشکروا له ...).[۱۳]
اگر دل را از غرور و عجب و خودخواهی و خودبینی پاک کنیم، تبدیل به یک «آینه» می شود و در این آینه، نور خدا تجلی می کند. آلودگی درونی، غبار چهره جان است. آینه غبار گرفته، چهره ای تیره و غیرشفاف نشان می دهد. پس راهی جز زدودن گرد و غبار غفلت از سیمای آینه دل نیست، تا بتواند جلوه گاه نور گردد.

● رعایت حرمتها
پاسداشت حرمتها و مراعات حریمها، جلوه ای دیگر از تربیت قرآنی است. حق پدر و مادر، از مهم ترین حقوق است که «احسان به والدین» در کنار «عبادت خدا» آمده است و قرآن چنین مؤکد به رعایت حرمت پدر و مادر فرمان می دهد و از تندی و پرخاش نسبت به آنان برحذر می دارد و به سخن نیک و لحن شایسته در گفتار و برخوردی خاضعانه و متواضعانه با ایشان و گشودن بال رحمت و رأفت مهر بر سر آنان و نیز خیرخواهی و دلسوزی و دعا درباره آنان دستور می دهد.
اینها همه، در آیه (اِمّا یَبْلُغَنَّ عندکَ الکِبَرَ اَحدهُما او کلاهُما فَلا تَقُلْ لهما اُفٍّ ...)[۱۴] آمده است.
اخلاق قرآنی، در حرمت نهادن به پدر و مادر و قدرشناسی از زحمات آنان جلوه گر است. قرآن بارها در کنار دعوت به توحید و نهی از شرک، به «احسان به والدین» دستور داده و در جایی هم به وضوح و صراحت، سپاسگزاری در آستان خدا و سپاس نسبت به پدر و مادر را کنار هم مطرح کرده است:
(اَنِ اشْکُرْ لی وَ لِوالدیک)[۱۵]
سلوک قرآنی، تنها در پیمودن راههای پرپیچ و خم عرفانی و تهذیب نفسهای پارسایانه و تقواهای شگرف نیست. ادب و احترام نسبت به پدر و مادر هم، که امری پیش پا افتاده و خانوادگی و فامیلی است، از گردونه «اخلاق قرآنی» بیرون نیست.
در روایات، رعایت ادب و احسان نسبت به آن دو را به این دانسته اند که: آنان را به اسم صدا نکنی; به احترامشان برخیزی; از آنان جلوتر راه نروی; با آنان بلند و پرخاشگرانه سخن نگویی; نیازهایشان را برآوری; خدمتگزاری به آنان را وظیفه ای بزرگ بدانی و از آنان در سن کهولت و سالخوردگی و از کارافتادگی مراقبت کنی. آنان، گوهرهای خانگی اند و حفظ این گوهرها، فرمان قرآن است.

● صدق و راستی
«راستی» در گفتار و کردار، در نیت و عمل، در دوستی و رفاقت، در گواهی و مشارکت، در قول و قرار و عهد و پیمان، در امتحان و کار، در همسایگی و روابط و ... یک ارزش مهم اخلاقی به شمار می رود. در مقابل، دروغ و نیرنگ و شیادی، گندم نمایی و جو فروشی، وعده دادن و خلف وعده کردن، از مظاهرِ «عدم صداقت» است که بنیان جامعه را بر هم می زند.
میدان «صدق»، تنها در گفتار نیست. صداقت در ابراز محبت و صدق در عهد و صدق در ایمان هم از مصادیق راستی است. قرآن کریم دستور می دهد که با راستان باشید: (وَ کُونوا مع الصّادقین).[۱۶]
از حضرت اسماعیل با عنوانِ «صادق الوعد» یاد می کند;[۱۷] از مقام والای صدیقین ستایش می کند و روز قیامت را روزی می داند که صدق صادقان و راستی راستان به فریادشان می رسد: (هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصّادقینَ صدقهم).[۱۸]
از لقبهای پرافتخار و دوست داشتنی حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ نیز، «صدیقه» است.
تربیت شده اخلاق قرآنی، نه دروغ می گوید; نه ریا و تظاهر می کند; نه دیگران را فریب می دهد; نه دچار نفاق و دورویی می شود; نه برای جلب منافع مادی، کم فروشی و احتکار و تقلب می کند. ناهمخوانی ظاهر و باطن و یکی نبودنِ «بود» و «نمود»، از عدم صداقت سرچشمه می گیرد.
از قول بایزید بسطامی چنین نقل شده است:
«یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که می نمایی.»
امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: بد بنده ای است آنکه دو چهره و دو زبان داشته باشد; در حضور برادر دینی او را می ستاید و پشت سر، او را می خورد![۱۹]
«صداقت سیاسی» هم خود را در مسائل اجتماعی و فعالیتهای گروهی و جناح بندیها و طرفداریها و موضع گیریها نشان می دهد و دورویی از بازیگری و رندی آشکار می شود.
اساس اسلام بر «صداقت» است. سعدی چه نیکو گفته است:
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر، که اخلاص به پیشانی نیست

● حُسن خُلق
تندخویی و بداخلاقی، جهنمی سوزان برای خود فرد و دیگران است. «حسن خلق» و رفتار نیک و برخورد شایسته، جامعه و محیط و خانه و محل کار و آموزشگاه و اداره را به «بهشت» تبدیل می کند.
ماهی به آب زنده است و یک مسلمان اجتماعی به حسن سلوک و خوش خلقی و مدارا با دیگران. قرآن کریم، اخلاق کریمانه حضرت رسول ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را می ستاید و با لقبِ «اِنَّک لَعلی خُلْق عظیم» مفتخرش می سازد و عامل محبوبیت و رمز جاذبه و موفقیت او را عطوفت و مهربانی و اخلاق نرم و زیبا معرفی می کند:
(وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غلیظَ القلبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ)[۲۰]
«اگر خشن و تندخو و سخت دل بودی، مردم از دور تو پراکنده می شدند.»
بنده حلقه به گوش ار ننوازی برود
لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقه به گوش
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بخش مهمی از موفقیت خویش را در تبلیغ دین و دعوت مردم، مدیون اخلاق نیک خود بود. رفتارا و دلِ سرسخت ترین دشمنان و متکبرترین جاهلان را نیز نرم و رام می کرد. آن حضرت می فرمود:
«انسان با "حسن خلق" می تواند به درجه "صائم قائم" برسد، یعنی کسی که روزها روزه و شب ها مشغول عبادت و تهجد است.»[۲۱]
خداوند در قرآن به پیامبر عزیزش دستور می دهد که با مردم با عفو و فرمان به نیکی و اعراض از جاهلان برخورد کند و از اصحاب او نیز با عنوانِ «رُحَماء بینهم» یاد می کند. مسلمان اگر «حسن خلق» نداشته باشد، به اخلاق قرآنی آراسته نیست; هر چند شب و روزش به عبادت بگذرد!

● پرهیز از بدگمانی
نحوه فکر و شناخت، در نحوه عمل و رفتار انسان مؤثر است. کسی که گمان و حدس را پایه قضاوتها و عملهای خود قرار دهد، بسیار خطا می کند و به اشتباه می افتد.
«سوء ظن»، بدگمانی ای است که ریشه معرفتی و یقینی ندارد و هر کس به مردم بدبین شد، هم ایمان خویش را می سوزاند و هم رابطه اش با دیگران اختلال می یابد. اگر کسی بتواند گمان خود را کنترل کند و از سوء ظن رها شود، زندگی را برای خود گوارا می سازد و جلوی بسیاری از خلافها و گناهان و جرایم نیز گرفته می شود.
قرآن به مؤمنان چنین دستور می دهد:
(اِجتَنِبُوا کثیراً مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ اِثْمٌ)[۲۲]
«از بسیاری از گمانها بپرهیزید، به یقین برخی از گمانها گناه است.»
آنکه با عینک بدبینی به جهان و آفرینش می نگرد، خود را در معرض تباهی قرار می دهد. بدبینی به مردم نیز پیامدهای ناگوار اجتماعی دارد. بدگمانی، سرطان روح و ویروس تباه کننده روان و اندیشه است.
توصیه دینی این است که نسبت به کار دیگران، تا آنجا که می توان باید خوشبین بود و کارها را «حمل به صحت» کرد و برای افعال دیگران «محمل صحیح» یافت. اگر بدبینی در جان انسان نفوذ کند، به راحتی دروغ می گوید و تهمت و افترا می زند و غیبت می کند و به علاوه، «آرامش روان» را هم از انسان سلب می کند.

● فروتنی و خاکساری

خاکساری و تواضع، گوهری است که عارفان خودشناس و خداشناس آن را دارند و برخورد متواضعانه با همنشینان و دوستان را مایه عزت و سربلندی می دانند و آن را وسیله جذب دلها و محبتها قرار می دهند.
رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در برخورد با مردم این ویژگی را داشت، نرم و متواضع و خاکی بود.
(فَبما رَحْمَة مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ)[۲۳]
تواضع، جلوه های مختلف دارد. نحوه نگاه، نحوه سخن گفتن، نوع راه رفتن، کیفیت غذا خوردن، شیوه نشستن و برخاستن، رفتار با دیگران، لباس پوشیدن و ... همه و همه، هم می تواند متکبرانه باشد، هم متواضعانه.
قرآن کریم از ویژگیهای بندگان خاص، یکی هم تواضع را نام می برد:
(وَ عبادُ الرَّحمن الذین یَمْشُونَ عَلَی الأَرضِ هَوْناً ...)[۲۴]
«بندگان خدا در روی زمین متواضعانه راه می روند ... .»
از توصیه های لقمان حکیم به فرزندش یکی هم تواضع است:
«فرزندم! چهره خود را از روی بی اعتنایی از مردم بر نگردان، روی زمین متکبرانه راه مرو، که خداوند متعال مغروران فخر فروش را دوست نمی دارد. در راه رفتن میانه رو باش، صدایت را پایین بیاور، همانا زشت ترین صداها صدای الاغ است.»[۲۵]
انسانِ خویش گم کرده و مغرور، ضعفها و کاستیهای خود را فراموش می کند و بر دیگران کبر و فخر و بزرگی می فروشد و رفتاری از روی بی اعتنایی و تحقیر با دیگران دارد و هیچ کس را در دانش و کمال و کاردانی و خوبی و پاکی، مثل خود نمی داند. نتیجه چنین چیزی جز غرور و کبر نیست.
تواضع در گفتار و رفتار و نشست و برخاست و معاشرت و نگاه و سلام و ... جوهره تهذیب شده انسان را آشکار می سازد. از این رو انبیا و اولیای الهی، اخلاقشان تواضع و برخوردشان فروتنی بود.

● سپاس نعمت
تا انسان «نعمت» را نشناسد، به حالتِ «شکر» نمی رسد. راه شاکر شدن، شناخت نعمت و صاحب اصلی نعمت است. باید «داشته»ها را با «نداشته»ها سنجید و برخورداریها را با نداشته ها مقایسه کرد و به نعمتها آگاه شد و آنها را سپاس گفت. این، اخلاق و تربیت قرآنی و نبوی است.
در سراسر قرآن، توجه دادن به نعمتها مشهود است. یاد کردن از اولیای الهی که قدرشناس نعمتهای خدا بوده اند نیز، فراوان در آیات کلام الله به چشم می خورد.
قرآن کریم تصریح دارد که شما قدرت شمارش نعمتهای الهی را ندارید:
(وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَة اللّهِ لا تُحْصُوها)[۲۶]
ولی از سوی دیگر توصیه به یادکرد نعمتها و شکر آنها می کند:
(اُذْکُرُوا نِعْمتی الَّتی اَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ)[۲۷]
از دست و زبان که برآید
کز عهده شکرش به در آید؟
به هر حال، شاکر بودن، اخلاق شایسته قرآنی است. یکی از کلیدهای گشایش «باب شکر» توجه به برتریها و برخورداریهاست. این نیز به مواهب مادی محدود نمی شود. تندرستی، جوانی، عقل، مسلمانی، امنیت، فراغت، حافظه، محبت اهل بیت، ولایت، ترک گناه، ذوق هنری، روحیه خدمت رسانی، گویایی زبان، محبوبیت اجتماعی، زیبایی، برخورداری از پدر و مادر خوب، داشتن معلم شایسته و دوستان پاک و ... همه از نعمتهای ارزشمند الهی اند و می بینید که اگر قصد شمارش باشد، انسان به ستوه می آید و بی شماری نعمتها زبانش را می بندد.
اما قانون الهی و سنتی که در قرآن به آن تصریح شده، این است که:
(لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاََزیدَنَّکُمْ)[۲۸]
«اگر شکر و سپاس کنید، بر شما می افزایم.»
شکر نعمت، نعمتت افزون کند
کفر نعمت، از کَفَت بیرون کند
برای شکرانه نعمت هم باید از او توفیق خواست، که بی مدد او، از عهده شکر کوچک ترین نعمتش هم بر نخواهیم آمد.
نمونه های اخلاق قرآنی فراوان است. آنچه گفته آمد، تنها نمونه ای از بسیار است. باشد که به خُلق قرآنی آراسته شویم و کتاب خدا را الگوی رفتار خویش سازیم.

نویسنده: جواد محدثی


[۱]- سوره احزاب (۳۳) آیه ۲.
[۲]- سوره قلم (۶۸) آیه ۴.
[۳]- میزان الحکمه، ج ۱، ص ۷۸.
[۴]- سنن النبی، ص ۵۸.
[۵]- مکارم الاخلاق، ص ۵.
[۶]- سوره نازعات (۷۹) آیه ۴۰ و ۴۱.
[۷]- سوره جاثیه (۴۵) آیه ۲۳.
[۸]- سوره حشر (۵۹) آیه ۱۹.
[۹]- سوره علق (۹۶) آیه ۱۴.
[۱۰]- سوره منافقون (۶۳) آیه ۹.
[۱۱]- سوره حدید (۵۷) آیه ۴.
[۱۲]- سوره اعراف (۷) آیه ۲۰۶.
[۱۳]- سوره عنکبوت (۲۹) آیه ۱۷.
[۱۴]- سوره اسراء (۱۷) آیه ۲۳ و ۲۴.
[۱۵]- سوره لقمان (۳۱) آیه ۱۴.
[۱۶]- سوره توبه (۹) آیه ۱۲۰.
[۱۷]- سوره مریم (۱۹) آیه ۵۴.
[۱۸]- سوره مائده (۵) آیه ۱۱۹.
[۱۹]- بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۰۳.
[۲۰]- سوره آل عمران (۳) آیه ۱۵۹.
[۲۱]- میزان الحکمه، ج ۳، ص ۱۳۹.
[۲۲]- سوره حجرات (۴۹) آیه ۱۲.
[۲۳]- سوره آل عمران (۳) آیه ۱۵۹.
[۲۴]- سوره فرقان (۲۵) آیه ۶۳.
[۲۵]- سوره لقمان (۳۱) آیه ۱۸ و ۱۹.
[۲۶]- سوره ابراهیم (۱۴) آیه ۳۴.
[۲۷]- سوره بقره (۲) آیه ۴۰.
[۲۸]- سوره ابراهیم (۱۴) آیه ۷.

 

خبرگزاری فارس

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 14:41  توسط محسن عزیزی  | 

اغلب دانش آموزان، دانشجويان و علاقه مندان آموزشي از مربيان و استادان خود بارها پرسش مي کنند که چگونه مطالعه کنيم تا مطالب را بهتر در ذهن سازماندهي کنيم؟ صبح زود مطالعه کنيم يا شب هنگام؟ با صداي بلند مطالعه کنيم يا به آهستگي مطالب را مرور کنيم؟ پيشکسوتان فرهنگي نيز با توجه به تجربيات و روش هاي علمي شيوه هايي را توصيه مي کنند. مطلب زير از کتاب زمينه روانشناسي "هيلگارد" تهيه شده که مي تواند پاسخگوي برخي از پرسش هاي مربوط به شيوه هاي مطالعاتي باشد. با هم اين مطلب را مرور مي کنيم:اساس امر مطالعه و خواندن بدون فراموشي، يادگيري و حافظه است. در اين جا با تکنيک " PQRST"  که مخفف آن در زبان لاتين، " Preview " مرور اجمالي، " Question " سوال، " Read " خواندن، "Self-recitation" تلقين و تکرار " Test" آزمون است آشنا مي شويد.

 

در زبان فارسی به این روش و شیوه های مشابه آن پس خبا یا پس ختام می گویند.


مرحله P (مرور اجمالي): در اولين گام مطالعه، مروري اجمالي بر کل مطالب مورد مطالعه کنيد تا از موضوعهاي اصلي آن تصوري پيدا کنيد. اين کار را مي توان با خواندن رئوس مطالب و سپس گفتارهاي اصلي و تصاوير و عکس هاي آن انجام داد. مهمترين جنبه مرحله مرور اجمالي اين است که مي توان خلاصه مطالب را در پايان هر فصل به دقت خواند و در مورد هر يک از نکاتي که در اين خلاصه آمده است تامل کرد. خواه ناخواه به ذهنتان خطور مي کند که بايد پس از خواندن مطالب جواب را پيدا کرده باشيد و دستاورد اين مرحله، به دست آوردن ديد کلي نسبت به عناوين فصل ها و نحوه سازماندهي آنهاست.

 

 مرحله Q (پرسش کردن): عناوين اصلي مطالب را به يک يا چند پرسش تبديل کنيد؛ پرسش هايي که با خواندن آن گفتارها، به پاسخ آنها دست مي يابيد. بايد از خود بپرسيد: " مطالب عمده اي که مولف مي خواهد در اين گفتار بيان کند، چيست؟"

 
مرحله R (خواندن): در اين مرحله، گفتار مورد نظر را با دقت به معناي آن بخوانيد و بکوشيد جواب پرسش هايي را که در مرحله Q مطرح کرده بوديد بيابيد، لذا بايد در مورد آنچه که در دست مطالعه داريد تامل کنيد و آن را به مطالب ديگري که مي دانيد ارتباط دهيد. پس مي توان واژه ها يا عبارات کليدي را در متن علامت زد. اصولا مي بايست 10 الي 15 درصد متن را علامت زد زيرا در اين مرحله، هدف اين است که واژه ها يا مطالب اصلي متن مشخص شود تا بعد بتوانيد آنها را مرور کنيد. تا وقتي تمام گفتار و مطالب کليدي آن را نخوانده ايد يادداشت برنداريد اين کار کمک مي کند اهميت نسبي هر نکته را دريابيد.


مرحله S (تلقين و تکرار): پس از به پايان رساندن مطالعه مطالب بکوشيد تا نکات عمده آن را به ياد آوريد و اطلاعاتي را که در آن مطرح شده است از حفظ بيان کنيد، درس پس دادن به خود، روش بسيار موثري براي تثبيت مطالب در حافظه است. مطالب را به زبان خودتان بيان کنيد و اطلاعات مطرح شده را از حفظ بگوييد. در نبود افراد بهتر است با صداي بلند اين کار را انجام دهيد اما اگر افراد ديگري هم حضور دارند مي توانيد اين کار را در ذهنتان انجام دهيد. مطلب را با متن مقابله کنيد تا مطمئن شويد که آنها را درست و کامل به ياد آورده ايد. با تکرار يا از برکردن مطالب، متوجه مي شويد که چه چيزهايي را به خاطر نسپرده ايد. اين کار به شما کمک مي کند تا اطلاعات را در ذهن خود سازماندهي کنيد. پس از آنکه گفتار اولي به پايان رسيد مي توانيد به گفتار بعدي بپردازيد و باز هم مراحل S.R.Q را در مورد آن به کار بنديد. همين روش را تا پايان گفتارهاي يک فصل اعمال کنيد.

 

مرحله T (آزمون): پس از پايان مطالعه يک فصل، بايد از خودتان امتحان بگيريد و کل مطالب فصل را مرور کنيد. بنابراين يادداشت هاي خود را دوره کنيد و ببينيد که آيا نکات اصلي را به ياد مي آوريد يا نه؟ بکوشيد تا دريابيد که مطالب مختلف فصلها چه ارتباطي با هم دارند؟ در مرحله T ، ممکن است براي يافتن مطالب و نکات کليدي به کل فصل مراجعه کنيد و در اين مرحله بايد خلاصه فصل ها را بخوانيد، همچنين به هر مدخلي جزئيات بيشتري بيفزائيد. مرحله T را نبايد به شب امتحان موکول کرد، بهترين زمان براي اولين مرور هر فصل، بلافاصله پس از خواندن آن است. پژوهشهاي انجام شده نشان مي دهد که روش (PQRST) بسيار مفيد بوده است، به گونه اي که بر روخواني ساده مطالب فصل، از ابتدا تا انتها ارجحيت دارد، مرحله تلقين و تکرار در اين روش بسيار مهم است. به جاي چند بار خواندن مطالب بخش عمده زمان مطالعه را براي حفظ کردن فعالانه مطالب صرف کنيد. بر اساس پژوهشهاي انجام شده، خواندن دقيق خلاصه مطالب هر فصل، پيش از خواندن آن، بهره وري مطالعه را بسيار بيشتر مي کند. خواندن خلاصه هر فصل سبب مي شود که کل مطالب آن در ذهن سازماندهي شود. حتي اگر نخواهيد از تمام مراحل روش (PQRST) پيروي کنيد خوب است به اهميت تلقين و تکرار و خواندن خلاصه مطلب فصل براي ورود به مطلب توجه خاصي مبذول کنيد.

 

منبع:

http://www.learningskills.blogfa.com/post-7.aspx

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 10:53  توسط محسن عزیزی  | 

تمرکز در لغت یعنی تراکم ، فشردگی مجموعه، چکیده، تمرکز در اصطلاح یعنی حفظ و نگهداری توجه و تمرکز حواس ، روی موضوعی معین ، بدون تمرکز حواس ، یادگیری مثمر ثمر نخواهد بود .

مقدمه :
انسان ، به سبب ویژگیهای بی نظیرش در میان همه موجودات ، عنوان اشرف مخلوقات را به خود اختصاص داده است. او استعداد خاص تفکر و یادگیری دارد که به او اجازه می دهد اعمال خاص انجام دهد . نتایج اعمالش را پیش بینی و ارزیابی کند .تغییر و تحولات گوناگون و سریعی را در عرصه علم و فناوری به وجود آورد. آنچنان که به قول تافلر دنیا را به دهکده ای تبدیل کند که اطلاعات را در سریع ترین زمان ممکن از قاره ای به قاره دیگر انتقال دهد . بنابراین بر اثر پیشرفت سریع و غیر قابل انتظاری که در قلمرو دانش و فناوری طی چند قرن اخیر نصیب انسان شده است حجم اطلاعات و دانسته های بشری روز به روز به طور سر سام آوری در حال افزایش است. بر دانش آموزان و دانشجویان لازم است که هرچه سریعتر خود را با این تغییر و تحولات همگام سازند. در این راستا، بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان کوشش زیاد می کنند . بسیار مطالعه می کنند اما به دلیل عدم توانایی در تمرکز حواس، هنگام مطالعه نمی توانند به نتیجه د لخواه دست یابند.
تمرکز در لغت یعنی تراکم ، فشردگی مجموعه، چکیده، تمرکز در اصطلاح یعنی حفظ و نگهداری توجه و تمرکز حواس ، روی موضوعی معین ، بدون تمرکز حواس ، یادگیری مثمر ثمر نخواهد بود . بنابر این همه افراد توانایی تمرکز دارند و چون تمرکز نسبی است یعنی کسی نمی تواند ادعا کند کاملا حواس پرت است ویا همیشه تمرکز حواس دارد.تمرکز گاهی ساده است و گاهی مشکل. تمرکز در موضوع هایی که نیاز به تفکرو تجزیه و تحلیل دارند مشکل و تمرکز در موضوع هایی که جنبه ی تفریحی و سرگرمی دارند ، بسیار آسان است.

تمرکز حواس:
یعنی عوامل حواس پرتی را به حد اقل رساندن… تمرکز هر شخص به نسبت کاهش عوامل حواس پرتی او افزایش می یابد و بنا به تغییرات موقعیت ذهنی و محیطی او تغییر می کند . بیشتر افراد گمان می کنند که تمرکز یک امر ذاتی و تغییر آن ناممکن است ، در حالی که تمرکز یک امر اکتسابی است و باید هر روز پرورش و جهت داده شود و هر کس با هوش عادی خود می تواند به آن دست یابد. پس برقراری تمرکز حواس به میزان کاهش عوامل حواس پرتی بستگی دارد . یعنی هر چه عوامل مزاحم و مخل تمرکز بیشتر باشند توانایی حفظ تمرکز حواس کمتر است و بر عکس. لذا حواس پرتی ؛ یعنی خارج شدن از روند مطالعه یا جریان کا ری و فرو رفتن در افکار و تخیلات و یا انجام کار دیگر.
منشاء حواس پراگندگی:
حواس پرتی یا منشاء ذهنی و درونی دارد و یا منشاء بیرونی و محیطی
حواس پرتی درونی و ذهنی:
عبارت است از اشکالات فکری انسان و اندیشه هایی که موانعی بر سر راه توجه دقیق به مطالعه و تمرکز حواس ایجاد می کنند. این موقع شامل مواردی از قبیل: درد، رنج، غم وغصه ، نگرانی، گرسنگی و تشنگی ، سردی و گرمی ، ترس و خشم و شادی ، سردرد و … می باشد

حواس پرتی بیرونی و محیطی:
آنچه که به محیط پیرامون فرد ارتباط پیدا می کند و یا تحریکات غیر عادی که توسط حواس مختلف انسان ایجاد می شوند مانند نور شدید و نور ضعیف ، صداهای ناهنجار، روشن بودن رسانه ای صوتی و تصویری و نظایر اینها ممکن است فرایند تمرکز حواس را با اشکال مواجه کنند. رهایی از حواس پرتی و ایجاد تمرکز حواس در افراد مختلف ، متفاوت است و به حالت درونی ، تجربه ها مکان و موقعیت آنها بستگی دارد. . برخی از افراد اظهار می دارند که من آدم کاملا حواس پرتی هستم و برخی دیگر می گویند نمی توانم تمرکز حواسم را به روی کاری حفظ کنم . در حالی که این تفکر غلط است و هیچ کس نباید خود را فردی کاملا حواس پرت یا فاقد تمرکز حواس بداند بلکه بهتر است وقتی که تمرکز حواس فردی دچار اختلال شد ، بگوید در این لحظه و در محیط فعلی حواس پرتی من بیشتر و میزان تمرکزمن کمتر است. لذا حواس پرتی بیشتر علل درونی دارد و به طبیعت خود فرد، ویژگیها، حالات روحی و روانی، و عادات فردی بستگی دارد.بی شک حواس پرتی بیرونی آسانتر از عوامل حواس پرتی درونی بر طرف می شود .پس می توان بدون توجه به عوامل محیطی مانند : سرو صدای زیاد، شلوغ بودن محیط و حتا داخل موترسرویس و هنگام مسافرت تمرکز حواس خود را حفظ کرد . اما نمی توان در حال گرسنگی و یا تشنگی شدید نگرانی و ناراحتی دگرگونی فکر و اندیشه با تمرکز مطالعه کرد و یا کار دیگری را با تمرکز انجام داد و مطالعات و یا تجربیات زیادی این موضوع را تائید کرده است که یک انسان می تواند در محل پر سرو صدا و نا آرامی با تمرکز و توجه کافی مطالعه کند.

● روشهای تقویت تمرکز حواس:
تمرکز حواس هنگام مطالعه کلید اصلی و اساسی درک و فهم مطالب است. و کلید اساسی تمرکز حواس استفاده از روشهایی است که باعث تقویت و پرورش ومهارت در برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه می شوند. بنا براین بدون تمرکز حواس ممکن است درک و فهم مطلبی که فقط یک ساعت وقت لازم داشته باشد ، ساعتها وقت بگیرد اما به خوبی فهمیده نشود و امر مطالعه بی فایده است و اثر مثبتی نخواهد داشت. لذا کاربرد روشها و فنونی که به خواننده کمک می کند تا هنگام مطالعه فعال باشد ، تمرکز حواس را تقویت و مهارت فرد را در ایجاد تمرکز حواس هنگام مطالعه افزایش می دهد این روشها عبارتند از:

آمادگی برای مطالعه:
برای شروع مطالعه ، ابتدا بایستی خود را از جهات گوناگون آماده کرد، زیرا حداکثر آمادگی ، مقدمه ای برای علاقمندی به مطالعه، ایجاد تمرکز حواس و یادگیری بهتر می باشد. منظور از آمادگی پیدایش تمام شرایطی است که شخصی را قادر می سازد تا با اطمینان به موفقیت و اعتماد به نفس، به تجربه خاصی بپردازد .

آمادگی بدنی:
به رشد و تکامل طبیعی بدن ، تندرستی و نداشتن نقصهای بدنی مربوط است. گاهی وجود بیماریهایی مانند زخم معده، میگرن، سردرد و نظایر اینها باعث از بین رفتن تمرکز حواس و مانع مطالعه فرد می شود و فرد تا به دست آوردن تندرستی کامل قادر به برقراری تمرکز حواس و مطالعه ثمر بخش نیست و انگیزه کافی هم برای مطالعه ندارد
آمادگی ذهنی: آمادگی ذهنی را می توان از خصوصیاتی نظیر رشد گویای سالم ، قدرت تفسیرو تعبیر اشکال ، توانایی درک همانندیها و نا همانندیها میان کلمات و … شناخت دانست .

▪ آمادگی اجتماعی:
به ماهیت و وسعت تجارب فرد بستگی دارد که می توان آنرا با تجربه و تحلیل زمینه خانه و خانوادگی ، محیط وسیع اجتماعی که او در آن تجربه اندوخته است و تربیت پیشین او تعیین کرد.

▪ آمادگی روانی:
آمادگی روانی به شکل پیچیده ای با رشد و تکامل بدنی ، ذهنی و اجتماعی آمیخته است . خستگی، بی قراری ، بی تابی، کوتاهی زمان، دقت نداشتن تمرکز در مطالعه ، واکنشهای منفی نسبت به خود و دیگران ، ضعف اعتماد به نفس و نظایر آنها همگی نشانه نبودن آمادگی روانی ، بدنی ،ذهنی و اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان ، اجرای برنامه های آموزشی ، تمرکز حواس و فرایند یادگیری را آسانتر و مطلوبتر می کند

▪ داشتن علاقه به مطالعه:
مطالعه ثمر بخش از دو عامل متاثراست: یکی علاقه نسبت به مطالب خواندنی ، دیگر کاربرد ماهرانه فنون مطالعه نسبت به مطلب خواندنی سبب می شود تا شخص به مطالعه بیشتر بپردازد ، مطالعه بیشتر منجر به بهتر شدن فنون مطالعه می شود ، کاربرد فنون بهتر ، مطالعه را آسانتر ، سریعتر و لذت بخش تر می سازد؛ در نتیجه علاقه خواننده نسبت به مطالعه افزایش می یابد. پس تا زمانی که فرد تمایل یا علاقه به انجام کاری نداشته باشد نمی تواند برانگیخته شود. لذا وقتی خواننده به موضوعی علاقه مند می شود، خود به خود بر آن تمرکز می کند، بیشتر دقت می کند و به راحتی مطالب را به حافظه می سپارد و بعدا هم خیلی راحت به خاطر می آورد .پس ازعلاقه پیدا کردن نسبت به مطالب، گام بعدی تعیین هدف مطالعه است زیرا هدف زیر بنای انجام کاری است و به فعالیت انسان جهت و نیرو می دهد . هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب کردن وادار می کند و نیروی لازم را برای فعالیت در وی بوجود می آورد وسبب پیدایش تمرکز در او می شود . لذا هر فرد برای مطالعه باید هدف مشخصی داشته باشد.« زیرا تعلیم و تربیت علم اهداف است و همه بر این باورند که بدون داشتن هدف، یادگیری کاری بس دشوار و غیر ممکن است» همانطور که فرانکین معتقد است انسان بدون هدف مانند گلوله ای است که بدون هدف شلیک می شود . علاوه بر آن مطالعه بدون هدف یکی از عادات غلط مطالعه بشمار می رود .

▪ تعیین زمان و مکان مطالعه:
یکی از راه های برقراری تمرکز حواس این است که مطالعه در آن ساعت از روز انجام گیرد که برای فرد مناسبتر است. اما تعیین مناسبترین زمان برای مطالعه کاری دشوار است و به عادات فردی بستگی دارد. برخی افراد عادت دارند تا نیمه های شب بیدار بمانند و با استفاده از سکوت و آرامش شبانه با خیالی راحت و آسوده مطالعه کنند برخی دیگر عادت دارند شب زود بخوابند و صبح زود از خواب بیدار شوند وبه مطالعه بپردازند. با این توصیف تعیین زمان و مقدار مطالعه باعث آگاهی از تمام زمینه مطالعه ، برقراری تمرکز حواس، عدم سردرگمی، جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی و فهم بهتر مطالب می شود.
والتر پارک در کتاب خود به نام « چگونه درس بخوانیم؟» چنین می نویسد: « موفقیت یا عدم موفقیت شما در تحصیلات دانشگاهی ، مستقیما به این امر بستگی دارد که چگونه از وقت خود استفاده می کنید ؟ موفقیت در دانشگاه و البته در مقاطع تحصیلی پایین تر نیز بستگی به استفاده اشتباه از زمان دارد .» «محیط آشنای یک اتاق مشخص، در حین مطالعه موجب انصراف کمتر و تمرکز بیشتر حواس می شود ،زیرا لوزم آن اتاق هر روز پیش چشم شما است و کمتر توجهتان را به خود جلب می کند . به علاوه اگر هر روز به وقت مطالعه در اتاق معینی بودید کم کم ذهنتان عادت می کند که به محض رسیدن به آن اتاق آماده تمرکز حواس و فراگیری شود. » بنا براین ثابت بودن مکان مطالعه و مشخص بودن آن به علت دسترسی به آن و فراهم بودن وسایل مورد نیاز از قبیل کتب درسی ، دفاتر، کتاب لغت، خط کش، قلم و نظایر آن جهت مطالعه موجب تمرکز حواس بیشتر و آمادگی ذهنی هنگام مطالعه می شود. پس یکی از بهترین راه های برقراری تمرکز اختصاص دادن یک اتاق مجهز به آنچه لازم دارید ، در موقع مطالعه است. این اتاق خیلی زود مناسب تمرکز و یادگیریتان شده و کار شما را به طور خودکار راحت تر می کند و بعد برایتان یک عادت مفید می شود. « برای داشتن تمرکز به هنگام مطالعه ابتدا باید خود را از دنیای خارج جدا کنید و محیط مناسبی برای مطالعه بر گزینید . چنین محیطی باید آرام، روشن و دارای هوای مناسب باشد. هیچ چیز به اندازه سر و صدا ، خسته کننده و مانع تمرکز حواس نیست. ایجاد محیط کار مناسب، به دلیل ایجاد آرامش و شرایط مناسب اهمیت دارد و زمینه ای است برای تمرکز و دقت» یادبگیر که بگویی «نه»:
« زمانیکه تصمیم گرفتید باید مطالعه کنید اما دوستان یا هم اتاقی های شما در خواست می کنند که دور هم جمع شوید ؛ هنر گفتن «نه» را در خود تقویت کنید . اگر این اراده در شما ضعیف است ، می توانید روی در اتاق مطالعه خود بنویسید « مزاحم نشوید» اگر موفق نشدید می توانید کارهای دیگری انجام دهید که نشان دهد شما دوست ندارید که کسی باعث از هم گسیختن افکار شما شود».

▪ ترک افکار منفی و داشتن افکار مثبت:
مطالعه عمیق و یادگیری ثمر بخش وقتی حاصل می شود که فرد تصور مثبتی از خود داشته باشد و به خود اعتماد کند . زیرا اعتماد به خود در موفقیت مؤثر است و مهارت را بیشتر و نیرو را افزایش داده و مغز را سالمتر می کند . وقتی می خواهید کاری انجام دهید از گفتن کلماتی همانند : نمی خواهم ، نمی دانم، نمی توانم بپرهیزید. جمله« این کار محال» است را از دفتر زندگی خود خط بزنید ، ترس و بدگمانی و بی ارادگی را از ذهن خود دور کنید . هرگز به خویشتن اجازه ندهید که هیجانات و افکار منفی شما را در خود غرق سازد و تمرکز حواس شما را مختل کند. اعتماد به نفس داشته باشید و پیوسته به نزد خود تکرار کنید که قادر به انجام کار هستم ، می توانم انجام دهم و باید انجام دهم . بدین طریق تفکر مثبت را در خود پرورش دهید. قوی بودن اعتماد به نفس احساس شعف و شادی را در شما بوجود می آورد و در حالت شادمانی از تمرکز حواس خوبی برخوردارید. بهتر فکر می کنید، بهتر مطالعه می کنید و نتیجه کارتان بهتر می شود.
مارگریت کوربت می نویسد « انسان در بحر اندیشه های خوشایند حافظه بهتری پیدا می کند و ذهن در حالت آرامی قرار می گیرد و میل به یادگیری را در خود بوجود می آورد» لذا خود پنداری مثبت مهمترین کمک برای تمرکز و یادگیری است اگر بتوانیم تصورات غلط ومنفی را از ذهن خود دور نموده و تصورات مثبت را جایگزین کنیم ، می توانیم علاقه به مطالعه و یادگیری را در خود ایجاد کنیم چرا که علاقه به مطالعه شرایط اصلی و اساسی ایجاد تمرکز حواس به هنگام مطالعه است .آلفردآدلر روانشناس مشهور ، در دوره جوانی در درس ریاضی بسیار ضعیف بود
. معلمش این موضوع را با والدینش در میان گذاشت آنها باور کردند که
آدلر در درس ریاضی ضعیف است ، آدلر هم این موضوع را پذیرفته بود . یکی از روزها که معلم مسئله ای را روی تخته نوشته بود و شاگردان کلاس از حل مسئله عاجز مانده بودند ، آدلر جواب مسئله را پیدا کرد ، پای تخته رفت و در میان حیرت همگان مسئله را حل کرد . فهمید که توانایی درک و فهم مطالب درس ریاضی را دارد ، استعدادش را باور کرد، تصورات مثبت را جایگزین تصورات منفی کرد و از آن به بعد یکی از دانش آموزان ممتاز درس ریاضی شد

▪ طرح سئوال:
طرح سئوال یکی از شیوه های مطالعه دقیق و فعالانه است که در تمام اوقات مطالعه، مفید است. طرح سئوال پیش از مطالعه دقیق، فرد را وادار می کند تا به طور فعالانه و با تمرکز و دقت کافی و با انگیزه و علاقه به مطالعه بپردازد . طرح سئوال هنگام مطالعه یکی از روشهایی است که خواننده را فعال و به طور عمقی او را در گیر مطالعه می کند وسبب برانگیختن جدیت و تلاش وی به هنگام مطالعه می شود و فرد برای یافتن پاسخ به سئوالات بایستی تمرکز حواس خود را حفظ نماید ، زیرا در هنگام مطالعه ، نمی توان بدون تمرکز پاسخ سئوالات را پیدا کرد. بعد از خواندن مطالب با طرح سئوال می توان میزا ن فراگیری خود را ارزش یابی نموده و به نقاط قوت و ضعف خود پی برد و سبب ایجاد نظر انتقادی نسبت به مطالب در فرد می شود. خواننده در مطالعات بعدی برای از بین بردن نقاط ضعف خود با دقت و تمرکز بیشتری مطالعه می کند.

● آگاهی از شیوه های صحیح مطالعه و یادگیری:
« برخی از والدین به طور مدام به فرزندان خود می گویند درس بخوانید، مطالعه کنید، ولی هرگز نمی گویند چگونه مطالعه کنید و روشهای صحیح مطالعه را نمی دانند» بنابر این آگاهی از شیوه های صحیح مطالعه و یادگیری چون:
▪ تند خوانی
▪ عبارت خوانی
▪ خواندن اجمالی
▪ خواندن تجسمی و … به خواننده کمک می کند تا تمرکز حواس خود را هنگام مطالعه حفظ نمایند

۱) تند خوانی:
تند خوانی باعث توجه و تمرکز بیشتر و فهمیدن مطالب و در نتیجه باعث یادگیری بهتر می شود . فکر و ذهن ما قادر است هزاران کلمه را در دقیقه از خود عبور دهد ولی اگر سرعت مطالعه ما پائین باشد، ذهن وقت اضافی می آورد و ناچار به این شاخه وآن شاخه می پرد و در نتیجه حواس پرتی ایجاد می شود . اما مطالعه سریع و یا تند خوانی فرصت جولان به ذهن نمی دهد و سبب برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه می شود.

۲) عبارت خوانی :
عبارت خوانی یعنی خواندن عبارات و جملات به عوض خواندن کلمات . عبارات خوانی به نوع دیگری به تمرکز حواس کمک می کند از این طریق خواننده باید با سرعتی که نزدیک به سرعت اندیشیدن اوست . بخواند، اگر سرعت آنقدر کم باشد که ذهن از حالت فعال بودن باز بماند ، احساس دلزدگی ایجاد می شود و چیزهای دیگری ذهن فرد را مشغول می کند و از روند مطالعه خارج می شود . بنا بر این اگر سرعت خواندن با سرعت اندیشیدن هماهنگ باشد باعث افزایش تمرکز حواس می شود.

۳) خواندن اجمالی:
روش خواندن اجمالی مبتنی است بر یک نمونه گیری سریع از نکات اساسی و صرف نظر کردن از جزئیات، در این روش خواننده مطالب را سازمان بندی می کند ، آنگاه هدف از مطالعه خود را مشخص نموده و مقدار زمان مطالعه و میزان دشواری کتاب را تخمین می زند و سپس از طریق سئوال کردن کنجکاوی ، علاقه، دقت و تمرکز حواس فرد ، افزایش میابد.

۴) خواندن تجسسی:
منظور از روش تجسسی طرح انواع سئوالات جزئی و کلی و مطالعه عمیق و اثر بخش در جهت دست یافتن به پاسخ این سئوالات است … کسی که به دنبال چیزی می گردد به احتمال بیشتری آن چیز را پیدا می کند لذا هدف خواندن تجسسی افزایش دامنه تمرکز و درک عمیق تر معانی است . به همین دلیل خواندن تجسسی تمرکز حواس و علاقه فرد را افزایش می دهد و به او کمک می کند تا مطالب دشوار را تجزیه و تحلیل نموده و آنها را بهتر بفهمد. فهمیدن مطالب موجب تحکیم آنها در حافظه می شود پس خواندن تجسسی برای غلبه بر تنبلی ، حالت کسلی، پرتی حواس، از طریق تحریک حس کنجکاوی و شرکت فعالانه در مطالعه به کار می رود.

ـ جدیت در مطالعه:
به محض نشستن پشت میز مطالعه خواندن را با جدیت شروع کنید ، چرا که اگر سریع مشغول به کار مطالعه شوید ، تمرکز حواس زود به دست می آید « این ضرب المثل چینی را به یاد داشته باشید که: فتح ستارگانی که هزاران فرسنگ از ما دور هستند با بر داشتن قدم اول امکان پذیر است» شک و تردید حاصلی جز حواس پرتی یا انحراف حواس و تسلیم به تخیلات واهی ندارد ، اجازه ندهید چیزی جز مطالعه ذهن شما را مشغول کند . با خود تصمیم بگیرید تا مقدار زمانی را برای مطالعه مشخص کنید و خود را به مدت زمانی خاص محدود کنید . در این زمان از مطالعه دست نکشید ، به مطالعه ادامه دهید ، اما زمان مطالعه را طولانی نکنید بیهوده وسواس به خرج ندهید ، بهانه تراشی نکنید به خود تلقین کنید که فرد با اراده ای هستید و می توانید هر درسی را به خوبی یاد بگیرید. جدی باشید و با علاقه و انگیزه مطالعه کنید تا هنگام مطالعه دچار حواس پرتی نشوید.

ـ استفاده از رهنما:
یکی از شیوه های برقراری تمرکز حواس، استفاده از یک رهنما چون ؛ انگشت سبابه، مداد و … به هنگام مطالعه است . زیرا استفاده از یک رهنما هنگام مطالعه باعث تمرکز حواس بهتر ، افزایش سرعت مطالعه، عادت به روان خواندن، جلوگیری از برگشت دوباره خوانی و اتلاف وقت و جلوگیری از خستگی چشم و ذهن می شود.

ـ خط کشیدن زیر مطالب مهم:
استفاده از این روش یکی از شایعترین راهبردی است که اغلب دانش آموزان و دانشجویان از آن استفاده می کنند.لذا هنگام مطالعه باید با استفاده از یک مداد ، ایده ها و مطالب مهم و اساسی را علامتگذاری نمود. زیرا برای مشخص نمودن ایده ها و مطالب مهم و اساسی و خط کشیدن زیر آنها لازم است با تمرکز حواس و دقت خاصی به مطالعه مشغول شد. پس خط کشیدن زیر مطالب مهم باعث برقراری تمرکز حواس و جلوگیری از حواس پرتی می شود

ـ یاداشت برداری هنگام مطالعه:
یاداشت برداری نوعی تکرار درس است که هم سبب تمرکز حواس و هم موجب بیشتر به خاطر سپردن مطالب می شود . یاداشت برداری خوب ، کاری جدی و فعال است که با اندیشیدن ملازمه دارد ، لذا برای یاداشت برداری باید هنگام مطالعه فعال بود و لازمه فعال بودن ، داشتن تمرکز حواس است و برای برقراری تمرکز حواس جهت نوشتن ، هماهنگی چشم و مغز به منزله نوعی یادگیری تجسمی چند بعدی با قدرتی بی نظیر است که تمرکز حواس را تقویت نموده و فهم مطالب و سرعت یادگیری را افزایش می دهد.

ـ پیشنهادات:
سعی کنید با ایجاد انگیزه های نیرومند و در نظر گرفتن اهدافی که برایتان مهم و جالب توجه است نسبت به مطالعه در خود شوق و علاقه ایجاد کنید. زیرا علاقه داشتن نسبت به موضوعی سبب تمرکز حواس در هنگام مطالعه آن موضوع می شود.موقعیتهایی که نمی توانید در آنها تمرکز حواس داشته باشید ، تجزیه و تحلیل کنید ، احساسات خود را مورد بررسی قرار دهید و بدانید که چه عواملی افکار شما را دگرگون می کنند. افکار منفی و بیمارگونه را از خود دور کنید و هر موقعیت را تا حدی که می توانید به طور منطقی تعبیر و تفسیر کنید.موضوعهای مطالعاتی خود را تقسیم بندی کنید یعنی هر موضوعی را که می خواهید مطالعه کنید، آن را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کرده و به تدریج در زمانهای مختلفی آنها را مطالعه کنید.
هر وقت مصمم شدید مطالعه کنید یا کار دیگری انجام دهید ، بکوشید بر عزم خود پا بر جا باشید تا آن کار را به اتمام برسانید .
زمانهای مطالعه خود را با فعالیتهای متنوع تقسیم نمائید تا اینکه بتوانید تمرکز حواس خود را برای مدت زمان طولانی تری حفظ کنید و مطالعه را در آن ساعت از روز انجام دهید که برای شما مناسب تر است .استفاده از یک استراحت کوتاه در هر ساعت، انرژی لازم برای حفظ تمرکز حواس را برای مدت زمانی طولانی تری در اختیار فرد می گذارد.هرکاری به جای خویش نیکوست پس برنامه مطالعاتی داشته باشید و برای هر کاری وقت به خصوص تعیین کنید.با آگاهی ازفنون مطالعه بکارگیری آنها در هنگام مطالعه در خود ایجاد تمرکز کنید زیرا کاربرد فنونی که خواننده را در عمل مطالعه فعال می سازد، کلید اساسی ایجاد تمرکز است.به جای اینکه بکوشید دنیای خارج را تغییر دهید ، خود را تغییر دهید و لازم نیست که دیگران ویا رفتار آنها را مطابق دلخواه خویش تغییر داده شوند.چند برگ کاغذ روی میز مطالعه خود داشته باشید و مواردی از افکار منحرف کننده و مزاحم را یاداشت کنید و بعد از مطالعه نسبت به حل آنها در حد امکان اقدام نمائید
ممکن است حواس پرتی شما ناشی از گرسنگی و تشنگی شدید، بی خوابی ، خستگی، و یا علت یا علل درونی دیگری باشد، در چنین موقعیتی هرگز مطالعه نکنید.هنگام مطالعه لباس راحتی به تن کنید ، لباسی که نه بسیار زبر باشد نه بسیار نرم ، نه بسیار گشاد باشد نه بسیار تنگ.
مطالعه در حالتهایی نظیر دراز کشیدن ، به پشت خوابیدن، در حال راه رفتن تکیه زدن به دیوار و امثال اینها مفید نمی باشد. زیرا در چنین موقعیتهایی نمی توان تمرکز حواس خود را حفظ نمود ، بنا بر این هنگام مطالعه سعی شود خم شدن کمر عادت نشود و فاصله کتاب تا چشم سی سانتیمتر باشدمحرکهای محیطی از قبیل صدای رادیو، تلویزیون، تیلفون، و… که باعث حواس پرتی شما می شوند از موقعیت مطالعه خود حذف کنید.
بهترین وضعیت برای درس خواندن نشستن پشت میز مطالعه می باشد و بدترین وضعیت درازکش می باشد چرا که در این وضعیت، فرد سریع از حال و هوای مطالعه خارج می شود و تمرکز حواس خود را از دست می دهد محل مطالعه باید از هر نظر مانند نور ، دما، درجه حرارت و … مناسب باشد انگیزه بسیار بالایی برای مطالعه داشته باشید زیرا افرادی که دارای انگیزه بسیار بالایی هستند می توانند تمرکز حواس خود را برای چندین ساعت حفظ کنند.
پزشکان بدون مرز

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 10:47  توسط محسن عزیزی  | 

  * حقایقی درباره‌ی کمرویی

 

1. کمرویی می‌تواند ارثی و یا بیولوژیکی باشد، اما عمده‌ی کمرویی‌ها برخاسته از پرورش غلط والدین است، اغلب        کمرویی‌ها در طی تجارب زندگی کسب می‌گرددند.

2. نیمی از افراد جامعه را کمرو تشکیل می‌دهد.

3. کمرویی دو نوع است: آشکار و نهفته

افرادی که در انظار عموم کمرو شناخته می‌شوند تنها 30 درصد کمروها را تشکیل می‌دهند اما 70 درصد دیگر    را کمروهای برونگرا تشکیل می‌دهند. اینگونه افراد در درون خود در رنج دایمی به سر می‌برند، این دسته از کمروها ردی از خود به جای نمی‌گذارند و تنها کمرویی به طور ذهنی احساس می‌شود. آنها کمرویی را در تپش قلب و تعریق شدیدشان احساس می‌کنند، با اینکه به ظاهر آرام و با اعتماد به نفس جلوه می‌کنند اما درگیر گفتگوی درونی " تحقیر نفس" به سر می‌برند، پیوسته خود را ملامت می‌کنند که نالایق هستند و همواره این سؤال برایشان مطرح است که آیا طرف صحبتشان آنها را دوست دارد و یا برایشان ارزش قائل می‌باشد یا خیر؟

به رغم اینکه بسیار اجتماعی به نظر می‌رسند اما ذهنشان مملو از افکار و احساسات منفی نسبت به خودشان است، هنگامی که گفتگو خاتمه می‌یابد آنها احساس رنجیدگی و شکست خوردگی می‌کنند. برای مثال یک استاد دانشگاه کمروی برونگرا ممکن است حین سخنرانی درباره‌ی حیطه‌ی تخصصی خود بسیار توانا و قابل باشد ولیکن در یک موقعیت اجتماعی دیگر ممکن است بسیار درمانده ظاهر گردد.

4. شیوع کمرویی در دختران تا سنین نوجوانی بیش از پسران است ( به خاطر نوع رفتار متفاوت والدین ) اما در بزرگسالی معمولاً نقش جنسیت در کمرویی کمرنگ می‌‌شود.

5. کمرویی در فرهنگهای ملل امری نسبی است. یک نوجوان آمریکایی معمولی ممکن است نزد فرهنگ مردم اروپا گستاخ به نظر آید و یا یک جوان ایرانی معمولی در نزد مردم آمریکا فردی کمرو جلوه کند. همچنین کمرویی در یک فرد منفرد نیز امری نسبی است. یک بازیگر ممکن است بر روی صحنه بسیار پرحرف و با اعتماد به نفس ظاهر شود اما هنگام مصاحبه بسیار کمرو شود و یا معمولاً افراد در حضور برخی افراد خجالتی و در مقابل دوستان خود اجتماعی باشند.

6. کمرویی برچسبی است که از سوی دیگران به ما زده می‌شود، برچسبها نیز فرد را توصیف نمی‌کنند، آنها تنها فرد را درون دسته و گروه خاصی قرار می‌دهند و باید به خاطر سپرد که برچسبها و دسته‌بندیها خود شخص نمی‌باشند.

7. کمرویی اهمیت بخشیدن زیاد به نوع تفکر دیگران نسبت به خودمان است.

8. افراد کمرو ممکن است در حضور دیگران مغرور و بی‌علاقه جلوه کنند اما آنها تنها احساس دستپاچگی و عصبی بودن می‌کنند.

9. کمرویی بهای گزافی است که افراد کمرو در سنین مختلف ناچار به پرداخت آن می‌باشند.

10.                      کمرویی باعث محدود شدن آزادی و تجلی استعدادهای فرد می‌شود.

11.            طبق پژوهشهای گسترده تنها متغیری که همواره مؤفقیت را می‌تواند پیش بینی کند " فصاحت و روانی گفتار " است. افرادی که قادرند توجه دیگران را به حضور خود جلب کرده و نسبت به آن احساس خوبی داشته باشند درصد مؤفقیتشان بسیار زیاد است، اما از آنجایی که افراد کمرو از اینکه در کانون توجه دیگران قرار گیرند بیمناک و گریزانند لاجرم در زندگی به مؤفقیت چندانی دست نمی‌یابند. در فرهنگ جوامع که همه افراد برنده را دوست دارند کمرویی به مثابه‌ی گام نهادن در مسابقه دو با کفشهای سربی است.

12.                     کمرویی به معنای از دست دادن فرصتهای زندگی است.

13.           کمرویی زمینه‌ را برای تنهایی فراهم می‌آورد، پژوهشها نشان داده که تنهایی و انزوا به افول و تنزل قوای روانی و جسمی فرد منجر می‌شود، افراد کمرو حتی بیش از دیگران دچار مرگ زودرس می‌شوند.

14.                     یکی از عوامل مستعد کننده‌ی ابتلاء افراد به پارانویا و بدبینی کمرویی و تنهایی است.

15.                     کمرویی احتمال گرایش افراد را به مواد مخدر و روانگردان افزایش می‌دهد.

16.           افراد کمرو از کمک خواستن از دیگران اجتناب می‌کنند بنابراین ناچارند مشکلاتشان را به تنهایی حل و فصل کنند، به همین خاطر بیشتر به ناراحتی‌های روانی گرفتار گردیده و زندگی سخت و دشواری را برای خود رقم می‌زنند.

17.           افراد کمرو پیوسته در گذشته و آینده سیر می‌کنند ( افکار و احساسات مرتبط با پیامدهای آینده و ملامتها، حسرتها و رنجشهای گذشته) و قادر نیستند از زمان حال خود لذت ببرند.

18.                     کمرویی در ارتباط مستقیم با استرس و اضطراب می‌باشد که می‌تواند سلامت روان و جسم فرد را به مخاطره جدی اندازد.

19.                     پیشرفت تکنولوژی با کاهش تعاملات رو در رو سندرم تنهایی و کمرویی دامن زده است.

20.           با آنکه آثار سوء کمرویی بیشتر دامن افراد کمرو را می‌گیرد اما اصلاح کمرویی می‌تواند برای آحاد جامعه سودمند و مطلوب باشد.

21.                     کمرویی از درونگرایی متمایز است، درونگرایان آگاهانه از موقعیتهای اجتماعی اجتناب می‌‌ورزند چرا که آنان چنین می‌‌پندارند

 

 

 

   

 

 

 

 

   منابع

1. آرونسون، الیوت-­ روانشناسی اجتماعی. (مترجم حسین شکرکن ). انتشارات رشد، 1371.

2. افروز، غلامعلی- روانشناسی کمرویی و روشهای درمان- انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374.

3. پاول، ترو ورجی- انرایت، سیمون جی. فشار روانی، اضطراب و راههای مقابله با آن. ( ترجمه عباس بخشی‌پور رودسری، حسن صبوری مقدم). مشهد: انتشارات به نشر، 1384.

4. توماس دوسن لوران، ریموند دو- چاره‌ی کمرویی، قدرت، اراده، دقت. (مترجم محمد حسین سروری) 1364.

5. داکو، پیر. روانشناسی خجالت. ( ترجمه بهروز آقایی)، تهران: انتشارات خامه، 1365.

6. ژاگو، پل – غلبه بر کمرویی. (ترجمه حسین بنی احمد ) تهران: انتشارات ققنوس، 1382.

7. شارتیه، ژان – کمرویی و راههای درمان آن. (ترجمه هوشیار رزم آزما ). تهران: نشر سپنج،1379.

 

 

 

 

 

با تشکر ویژه از سرکار خانم مرضیه سروی بابت ارسال این مقاله

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 17:52  توسط محسن عزیزی  | 

   * خودآگاهی و کمرویی

 

خودآگاهی مفرط نوع حاد و شدید خودآگاهی می‌باشد. با اندکی ته مایه‌ی پارانویا، احساس ناخوشایند در تیرس دیگران بودن است، گویی همه در حال نگاه‌کردن به شما هستند، خودآگاهی مفرط پایه و اساس کمرویی است.

·  خودآگاهی ادراک صریح و آشکار حس " وجود داشتن" است که شامل تصور تامی است که شخص به عنوان یک فرد منفرد جدای از دیگران و با تفکرات شخصی و منحصربه فرد دارد.

·  خودآگاهی مفرط نوع خاصی از آگاهی است که همواره حضور دارد. فرد همواره نگران و بیمناک است که چگونه نزد دیگران به نظر آید. هنگامی که فرد در وضعیت خودآگاهی شدید به سر می‌برد حتی از کوچکترین و بی‌اهمیت‌ترین جنبه‌ی رفتار و کنشهای خود، آگاهی دارد. این هوشیاری و آگاهی مفرط معمولاً در توانایی فرد در انجام کنشهای پیچیده اخلال ایجاد می‌کند. زمانی که خودآگاهی مفرط فروکش می‌کند فرد مجدداً توانایی تمرکز کردن را باز می‌یابد. فردی که مستعد خودآگاهی شدید است معمولاً کمرو، خجالتی و درونگرا برچسب زده می‌شود. خودآگاهی بیش از اندازه معمولاً با احساس ناخوشایند همراه بوده و با عزت‌نفس در ارتباط تنگاتنگ است. خودآگاهی شدید نقش عمده‌ای در رفتار فرد دارد. افراد کمرو و با خودآگاهی شدید به حد افراط، بی‌رحمانه و سختگیرانه در اشتغال ذهنی تمام جوانب شکل ظاهری و رفتاری خود به سر می‌برند، آنها در میان دو ترس گرفتار شده‌اند: که نزد دیگران ناپیدا و بی‌اهمیت جلوه کنند یا دیده شوند یا بی‌ارزش تلقی گردند.

خودآگاهی مفرط، افراد مختلف را در درجات سطوح متفاوتی تحت تأثیر قرار می‌دهد، بطوریکه برخی افراد پیوسته و مداوم در حال خودارزیابی و خودبازبینی بوده، حال آنکه برخی دیگر کاملاً بی‌توجه به خودشان می‌باشند.

    -   چگونه از خودآگاهی شدید خود بکاهیم؟

      وقتی که در وضعیت خودآگاهی شدید به سر می‌بریم مفهومش این است که بیش از اندازه به خود توجه می‌کنیم، کانون توجه ما بیش از حد به نحوه‌ی انجام کاری است که به آن مشغول می‌باشیم و این فرمول اجرای ضعیف است، چنانچه کانون توجه خود را از خود به دیگران منتقل کنیم، می‌توانیم بهتر ارتباط برقرار کرده، اجرا کننده‌ی بهتر و شنونده‌ی بهتری باشیم، دیگران نیز وقتی می‌بینند ما به آنها توجه می‌کنیم از اینکه کنار ما هستند لذت می‌برند. هدف این است که چنان شیفته و مجذوب دیگران شویم که تمام توجه و تمرکز ما معطوف به آن باشد که: آنها چه می‌گویند؟ چگونه می‌گویند؟ چرا چنین می‌گویند؟ چگونه رفتار می‌کنند؟ به چه علت اینگونه رفتار می‌کنند؟

 

 * راههای کاهش خودآگاهی شدید

1.       سعی کنید بیشتر توجه خود را متمرکز اطرافیان خود و نحوه‌ی گفتار و رفتارشان کنید.

2.    نه تنها به صحبتهای دیگران گوش دهید بلکه به نحوه‌ی ادای کلماتشان نیز دقت کنید. به الگوهای گفتاری، تغییر لحن، سرعت بیان، تن صدا و بلندای صدای آنها توجه کنید.

3.    از قوه‌ی تخیل و خیالپردازی خود برای تغییر خلق و خوی و روحیه‌ی خود سود برید، و چنان ذهن خود را مشغول سازید که مجالی برای خودآگاهی باقی نماند.

4.    تکنیک‌های خودآرام‌سازی را فرا گیرید. آرام‌سازی پاسخهای شما را از شرطی سازی خارج می‌سازد. وقتی شما در یک سری شرایط یکسان خیلی سریع و مضطرب واکنش نشان می‌دهید به خاطر آن است که به واسطه‌ی تجارب یکسانی که در گذشته کسب کردا‌ید بدن شما یاد گرفته که بدون تفکر به محرکات تکراری پاسخی آنی و شرطی شده بدهید، سریعتر از آنکه شما مجال اندیشیدن بیابید. وضعیت ناخوشایند اضطراب‌آور را هنگامی که کاملاً ریلکس و آرام هستید در ذهنتان بازآفرینی کنید تا مغز شما پاسخ جدید فرا بگیرد.

5.       در موقعیتهای اجتماعی تمام کانون توجه شما بایستی گفتگوها باشد.

6.    خود را سرگرم نگه دارید، وقتی ذهن شما مشغول باشد کمتر خودآگاهی مفرط بر ذهن شما سیطره می‌یابد، با دیگران صحبت کنید، با آنها تبادل اطلاعات کنید، در بازیها شرکت کنید و...

7.    انتقال توجه از خود به غیر را تمرین کنید. سعی کنید هنگامی که در حال تماشای یک برنامه‌ی مهیج تلویزیونی هستید یکباره مرکز توجه خود را به یک شیء دیگر معطوف سازید بطوریکه کاملاً غرق در آن شوید.

8.    سعی کنید خالصانه و صادقانه نسبت به دیگران ابراز علاقه کنید. از آنها تمجید کنید و اسباب راحتی و آسایش آنها را برایشان فراهم آورید.

 

با تشکر از خانم مرضیه سروی

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 17:51  توسط محسن عزیزی  | 

  * تأثیر اضطراب اجتماعی و کمرویی بر نیمی از نوجوانان

 

     نتایج تحقیقات نشان می‌‌دهد که دختران خواستار پشتیبانی اجتماعی بیشتری هستند و در مقایسه با پسران توجه بیشتری به روابط دارند.

     مجموعه‌ای از یافته‌های کارشناسان مسائل اجتماعی در خارج از کشور در برگیرنده‌ی شواهدی در خصوص نگرانی از بابت تنهایی و انزوای فردی و نداشتن "همراز" در میان تعداد زیادی از نوجوانان بود و برخی دیگر نیز اظهار کردند که اگر چه دوره‌ی نوجوانی معمولاً دوران مشارکت اجتماعی گسترده است اما چه بسا دوره‌ی تنهایی و انزوای شدید نیز باشد و در کنار دوستان و همسالان بودن لزوماً این تنهایی و انزوای درونی را نمی‌زداید.

     همچنین آنان دریافتند که نوجوانان تحولات فراوان در خلق و خو و دوره‌های مکرر تعمیق در زمینه‌ی روابط و هویت را گزارش داده و وقت خود را اغلب به تنهایی می‌گذرانند.

     فراگیر بودن تنهایی، کمرویی و اضطراب اجتماعی گزارش شده از سوی جوانان پدیده‌ای چشمگیر است، در مطالعه‌ی اوقات فراغت و سبکهای زندگی جوانان، یک ششم آنها گزارش داده‌اند که بخش زیادی از وقت آزاد خود را به تنهایی سپری می‌کردند، زیمباردو یکی از پژوهشگران اظهار می‌کند بیش از نیمی از نمونه‌ی نوجوانان کم سن و سال خود را بیش ازحد کمرو و خجالتی معرفی کردند در حالیکه دیگر پژوهشگران گزارش دادند که یک سوم نمونه‌ای از نوجوانان بزرگتر تعامل اجتماعی با اعضاء جنس مخالف را دشوار می‌پنداشتند.

     محققان دیگر اظهار کرده‌اند که اضطراب اجتماعی، کمرویی و کنترل‌های اجتماعی بر حدود یک هشتم تا نیمی از نوجوانان تأثیر می‌گذارند، شدت این دشواری‌های اجتماعی و میزان تکرار مشکلات رابطه‌ای برای در نظرگرفتن آنها به عنوان مشکلات موقت و میزان توانمندی جوانان برای غلبه بر اضطراب یا محدودیتهای اجتماعی با اتکاء به خود یا از طریق ارتباط زیاد با تعاملهای اجتماعی – طبیعی در سراسر دوره‌ی نوجوانی چندان شناخته شده نیست.

      تحقیقات حاکی از تفاوت شیوه‌های سازگاری نوجوانان دختر و پسر است، دختران پشتیبانی اجتماعی بیشتری را طلبیده و در مقایسه با پسران توجه بیشتری به روابط داشته‌اند. دختران همچنین راهکارهای بیشتری را که توأم با  " امید داشتن به بهترین حالت" و خوش‌بینی واهی بود اتخاذ می‌کردند. در میان گذاشتن راز با دوست در هنگام راحتی و نگرانی موضوعی بود که زنان جوان به مراتب بیش از مردان جوان به آن تعامل نشان می‌دادند.

    جوانان در پاسخ به این سؤال که چه چیزی ممکن است باعث قطع روابط دوستی شود؟ پاسخ دادند که افشای راز و د زدیدن دوست دختر فرد مقابل برای پسران امری به غایت خیانت آمیزست.

جوانان تنها افراد جامعه نیستند که در دوستی‌های خود دچار مشکل می‌شوند اما مسایل روانی – اجتماعی پیش روی نوجوانان ما را مطمئن‌تر می‌کند که اینگونه مشکلات برایشان اهمیت زیادی داشته باشد نوجوانان ممکن است خودمحور باشند آنها گاهی اوقات درک دیدگاههای افراد و تعبیر رفتارهای آنها را مشکل می‌یابند.

 

با تشکر از خانم مرضیه سروی

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 17:50  توسط محسن عزیزی  | 

   * کمرویی و اضطراب اجتماعی

 

  بسیاری از متخصصان و محققان ریشه‌ی اصلی کمرویی را در ترس یا اضطراب اجتماعی مسی‌دانند.

اضطراب از نظر روانشناسی و روانپزشکی یعنی " ناآرامی، هراس و ترس ناخوشایند و فراگیر با احساس خطر قریب‌الوقوع که منبع آن قابل شناخت نیست." به سخن دیگر اضطراب یک پاسخ طبیعی در مقابل هر نوع تهدید یا فرآیندی آگاه کننده و اخطاری به فرد درباره‌ی یک خطر یا موقعیت ضربه‌آمیز است. الگوی پدیدآیی اضطراب در موجود زنده امری است کاملاً فطری و ضرورتی برای بقای حیات و صیانت نفس، تلاش و حرکت و آمادگی برای مقابله با تهدیدها و خطرهای طبیعی و اجتماعی به شمار می‌رود. اما زمانی که نگرانی‌های فرد نسبت به مسائل مختلف به طور فراگیر فزونی یابد به‌تدریج شاهد بروز اضطراب مرضی خواهیم بود. ریشه‌ی اضطراب درونی و روانی است و در مراحل رشد شخصیت پدیدار می‌شود و همان‌گونه که ذکر شد پاسخی برای تهدیدی ناشناخته و نامشخص و دارای جنبه‌ی تعارضی و غالباً مزمن است. اضطراب اجتماعی نتیجه‌ای است از احتمال یا وقوع  نوعی ارزیابی شخصی در موقعیتهای مختلف اجتماعی. به دیگر سخن فردی که دچار اضطراب اجتماعی است هیچ گونه تمایل به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معقول، از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد اجتناب می‌ورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیتهای اجتماعی که احتمال دارد شخصیت او مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد، می‌تواند واقعی یا خیالی باشد، در واقع شخصی که به شدت دچار اضطراب اجتماعی است، تصور می‌کند در هر موقعیت یا شرایط اجتماعی فرد یا افرادی به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصیتش را مورد نقادی و ارزیابی قرار خواهند داد. و یا ممکن است طوری رفتار کند که مورد تحقیر دیگران  واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گیرد، هنگامی که چنین اضطرابی بروجود فرد مستولی شود اعتماد به نفس کاهش می‌یابد، قدرت نگرش واقع بینانه و برقراری ارتباط متقابل با دیگران به حداقل می‌رسد و احساس تنش یا ناتوانی در تنش زدایی، افسردگی، ناآرامی و بیقراری، گریز از ارتباطات معمول اجتماعی و دل‌مشغولی‌های مفرط، شخصیت فرد را فرا می‌گیرد. در تعدیل اضطراب، عوامل بسیاری از جمله نحوه نگرش یا بازخورد فرد، باورهای قلبی، ارزشها و اعتقادات دینی و تربیت خانوادگی و اجتماعی تأثیر دارد. با اذغان به این که همه انسانها از کوچک تا بزرگ اساساً تشویق پذیر و تنبیه گریز هستند و دوست ندارند که بخشی از رفتار یا جنبه‌های مختلف شخصیتشان توسط دیگران مورد ارزیابی و نقادی قرار گیرد و چنین شرایط ی اصحنه‌های امتحانی برایشان خوشایند نیست،اما آن دسته از کودکان، نوجونان و بزرگسالانی که به طور غیر عادی دچار ترس یا اضطراب اجتماعی هستند، کمترین تمایلی برای حضور در موقعیتهای اجتماعی و ارتباط با دیگران ندارند، چرا که همه موقعیتهای اجتماعی و تعادل بین فردی را صحنه‌های ارزیابی و انتقاد تلقی می‌کنند. فی‌المثل حضور درجلسات مصاحبه و گزینش تحصیلی و شغلی، دیدار با فردی مسئول یا مقتدر برای اولین بار، صحبت، سخنرانی و ارائه گزارش در حضور مخاطبان برجسته، مصاحبه در برنامه‌های پخش مستقیم تلویزیون یا رادیو، ورود به اطاقی مملو از آدم های غریبه و موقعیتهای از این قبیل تقریباً همه افراد را تا حدودی مضطرب می‌کند، لکن بعضی از کودکان، جوانان و بزرگسالان غالباً در هر موقعیت اجتماعی که ممکن است رفتار ایشان مورد ارزیابی قرار گیرد، دچار اضطراب شدید می‌شوند برای این قبیل افراد، اضطراب یک ویژگی شخصیتی محسوب می‌شود و نه یک وضعیت گذرا.

 

  * اضطراب اجتماعی در شرایط زیر بیشتر مشاهده می‌شود:

  1. ترس از عدم تأیید یا انتقاد توسط دیگران.

  2. ترس از قرارگرفتن در موقعیتی که می‌بایست مصمم و قاطع جواب داد یا اظهارنظر کرد.

  3. ترس از مقابله کردن با شرایط خاص اجتماعی، عصبانیت‌ها و پرخاشگری‌ها.

  4. ترس از مواجه شدن و همکلام شدن با جنس مخالف.

  5. ترس از ناتوانی در برقراری و حفظ روابط بسیار صمیمی بین فردی.

  6. ترس از بروز جدی تعارض و احساس دوگانگی در خانواده و طرد شدن توسط والدین.

  7. ترس از طرد شدن و از دست دادن روابط بین فردی، کمرویی و احساس تنهایی.

    فردی که قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست احساس می‌کند که از دوستان و نزدیکان جداست و به طور قابل ملاحظه‌ای کمتر از دیگران از روابط اجتماعی بهره می‌برد. چنین فردی نمی‌تواند احساسات خوشایند یا ناخوشایند، ترس‌ها و نگرانی‌ها و آرزوها و امیدهایش را با نزدیکان و دوستانش در میان بگذارد و پاسخ‌ها و عکس‌العمل‌های آنها را دریافت کند. احساس تنهایی نیز همانند کمرویی نوعی ناتوانی اجتماعی است و هر کدام از ما در موقعیت یا شرایط خاص ممکن است احساس کنیم که تنها هستیم.

      افرادی که دچار احساس " تنهایی" می‌شوند و این احساس با شدت و مداومت افکار و رفتار ایشان را فرا می‌گیرد، به تدریج از تمایلات اجتماعی و ارتباطات بین فردی‌شان کاسته می‌شود تا به حداقل می‌رسد، و از این نظر بعضی از ویژگی‌های افراد کمرو را پیدا می‌کنند. کمرویی ناتوانی و معلولیت فرد در برقراری ارتباط است و " تنهایی" مشکل انسان در اثر فقر ارتباطی است. باید توجه داشت که صرف احساس تنهایی به معنای کمرویی یا ناتوانی و معلولیت اجتماعی نمی‌‌تواند باشد.

      همچنین احساس تنهایی لزوماً همیشه به معنای تنها بودن نیست. ممکن است یک نفر در جمع آشنایان و دوستان و یا در حین حضور در جشن ازدواج یکی از بستگان احساس کند که تنهاست و برعکس شخصی ممکن است دریک محیط و مکان کاملاً دور از خانواده و دوستان واقعاً تنها باشد بدون اینکه احساس تنهایی کند، شایان ذکر است که به دلیل ویژگی‌ها و نیازهای خاص روانی – اجتماعی نوجوانان ظهور پدیده‌ی تنهایی (احساس تنهایی) در بین آنها به طور فوق‌العاده‌ای بیشتر از شیوع این احساس در میان بزرگسالان است.

     بنابراین احساس تنهایی ممکن است کاملاً گذرا و موقتی باشد و فرد دوباره نشاط زندگی و تمایل به فعالیت اجتماعی را بازیابد. اما هر گاه چنین احساسی به علل گوناگون از جمله ناکامی‌های مکرر، نگرانی و اضطراب شدید، رفتارتبعیض‌آمیز و بی‌عدالتی، فشارهای گوناگون خانوادگی و اجتماعی، سرخوردگی و توسعه‌ نگرش و بازخورد منفی نسبت به رفتار ناخوشایند و واکنش‌های منفی اطرافیان، فقر انگیزشی و قطع امید از پیوندهای عاطفی عزیزان تقویت گردد با شدت هر چه بیشتر فراگیر شود و فرد مبتلا عمیقاً احساس تنهایی می‌کند، نه تنها همانند افراد کمرو دچار ناتوانی یا معلولیت اجتماعی می‌شود بلکه اضطراب و احساس تنهایی زمینه افسردگی جدی را در وی به وجود می‌آورد و ممکن است دست به اقدامات غیرعادی نظیر گریز و فرار از خانه و محل زندگی و کار، بعضی کژروی‌های اجتماعی، اعتیاد و خودکشی بزند. درصد قابل توجهی از کسانی که خودکشی کرده‌اند یا اقدام به خودکشی می‌کنند تجارب فراوانی از احساس تنهایی و رهاشدگی از طرف صمیمی‌ترین نزدیکان و دوستان خود داشته‌اند.

      بنابراین می‌بایست به طور خیلی جدی به این پدیده توجه داشت و افراد مبتلا به این را با اتخاذ روشهای اصلاحی و درمانی مناسب مورد درمان و توان‌بخشی اجتماعی قرار داد. بدون تردید در دنیای پیچیده‌‌ی امروز فراوانی‌ ناراحتی‌ها و رنج‌های ناشی از مشکلات ارتباطی و سازگاری اجتماعی نظیر: اضطراب، افسردگی، کمرویی و احساس تنهایی و ... به مراتب بیش از بیماری‌های قلبی است! در واقع بسیاری از موارد ناراحتی‌های قلبی خود نتیجه‌ی فشارهای عاطفی و روانی و روابط ناسالم یا نامؤفق بین فردی است.

 

با تشکر از خانم مرضیه سروی بابت ارسال این مقاله

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 17:50  توسط محسن عزیزی  | 

  * کمرویی از دیدگاه بین فرهنگی

 

       کمرویی پدیده‌ی گسترده و متنوعی است که نزد افراد و خانواده‌ها و جوامع و فرهنگ‌های مختلف معانی متفاوتی دارد، کودک یا نوجوانی که ممکن است از نظر روان‌شناسی اجتماعی فردی کمرو باشد اما از نظر خانواده یا مدرسه به عنوان یک کودک مؤدب و متین تلقی گردد. به عبارت دیگر بعضی‌ها افراد کمرو را انسان‌هایی ساکت، مؤدب و محترم می‌دانند و تصور می‌کنند که این قبیل افراد، شهروندان سالم و بی‌آزاری هستند و برخی نیز افراد کمرو را انسان‌هایی مطیع، حرف گوش کن، مستعد و مقبول اجتماع می‌دانند. بعضی نیز کمرویی را برای دختران امری عادی و صفتی مثبت تلقی می‌کنند و آن را برای پسرها یک ویژگی یا منش ناپسند می‌دانند، در حالی که کمرویی همان گونه که قبلاً اشاره شد یک معلولیت اجتماعی و مانع رشد مطلوب شخصیت است و برای هر دو جنس امری است نامطلوب و ناهنجار، برخی دیگر کمرویی را در افراد بخصوص نزد دختران مترادف با حیا و عفت می‌دانند و آن را تأیید، تمجید و تشویق می‌کنند، در حالی که "حیا" یکی از برجسته‌ترین صفات انسان‌های متعالی بوده، شاخص ایمان و بیانگر رشد مطلوب شخصیت است. به بیان دیگر قدرت خویشتن داری امری است ارادی وارزشمند وبرعکس کمرویی پدیده‌ای کاملاً غیرارادی، ناخوشایند وحکایتگر ناتوانی ومعلولیت اجتماعی است، پدیده‌ی کمرویی در کشورهای مختلف و از دیدگاه مطالعات بین فرهنگی و حاکمیت نظام‌های ارزشی متفاوت و غالب بودن بعضی از اهداف خاص تربیتی درخانه و مدرسه نیز بسیار مهم و قابل توجه است. در بسیاری از جوامع غربی که کارگزاران آنها به طور مستقیم و غیرمستقیم مشوق و مروج رقابت‌های گسترده، فزون خواهی‌های فردی، آزادی‌های فوق‌العاده شخصی و سلطه‌طلبی و لجام گسیختگی فرهنگی هستند، به لحاظ شایع بودن همین اندیشه‌ی خودمحوری، برتری‌جویی، منفعت‌طلبی و پرخاشگری در خانواده و کلاس و مدرسه درصد افراد مبتلا به کمرویی، فوق‌العاده کمتر از جوامعی است که کودکان و نوجوانان را به سخت‌کوشی و تلاش، قناعت و سازگاری و تواضع تشویق می‌کنند. اما در کشورهایی که مردم عمدتاً با تبعیت‌پذیری محض و شخصیت انفعالی زندگی می‌کنند، حکومت‌های دیکتاتور منش، آزادی‌های مشروع فردی و اجتماعی را کاملاً محدود می‌کنند، فرصت تقویت احساس خودپنداری و رشد مطلوب شخصیت افراد فراهم نمی‌شود و زمینه‌ی پدیدآیی رفتارهای پرخاشگرانه، کمرویی و اجتماع گریزی بیشتر مشاهده می‌گردد. بر همین اساس در جوامع کمونیستی، کمرویی در میان اقشار مختلف جمعیت به مراتب بیش از جوامع دیگر است.

     انتظار این است که در جوامع اسلامی با توجه به ارزش‌های والای قرآنی و وظایف و تکالیف مشروع فردی و گروهی، ضرورت پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی و اتصاف به فضیلت‌های اخلاقی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به دور از افراط و تفریط و در تربیت اجتماعی رشدی متعادل و متوازن داشته باشد و افراد با تجلی شجاعت اخلاقی در گفتار و رفتار از کمرویی، جسارت و پرخاشگری برکنار باشند. بدون تردید مسلمانان کمرو نمی‌توانند در انجام بعضی از وظایف و مسئولیت‌های اجتماعی خود مؤفق باشند.

     فی‌المثل خمیرمایه‌ی ایفای وظیفه‌ی مهم امربه معروف و نهی از منکر برخورداری از شجاعت اخلاقی و مهارت برقراری ارتباط اجتماعی متقابل، مفید و مؤثر است.

 

با تشکر از خانم مرضیه سروی

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 17:49  توسط محسن عزیزی  | 

* کمرویی  و روشهای درمان آن

 

   انسان اصالتاً موجودی است اجتماعی و نیازمند برقراری ارتباط با دیگران. بسیاری از نیازهای عالیه ی انسان و شکوفاشدن استعدادها و خلاقیت‌هایش فقط از طریق تعامل بین فردی و ارتباطات اجتماعی می‌تواند ارضاء شود و فعلیت یابد. در واقع خودشناسی، برقراری ارتباط مؤثر و متقابل با دیگران، پذیرش مسئولیت اجتماعی و نیل به کفایت اقتصادی از اهداف اساسی همه‌ی نظام های تربیتی است

     در دنیای پیچیده‌ی امروز، یعنی در عصر ارتباطات سریع و پیوندهای اجتماعی، ضرورت هر چه بیشتر تعاون و همکاری‌های ملی و همفکری‌های علمی، حضور فعالیت فرهنگی و احاطه بر زنجیره‌ی علوم، فنون و تکنولوژی برتر، بدون تردید پدیده‌ی کمرویی یک معلولیت اجتماعی است. در هر جامعه درصد قابل توجهی از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان بدون آنکه تمایلی داشته باشند ناخواسته خودشان را در حصاری از کمرویی محبوس و زندانی می‌کنند و شخصیت واقعی و قابلیتهای ارزشمند ایشان در پس توده‌ای از ابرهای تیره‌ی کمرویی ناشناخته می‌ماند، چه بسیار دانش‌آموزان و دانشجویان هوشمند و خلاقی که در مدارس و دانشگاهها فقط به دلیل کمرویی و معلولیت اجتماعی همواره از نظر پیشرفت تحصیلی و قدرت خلاقیت و نوآوری نمره‌ی کمتری از همسالان عادی خود عایدشان می‌شود، چرا که کمرویی یک مانع جدی برای رشد قابلیت‌ها و خلاقیت فردی است.

      پدیده‌ی کمرویی در بین بزرگسالان و افراد مسن بسیار پیچیده‌تر است و چنین پیچیدگی روانی ممکن است در اغلب موارد نیازهای درونی، تمایلات، انگیزه‌ها، قابلیت‌ها، فرصت‌ها، هدفها و برنامه‌های شغلی، حرفه‌ای و اجتماعی ایشان را به طور جدی متأثر و دگرگون کند.

      پرداختن به پدیده‌ی کمرویی و بررسی مبانی روانشناختی آن، از این رو حائز اهمیت است که تقریباً همه‌ی ما به گونه‌ای تجاربی از کمرویی را در موقعیت‌های مختلف داشته‌ایم. اما نکته مهمتر این است که بعضی‌ها در همه‌ی شرایط و موقعیت‌های اجتماعی به کمرویی قابل توجهی دچار می‌شوند. بنابراین می‌توان گفت که اکثر قریب به اتفاق مردم در مواردی از زندگی اجتماعی خود به گونه‌ای دچار کمرویی می‌شوند. بعضی‌ها صرفاً در موقعیتهای خاص دچار  کمرویی می‌شوند. بعضی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان که شمارشان نیز قابل ملاحظه است، تقریباً در همه‌ی موقعیت‌های اجتماعی دچار کمرویی می‌شوند. .روند تحولات اجتماعی گویای این حقیقت است که مسئله‌ی کمرویی غالباً با گذشت زمان فشردگی و پیچیدگی روابط بین فردی و تشدید فشارهای اجتماعی رقابتها، گوشه‌گیری‌ها، عزلت گزینی‌ها و تنهایی‌ها گسترده و شدیدتر می‌شود و درصد بیشتری از جوانان  و بزرگسالان را فرا می‌گیرد، مگر این که بتوانیم با تشخیص سریع و استفاده از روش‌های تربیتی و درمانی مناسب و مؤثر از گسترش کمرویی و تشدید آن پیشگیری کنیم. باید توجه داشت که کمرویی می‌تواند به تدریج به صورت نوعی بیماری روانی (روانژندی) درآید. بنابراین کمرویی باید هر چه زودتر شناسایی، پیشگیری و درمان شود.

 

با تشکر از خانم مرضیه سروی

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 17:48  توسط محسن عزیزی  | 

  * آثار اصلی کمرویی

 

1- آّثار جسمی

       - ترس، باعث گرفتگی در گلو یا در اطراف قلب و یک احساس خالی بودن در شکم می‌شود.

- دشواری در گفتار: یک نوع انقباض در قفسه سینه که در نتیجه‌ی آن سخن گفته شده ضعیف، لرزان و                          جسته گریخته می شود، تارهای صوتی کشیده وسخت می شوند. تن صدا تغییر کرده و سخن با لکنت زبان و نامفهوم گفته می شود.

- انقباضات عضلانی: شخص خجالتی این باور را دارد که دیگران به او نگاه می کنند در نتیجه پاهایش      سفت و سخت می شود و در حین ورود به یک مکان دچار اشتباه می شود. (به اثاثیه برخورد می کند، استکان را    روی میز واژگون می کند)

- خستگی: احساس ضعف مفرط که ناشی از همان انقباض عضلانی می باشد.

- کندشدن حواس: فرد خجالتی هوشیاریش کم شده و نیز ادراک حسی او کاهش می یابد. به عنوان مثال: یک فرد خجالتی که ناگریز است در مقابل جمع صحبت کند اگر فردی به او نگاه کند در آن لحظه این ترس فقط روی آن متمرکز می شود و تنها آن فرد را می بیند و توجهش بر روی این عامل ترس جلب می شود. به خاطر همین است که سخنران کمرو دائماً فراموش می کند که قبلاً به چه نکته‌ای اشاره کرده است.

اختلالات عروقی: باعث سرخ شدن یا رنگ پریدگی در ناحیه صورت می‌شود که علت آن انقباض یا انبساط رگهاست.

اختلالات ترشحی: ترشح بزاق متوقف شده و لبها شدیداً خشک می‌شوند، تعریق شدیدی درکف دستها و زیر بازوها به وجود می‌‌آید.

2- آثار روانی:

      یک فرد خجالتی دائماً احساس دلهره دارد و از این امر پروا دراد که توسط دیگران دست کم گرفته شود. این ترس او را مثل یک پروانه در قفس شیشه‌ای محدود می‌کند. اگر از یک فرد خجالتی ولی باهوش سؤال شود غالباً خاموش می‌ماند مثل این است که او مات و مبهوت شده باشد. در واقع گنگ و گیج خواهد بود. مغزش درست کار نمی کند، می‌خواهد کار کند ولی نمی‌تواند و ترمزهای محکمی او را در جا نگه می‌دارد، بنابراین در پی تعارفات خود را مخفی کرده تا مجبور به مبارزه نباشد.

 

 

 

 

* علت کمرویی

    از نظر روانشناختی عواملی مانند: احساس حقارت (ناچیز و منفور بودن)، عزت نفس پایین، ترس و عدم توانایی مهارت در انطباق با محیط وتنبیه و توهین شدن در دوران کودکی وجود دارند که سبب بروز کمرویی می‌شوند.

اغلب پرسیده می‌شود که آیا کمرویی اصولاً قابل درمان است یا نه ؟ بله مطمئناً اما زمانی که به منشأ اصلی آن پی برده شود و از ریشه بهبود یابد.

 

 *روشهای مقابله با کمرویی:

-  عقاید و باورهای غلط خود را تصحیح نمایید.

- تفکیک آنچه حقیقتاً هستند از آنچه که تصور می‌کنید (شناخت نقش واقعی خویش و دوری جستن از نقش خیالی) در واقع شناخت بهتر از خود و یا صادق بودن.

-  به حال توجه کنید و گذشته را فراموش نمائید.

-  واقع بین باشید و از زندگی در دنیایی که برای خود ساخته‌اید دست بردارید.

-  سعی کنید از انزوا و گوشه‌گیری دوری کنید.

-  با موقعیتهای جدید سازگاری کنید.

-  سعی کنید احساسات و عواطف خود را کنترل نمائید (از طریق استراحت، ورزش  و مراقبتهای دارویی).

-  آهسته سخن گفتن، به نرمی اشاره کردن با سر و دست و با آرامش خوردن را تمرین کنید.

-  ارتباط چهره به چهره داشته باشید.

-  در مقابل تمایل به تفکر منفی مقاومت کنید.(سیستم تفکر جایگزین)

-  سعی کنید شرایطی را که قبلاً برای شما غیرقابل تحمل بوده کنترل کنید.

-  به جستجوی دوستان صمیمی که رفتار تحکم آمیز نداشته و هیچگاه از کمرویی شما سخن نمی‌گویند بپردازید.

-  همانطور که نقاط قوت خودتان را می‌پذیرید نقاط ضعف خود را قبول کنید.

-  احساس مسئولیت کنید، به آینده بنگرید و از فرصتها به نحو احسن استفاده کنید.

-  خوش‌بین باشید و مثبت بیندیشید. مثلاً به جای گفتن خسته شدم بگوئید استراحت بیشتری نیاز دارم.

-  سعی کنید از کار کردن و انجام وظایف خود لذت ببرید.

-  از مهارتهای اجتماعی استفاده کنید.

-  در صورت نیاز با مشاوران و روانشناسان ارتباط برقرار کنید.

 

با تشکر از خانم مرضیه سروی

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 17:47  توسط محسن عزیزی  | 

 

      * نظریه های کمرویی

 

      اصولاً خجالت یا کمرویی یک عاطفه اجتماعی است. آثار و علائم این حالت بیشتر در جمع افراد است که در شخص ظاهر می شود. این حالت از احساس خود کم بینی سرچشمه می گیرد و در برخی موارد آنقدر شدت می یابد که تمامی شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار می دهد به طوریکه چنین فردی از انجام اعمال روزمره در زندگی اجتماعی باز می ماند و بسیاری از موقعیت ها و فرصتهای اجتماعی خود را به سادگی از دست می دهد، چنین فردی از حضور در اجتماع دچار ناراحتی های گوناگونی می شود که در وضعیت جسمانی او نیز اثر می گذارد و موضوع عدم قاطعیت و کمرویی چون تأثیر شدیدی بر عملکرد و کارایی اجتماعی فرد می گذارد توسط محققین به صورت گسترده مورد بررسی قرار گرفته است. منظم ترین کارها در این زمینه توسط رفتارگراها انجام شده که با استفاده از اصول تقویت و پاداش سعی در از بین بردن این مسأله داشته اند.

-  سالتر با تمرین هایی که برای رفع عدم قاطعیت معرفی کرد سعی در جلوگیری از بروز علائم اضطراب داشت. به نظر وی آموزش بیان احساسات، صحبت کردن توام با حرکات بدنی، ابزار نظر مخالف و ... باعث بهبود عدم قاطعیت و کمرویی می شود.

-  ولپی اعتقاد داشت رفتار ابراز وجود عبارت است از ابراز متناسب هر گونه احساس جز اضطراب.

وی اعتقاد داشت برای کاهش اضطراب اجتماعی و عدم قاطعیت بایستی رفتارهای مخالف آن را به فرد آموزش داد. در نظر وی رفتارهای ابراز وجود با اضطراب متناقض هستند به همین خاطر در صورت وجود یکی، دیگری محو خواهد شد.

-  اریکسون در تقسیم مراحل رشد دوانی – اجتماعی معتقد است فرد در دومین مرحله رشد با دو موضوع روبرو  می شود: خودکفایی در برابر شرم و تردید، احساس کنترل شدید یا از دست دادن کنترل می تواند پایه گذار احساس شرم و تردید در کودک گردد که تأثیر آن در تمام زندگی پایدار می ماند.

-  در دیدگاه روانکاوی، فروید ضمن بررسی مراحل شکل‌گیری شخصیت انسان از فعل‌پذیری و حالت انفعالی داشتن که در افراد کمرو و بدون قاطعیت زیاد دیده می‌شود بحث کرده‌است. وی اعتقاد داشت اگر در مرحله‌ی دهانی ارضاء بیش از حد یا ناکامی شدیدی پیش آید فرد در بزرگسالی دو منش خواهد داشت یکی منش اتکایی که سعی می‌کند همیشه دیگران را راضی نگه دارد، از خود اراده‌ای ندارد واحساس حقارت می‌کند و دیگری منش پرخاشگری که بعد در اثر آن فردی سلطه جو و فحاش می‌شود.

در جای دیگر کمرویی و اضطراب اجتماعی را نوعی اضطراب اخلاقی می‌داند که در آن فرد می‌ترسد احساس، فکر و یا عملی که مورد پسند اخلاق اجتماع و بخصوص خانواده نیست را انجام دهد.

-     رویکرد شناختی ترس از روابط اجتماعی و کمرویی را ناشی از پندارها و افکاری می‌داند که بر انسان حاکم می‌باشد.

آلبرت الیس بر فرض‌های غیر منطقی و تآثیرگذاری آنها تأکید می‌ورزد، وقتی یک فرض غیر منطقی نظیر"اجتناب و فرار از مشکلات زندگی و مسئولیت‌های شخصی آسانتر از مواجه شدن با آنهاست" توسط شخصی پذیرفته می‌شود، پیامد آن احتمالاً به صورت گوشه گیری و خجالت کشیدن از موقعیتهای اجتماعی خواهد بود.

     شخص کمرو به سادگی آّسیب پذیر خواهد شد، کمترین حمله یا انتقاد بر او صدمه خواهد زد، زیرا چنین شخصی در درونش این باور را دارد که دیگران او را دوست ندارند، نمی خواهند با او معاشرت کنند، او را درست درک نمی کنند و درباره‌اش قضاوت نادرستی دارند.

    یکی از ویژگی های اصلی فرد کمرو زودرنجی و حساسیت فوق العاده است، حساسیت مبرم به تأیید اجتماعی از سوی افراد مختلف به ویژه والدین، همسالان و معلمان زودرنجی را در او پدید می آورد. تمایل به بهتر بودن و میزان اهمیتی که برای اثبات ارزشمند بودن از نظر موقعیت مادی، کسب مقام و پیشرفت‌ها قائل می شویم به شدت باعث اضطراب اجتماعی و کمرویی می شود. برای اینکه مورد علاقه باشیم و پذیرفته شویم بایستی پاسخهای مطلوب را ارائه دهیم، این تأکید بیش از اندازه در مقابل پیشرفت فردی در شیوع پدیده‌ی کمرویی مؤثر است در واقع وقتی ارتباط ما مطلقاً " سوگیرانه و بسته" است پس طبیعی است نگران آن باشیم که مبادا آنچه ارائه می‌دهیم (رفتار) به قدر کافی خوب نباشد زیرا در غیر این صورت کنار گذاشته خواهیم شد.

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 13:42  توسط محسن عزیزی  | 

*  کمرویی

    کمرویی وانزوا طلبی از جدی ترین مشکلات کودکان است که می تواند تا بزرگسالی نیز ادامه یابد، انزوا و دوری از دوستان و همسالان در اوایل زندگی کودک را در معرض خطر ناسازگاری های بعدی قرار می دهد.کودکان انزوا طلب هر چند برای والدین ومعلمین خود هیچگونه ناراحتی ایجاد نمی کنند ولی به سبب رنجش ناشی از احساس ناامنی به دنیای درون خویش پناه می برند واز اجتماعی شدن فاصله می گیرند چه بسا بعضی از آنان به بیماری های روانی هم دچار می شوند.

      تمام ناراحتی های روانی مثل خجالت، عقده ی حقارت وترس نتیجه ی مستقیم احساس گوشه گیری یا تنها زیستن است. شخص کمرو به دلیل خجالت است که میل دارد تنها وجدا از اجتماع باشد. بسیاری از افراد خجالتی تظاهر می کنند که این شیوه زندگی کردن برای آنها راحت است وکمترین زحمتی دارد. اما به طور مسلم آنها از گوشه گیری رنج می برند وفقط برای توجیه خود چنین ادعایی را مطرح می سازند. آنها با تنهایی خویش می سازند، چرا که با اجتماع سازش ندارند.

    به اعتقاد زیمباردو، خجالتی بودن یک معلولیت اجتماعی و روانی است.

    کمرویی یک توجه غیر عادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که در نتیجه ی آن فرد دچار نوعی تنش روانی- عضلانی می شود، شرایط عاطفی وشناختی اش متأثر می گردد وزمینه ی بروز رفتارهای خام ونسنجیده و واکنشهای نامناسب در وی فراهم می شود.

به عبارت دیگر پدیده ی کمرویی به یک مشکل روانی – اجتماعی وآزاردهنده شخصی مربوط می شود که همواره به صورت یک ناتوانی اجتماعی ظاهر می گردد.

به بیان ساده کمرویی یعنی خود توجهی فوق العاده وترس از مواجه شدن با دیگران.

 

    بنابراین کمرویی:

1. روبه رو شدن با افراد جدید را برای فرد نگران کننده و دشوار می کند.

2. وارد شدن به اماکن جدید، کسب وکار وفعالیت ساده را برای فرد سخت می نماید.

3. مخفی شدن از انظار و احساس عجز در عین توانمندی را سبب می شود.

    امروزه خیلی بیشتر از آنکه به ارزش هوش برای رشد و ترقی شخصیت بها دهیم ،ارزش درک ارتباطات میان فردی و مهارت های اجتماعی را بعنوان سرمایه ی فعال حیات روانی انسان ها ارزیابی می کنیم. یعنی کسی توانایی این را داشته باشد که روابط بین فردی خود را که ابتدا از توازن وتعادل روابط او با خودش تغذیه می شود، بهبود بخشد. اگر کسی از این سرمایه محروم باشد مسلماً با تجارب منفی در سطح همه ی ارتباطاتش برخورد خواهد کرد. از ارتباطات بسیار خصوصی گرفته که در آن  شخص همیشه احساس حقارت و فهمیده شدن دارد تا آنجا که مسئله ی جرأت ورزی و حق طلبی در سطح ارتباطات رسمی و یا کلان اجتماعی مطرح می شود، دسترسی نداشتن به رفتارهای مناسب که کمرویی یکی از تظاهرات جدی آن است، مانع احساس تعادل روانی و مؤفقیت اجتماعی می شود.

    باوری که از خود داریم اثرات عمیق بر روی همه ی جنبه های زندگی ما می گذارد. افرادی که دید آنها مثبت است معمولاً از اعتماد به نفس و اطمینان بیشتری در زندگی خود برخوردارند و هیچگاه منتظر تعریف و تمجید اطرافیان خود نیستند و در مقابل آن افرادی که حس اعتماد به نفس کمتری دارند همیشه زیر سؤالات و انتقادهای دیگران قرار می گیرند و هیچگاه نمی توانند مؤفق و سربلند باشند.

 

   

 

  یکی از مشکلاتی که افراد کمرو با آن روبرو هستند این است که آنها تمایل ندارند به راحتی احساسات، افکار و رفتار خود را نشان دهند که می توان آن دلیل آن را ترس ناخودآگاه از این موضوع دانست که ممکن است سایرین رفتار، افکار و احساسات آنها را تأیید نکنند وحتی اگر رفتار، افکار و احساسات خود را بروز دهند واقعیت آنها را آشکار ننمایند بلکه به دنبال جلب تأیید دیگران هستند.

     این موضوع می تواند مشکلات دیگری از قبیل ناتوانی در برقراری ارتباط مناسب با دیگران، ناتوانی در تصمیم گیری و ناتوانی در بروز احساسات را ناشی گردد.

     نیاز به پیوند جویی یکی از ویژگی های افراد کمرو است. بنابراین مقبولیت، تأیید و اطمینان خاطر اجتماعی شرایط ارضاء کننده ی نیاز برای افراد دارای نیاز به پیوندجویی زیاد است.

      مشکلات بین فردی آنها باعث می شود برنامه ریزی درستی برای زندگیشان نداشته باشند و از نیروهای بالقوه خود درست استفاده نکنند. به حدی که حتی از ایجاد ارتباط با دیگران به نحوی سرباز می زنند. آنها اغلب از سوی افراد چیره تر مورد سوء استفاده قرار می گیرند و به همین دلیل عزت نفس کمی دارند.

      تقریباً در همه ی اوضاع جمعی به نحوی ناراحت و مضطرب هستند. عدم توانایی آنها در ابراز حقوق شخصی خود منجر به نفرت و خصومت می گردد که به نوبه ی خود گاهاً احساسات نامتناسب، گناه و پشیمانی به بار می آورد. گاهی اوقات خشم و ناراحتی ناشی از مشکلات فوق باعث می شود فرد بطور غیرمنطقی عمل کرده و به پرخاشگری دست بزند.

 کاهش اعتماد به نفس یکی از عواقب کمرویی است. ناتوانی در بیان صریح احساسات و عواطف موجب تصور منفی فرد از خود و در نهایت کاهش اعتماد به نفس می شود.

 

     * رابطه ی کمرویی و اعتماد به نفس

     مهمترین علت کمرویی در مقابل دیگران یا موقعیتهای تازه این است که فرد بیش از حد محدودیتها، کمبودها و نقطه ضعفها فکر می کند، یک فرد کمرو قبل از روبه رو شدن با کسی که او را نمی شناسد بطور مرتب با خود فکر می کند که اگر از من چیزی بپرسد که ندانم چه بگویم؟ اگر از من کاری را بخواهد که بلد نباشم چه کنم؟ و...

    به این ترتیب می بینیم که تمام فکر شخص خجالتی روی عدم توانایی ها متمرکز می شود آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند برای اینکه در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند به مقدار زیادی به تأیید دیگران وابسته هستند، آنها معمولاً از ریسک کردن اجتناب می کنند به خاطر اینکه از شکست می ترسند، معمولاً انتظار مؤفق ندارند، معمولاً خودشان را دست کم می گیرند و اگر تشویق یا تحسین بشوند آنرا کوچک جلوه می دهند یا رد می کنند، برخلاف این افراد افراد با اعتماد به نفس بالا ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول می کنند به خاطر اینکه به توانایی های خودشان اعتماد دارند. آنها خودشان را می پذیرند و این حس را ندارند که باید خودشان را وفق بدهند تا پذیرفته شوند.

    اعتماد به نفس الزاماً خصوصیتی نیست که در همه ی ابعاد زندگی فرد تبلور داشته باشد، معمولاً افراد در بعضی جنبه ها اعتماد به نفس دارند (مانند: درس یا ورزش) اما در بعضی از جنبه ها اصلاً اعتماد به نفس ندارند (مثل: قیافه یا روابط اجتماعی).

 

 

بخشی از پایان نامه سرکار خانم مرضیه سروی

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 13:40  توسط محسن عزیزی  | 

یکی از بهترین راه‌ها برای رشد خلاقیت، خبره شدن در آن حوزه است. با داشتن درک عمیق از موضوع، بهتر قادر خواهید بود که به تفکر درباره راه‌حل‌های ابتکاری و نوآورانه برای مسائل بپردازید

۲۰ راهنمایی از روان‌شناسی برای افزایش خلاقیت
به گفته رابرت استرنبرگ، روان‌شناسِ شناختی، خلاقیت را می‌توان چنین تعریف کرد: «... فرایند به وجود آوردن چیزی که هم بدیع و تازه باشد و هم باارزش و به درد بخور» (۲۰۰۳). خلاقیت به معنی یافتن راه‌های جدید برای حل مشکلات و نزدیک شدن به شرایط است. خلاقیت، مهارتی نیست که فقط منحصر به هنرمندان، موسیقیدانان یا نویسندگان باشد. بلکه مهارت سودمندی است که در همه مردم می‌تواند وجود داشته باشد. راهنمائی زیر به افزایش خلاقیت شما کمک می‌کنند:

۱) نسبت به رشد خلاقیت متعهد باشید
نخستین گام این است که خود را به طور کامل وقف رشد و توسعه توانائی‌های خلاقانه خود کنید. از تلاش دست برندارید. هدف گذاری کنید، روی کمک دیگران حساب باز کنید و برای رشد مهارت‌های خود، زمانی را در هر روز کنار بگذارید.

۲) خبره شوید
یکی از بهترین راه‌ها برای رشد خلاقیت، خبره شدن در آن حوزه است. با داشتن درک عمیق از موضوع، بهتر قادر خواهید بود که به تفکر درباره راه‌حل‌های ابتکاری و نوآورانه برای مسائل بپردازید.

۳) برای کنجکاوی خود ارزش قائل شوید
یکی از موانع متداول بر سر راه خلاقیت، کم اهمیت دادن به کنجکاوی است. هنگامی که کنجکاوی شما نسبت به چیزی برانگیخته می‌شود به جای آن که خود را سرزنش یا توبیخ کنید، به تحسین خود بپردازید و به خود پاداش دهید. برای خود این فرصت را به وجود آورید که به کشف موضوعات تازه بپردازید.

۴) باور کنید که خلاقیت به خودی خود با ارزش است
رشد انگیزه‌های درونی بسیار اهمیت دارد. این باور را در خود تقویت کنید که خلاقیت به خودی خود ارزشمند است حتی اگر به دستاورد خاصی منجر نشود.

۵) خطرپذیر باشید
برای تقویت مهارت‌های خلاقانه خود، باید آماده خطرپذیری باشید. ممکن است تلاش‌های شما همیشه به موفقیت نیانجامد امّا مطمئن باشید که تقویت استعدادهای خلاقانه و دستیابی به مهارت‌های تازه در آینده به دردتان خواهد خورد.

۶) به خود اعتماد داشته باشید
بی‌اعتمادی به توانائی‌های خود، مانع خلاقیت می‌گردد. به همین دلیل، تقویت حس اعتماد به نفس اهمیت زیادی دارد. پیشرفت‌هایی که به دست آورده‌اید را ثبت کنید، از تلاش‌های خود خشنود باشید و همیشه در صدد یافتن راهی برای تحسین خلاقیت خود باشید.

۷) زمان لازم را برای خلاقیت در نظر بگیرید
اگر زمان لازم و کافی را برای رشد استعدادهای خلاقانه خود اختصاص ندهید، در این کار موفق نخواهید شد. در هر هفته زمانی را برای تمرکز بر روی یک نوع پروژه خلاقانه کنار بگذارید.

۸) نگرش‌های منفی را کنار بگذارید
براساس یک مطالعه پژوهشی که در سال ۲۰۰۶ صورت گرفته و نتایج آن در مجله آکادمی ملّی علوم به چاپ رسیده است، نگرش مثبت می‌تواند توانایی شما در تفکر خلاقانه را افزایش دهد. بدین خاطر، بر روی حذف و کنار گذاشتن افکار منفی یا خود-انتقادی که می‌تواند مانع رشد مهارت‌های خلاقانه شما گردد، تمرکز کنید.

۹) بر ترس خود از شکست غلبه کنید
ترس از اشتباه کردن یا شکست خوردن از پیشرفت شما جلوگیری می‌کند. هرگاه چنین افکار و احساسی به سراغتان آمد، به خودتان یادآور شوید که اشتباهات، خود بخشی از فرایند است. با وجودی که گاهی اوقات ممکن است با موانعی در مسیر خلاقیت خود روبرو شوید امّا نهایتاً به اهداف خود خواهید رسید.

۱۰) برای به دست آوردن ایده‌های جدید از یورش فکری استفاده کنید
یورش فکری روش متداولی در محیط‌های علمی و حرفه‌ای است امّا می‌تواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای رشد خلاقیت نیز مورد استفاده قرار گیرد. قضاوت‌های خود را کنار بگذارید و شروع به نوشتن هر ایده و راه‌حلی که به نظرتان می‌رسد بکنید. هدف از این کار، تولید هر چه بیشتر ایده در یک دوره زمانی کوتاه است. سپس بر روی پالایش و روشن‌تر کردن ایده‌های خود تمرکز کنید تا به بهترین گزینه ممکن دست یابید.

۱۱) بدانید که اغلب مسائل راه‌حل‌های متعدد دارند
بار بعد که به حل مساله‌ای پرداختید، سعی کنید به دنبال راه‌حل‌های مختلف بگردید. به جای آن که مستقیماً به سراغ نخستین ایده‌ای که به فکرتان رسید بروید، کمی تامل کنید و به راه‌های دیگر برای نزدیک شدن به مساله فکر کنید. این کار ساده، راه خوبی برای ایجاد مهارت‌های حل مساله و تفکر خلاق در شماست.

۱۲) برای فعالیت‌های خلاقانه خود دفتر یادداشت تهیه کنید
برای پیگیری فرایند خلاقیت در خود و ایده‌هایی که به نظرتان رسیده است، دفترچه یادداشتی درست کنید. وجود این دفترچه کمک شایانی به بازتاب دستاوردهای شما و در نظر گرفتن راه‌حل‌های احتمالی دیگر خواهد بود. ایده‌هایی که در این دفترچه ثبت می‌شوند می‌توانند در آینده الهام بخش شما گردند.

۱۳) نقشه ذهنی ایجاد کنید
«نقشه ذهنی» وسیله خوبی برای مرتبط ساختن ایده‌ها و جستجو برای پاسخ‌های ابتکاری و خلاقانه به سوالات است. نقشه ذهنی چنین درست می‌شود: ابتدا موضوع یا واژه اصلی را روی کاغذ بنویسید. سپس عبارات یا ایده‌های مرتبط را پیرامون آن بنویسید و به آن پیوند دهید. این روش با وجودی که شبیه یورش فکری است امّا به شاخه شاخه شدن ایده‌ها کمک می‌کند و امکان مشاهده چگونگی ارتباط آن‌ها با هم را فراهم می‌سازد.

۱۴) خود را به چالش بکشید
فرایند رشد مهارت‌های خلاقانه، پایان پذیر نیست. بنابراین، چالش مداوم خود به منظور رشد بیشتر قابلیت‌ها و توانائی‌هایتان بسیار اهمیت دارد. به جستجوی رویکردهای پیچیده‌تر برآئید، چیزهای جدید را امتحان کنید و از به کارگیری همان راه‌حل‌هایی که در گذشته استفاده کرده‌اید اجتناب نمائید.

۱۵) روش «۶ کلاه» را امتحان کنید
روش «۶ کلاه» مستلزم نگاه کردن به مساله از ۶ دیدگاه متفاوت است. با این کار می‌توانید نسبت به موقعی که فقط از یک یا دو دیدگاه به مساله می‌نگریستید، ایده‌های بیشتری به دست آورید.
کلاه قرمز: به وضعیت طور احساسی بنگرید. احساستان به شما چه می‌گوید؟
کلاه سفید: به وضعیت به طور عینی بنگرید. واقعیت‌ها چه هستند؟
کلاه زرد: به وضعیت با دید مثبت بنگرید. کدام عناصر راه حل عمل خواهند کرد؟
کلاه سیاه: به وضعیت با دید منفی بنگرید. کدام عناصر راه حل عمل نخواهند کرد؟
کلاه سبز: خلاقانه فکر کنید. ایده‌های دیگر چه هستند؟
کلاه آبی: کلّی و جامع فکر کنید. بهترین راه حل کلّی چیست؟

۱۶) به دنبال منابع الهام‌بخش بگردید
هرگز انتظار نداشته باشید که خلاقیت به یکباره اتفاق افتد. به دنبال منابع جدید الهام‌بخش برای به دست آوردن ایده‌ها و انگیزه‌های تازه که به تولید پاسخ‌های یگانه به سوالاات می‌انجامد، بگردید. کتاب بخوانید، از موزه‌ها بازدید کنید، به موسیقی مورد علاقه‌تان گوش کنید و یا به بحث سازنده با یک دوست بپردازید. از هر روش یا راهبردی که برایتان مفیدتر است استفاده کنید.

۱۷) برای خلاقیت، فرصت ایجاد کنید
علاوه بر جستجوی منابع الهام‌بخش، باید خودتان نیز فرصت لازم را برای خلاقیت ایجاد کنید. مثلاً در دست گرفتن یک پروژه تازه یا پیدا کردن ابزارهای جدید برای استفاده در پروژه‌های فعلی.

۱۸) سناریوهای متفاوت را در نظر بگیرید
به هنگام تمرکز بر روی حل یک مسأله، از سوالات «چه می‌شود اگر ... » برای در نظر گرفتن سناریوهای احتمالی استفاده کنید. اگر این راه را در پیش گیریم نتیجه‌اش چه خواهد شد؟ با نگاه کردن به این سناریوهای مختلف، بهتر می‌توانید به راه‌حل‌های خلاقانه برای مسائل دست یابید.

۱۹) از روند نما استفاده کنید
هنگامی که پروژه جدیدی را در دست می‌گیرید، روندنمایی (فلوچارت) برای نمایش پروژه، از ابتدا تا انتها، بکشید. به مسیرها یا دنباله مختلف رویدادهایی که ممکن است اتفاق افتد نگاه کنید. روند نما به شما کمک می‌کند که محصول نهایی را بهتر مجسم کنید و مشکلات احتمالی را از میان بردارید.

۲۰) از روش «گلوله برف» استفاده کنید.
تا کنون متوجه شده‌اید که چگونه یک ایده خوب معمولاً به ایده خوب دیگری می‌انجامد؟ شما می‌توانید با استفاده از روش «گلوله برف» به هنگام تولید ایده برای پروژه‌های خود، از این مزیت بهره‌مند شوید. اگر ایده برای کار جاری شما مفید و مناسب نباشد، آن را برای کارهای بعد و استفاده در پروژه‌های آتی کنار بگذارید.

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

مقالات مرتبط:

چگونگی داشتن فکر خلاق

خلاقیت را در چیزهای عادی جستجو کن

آنچه براي خلاق شدن بايد بدانيد

آموزش خلاقیت

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 9:38  توسط محسن عزیزی  | 

بیش فعالی یک مشکل پزشکی است که باعث می‌شود‌ بیمار نتواند‌ توجه کند‌ و اعمال را بد‌ون فکر انجام می‌د‌هد‌.

اختلال بیش فعالی و کمبود‌ توجه (ADHD) یک عارضه رفتاری است که کود‌ک مبتلا به آن د‌ر تمرکز و د‌نبال کرد‌ن د‌ستورات د‌چار اشکال است.
این اختلال نوعی بیماری است که باعث می‌شود‌ تمرکز کرد‌ن بر اعمال فرد‌ برایش مشکل باشد‌.
بیش فعالی یک مشکل پزشکی است که باعث می‌شود‌ بیمار نتواند‌ توجه کند‌ و اعمال را بد‌ون فکر انجام می‌د‌هد‌.

● انواع بیش‌فعالی
۱) نوع غالباً بی‌توجه
۲) (ADHD) )نوع غالباً بیش فعال (تکانشگر)
۳) نوع مرکب
کود‌کان مبتلا به نوع اول بیش فعالی د‌ر توجه و د‌قت و تمام کرد‌ن کارها مشکل د‌ارند‌ و کود‌کان حواس‌پرت و آشفته‌ای هستند‌. محققان د‌ریافته‌اند‌ که این کود‌کان د‌ر انجام کارهای تحصیلی نیز مشکل د‌ارند‌.
د‌ر نوع بی‌توجهی کود‌ک بیشترین مشکل را د‌ر نگهد‌اری توجه و تمرکز د‌ارد‌. به نظر می‌رسد‌ که او هیچ توجهی به صحبت‌های طرف مقابل نمی‌کند‌، د‌ر اتمام کارهایش حتی آن کارهایی که خود‌ش د‌وست د‌ارد‌، مشکل د‌ارد‌، به جزئیات بی‌توجه است، هنگام بازی یا انجام تکالیف تمرکز کافی ند‌ارد‌، وسایل خود‌ را مد‌ام گم می‌کند‌ یا د‌ر خانه و مد‌رسه جا می‌گذارد‌. د‌ختران بیشتر از پسران به این نوع اختلال د‌چار می‌شوند‌.
د‌ر نوع پرتحرکی/ تکانشگری، کود‌ک بسیار پرتحرک بود‌ه وعمد‌تاً د‌ست به کارهای خطرناک از جمله بازی با وسایل برقی، بالا رفتن از د‌یوار یا کمد‌‌ها و ... می‌زند‌، پرحرف است، رفتارهای پرخاشگرانه از خود‌ نشان می‌د‌هد‌، د‌ائماً می‌خواهد‌ جلب توجه کند‌، سرجای خود‌ مد‌ام وول می‌خورد‌، حرکت‌های بی جا از خود‌ نشان می‌د‌هد‌، با د‌ست‌هایش زیاد‌ بازی می کند‌. برای انجام هر کاری عجله د‌ارد‌ و همیشه د‌ر حال د‌وید‌ن است. این نوع اختلال بیشتر د‌ر پسران د‌ید‌ه می‌شود‌.

● همه‌گیر شناسی
به نظر می‌رسد‌ این اختلال د‌ر ۳ تا ۵ د‌رصد‌ از کود‌کان د‌ر سنین مد‌رسه رواج د‌اشته باشد‌، پژوهش‌ها حاکی از آن است که پسران بیشتر از د‌ختران (نسبت ۳ به ۱ و یا ۵ به ۱) به این اختلال مبتلا می‌شوند‌. همچنین این اختلال د‌ر زایمان‌های اول به شرط پسر بود‌ن نوزاد‌ (تاثیر جنسیت) و خانواد‌ه‌هایی که والد‌ین آن ها د‌چار مصرف مواد‌ مخد‌ر، اختلال اجتماعی، اختلال بیش‌فعالی و ... هستند‌ شایع‌تر است.

● سبب شناسی
▪ کاهش برخی مواد‌ شیمیایی خاص د‌ر مغز (مثل گلوکز و قند‌)
▪ آسیب‌های مغزی نظیر مسمومیت ناشی از سرب
▪ آسیب‌های د‌وران جنینی و عوامل عصب‌شناختی

● وراثت
▪ عوامل روانی اجتماعی نظیر محرومیت از ماد‌ر (کود‌کان پرورشگاهی)، محیط‌های اضطراب‌زا د‌ر خانه و مد‌رسه، کود‌کان طبقات پایین اجتماع و خانواد‌ه‌های ازهم‌ پاشید‌ه
▪ متغیرهای محیطی
▪ مصرف بیش از حد‌ بعضی از مواد‌ د‌ر رژیم‌های خاص غذایی (مثل مصرف بیش از حد‌ رنگ‌های خوراکی و شکر)

▪ حساسیت غذایی

● چگونگی د‌رمان
آنچه بیشترین تاثیر را بر روند‌ و تاثیر د‌رمان می‌گذارد‌، تشخیص به موقع و زود‌هنگام اختلال و ارجاع سریع کود‌ک به پزشک متخصص است که امکان کاهش آسیب را فراهم می‌سازد‌.

● د‌ارو د‌رمانی
د‌اروهای محرک د‌ر د‌رمان بیش فعالی به مقد‌ار زیاد‌ی مورد‌ استفاد‌ه قرار می‌گیرند‌، به علاوه بی‌خوابی، خلق ملالت بار، کند‌ی د‌رک، پیشرفت رشد‌ و وزن توأم با بی‌اشتهایی، تهوع، سرد‌رد‌ و حتی توهمات حسی از یک طرف و نگرانی سوءمصرف د‌ارو د‌ر د‌رمان کود‌کان مبتلا به این اختلال از سوی د‌یگر تلاش‌های جد‌ید‌ی را طلب می‌کند‌.
د‌ارو د‌رمانی باید‌ زمانی به کار گرفته شود‌ که مد‌اخلات د‌رمانی د‌یگر امتحان شد‌ه باشند‌ و خانواد‌ه نتواند‌ د‌ر آموزش کنترل کود‌ک شرکت کند‌، کود‌ک فوق‌العاد‌ه غیرقابل کنترل باشد‌ و سابقه تیک عصبی، اختلال، روان پریشی و اختلال تفکر ند‌اشته باشد‌ و مهم‌تر اینکه امکان بررسی و ارزیابی تاثیرات د‌ارو وجود‌ د‌اشته باشد‌.

● رفتار د‌رمانی
تقویت مثبت رفتارهای عاد‌ی توسط معلمان و والد‌ین به همراه بی‌تجهی و تند‌مزاجی ها و پرخاش‌جویی‌های کود‌ک و تمهید‌ات رفتاری ـ شناختی، مجموعه د‌رمانی موثری را تشکیل می‌د‌هند‌. د‌ر رویکرد‌ رفتاری ـ شناختی، کود‌ک خود‌ کانون تغییرات خویش است و با خود‌گرد‌انی، طی مشاهد‌ه خود‌ به مقابله با بی‌اختیاری و کمبود‌ توجه و فقد‌ان نگرش آگاهانه می‌پرد‌ازد‌. به نظر می‌رسد‌ ترکیب د‌ارو و د‌رمان با د‌رمان‌های رفتاری ـ شناختی، موفق‌ترین روش د‌ر د‌رمان این اختلال باشد‌. روش‌‌های رفتار د‌رمانی زیر برای د‌رمان پیشنهاد‌ می‌شود‌:
▪ مشاوره فرد‌ی، گروهی یا خانواد‌گی
▪ برنامه‌ریزی آموزش (مخصوص د‌انش‌آموزان بیش‌فعال)
▪ رژیم غذایی (کم کرد‌ن شکر و رنگ‌های مصنوعی از برنامه غذایی)

● توصیه‌هایی به معلمان
▪ معلمان باید‌ میزان عیب‌جویی و انتقاد‌ از این د‌انش‌آموزان را تا حد‌اقل ممکن کاهش د‌هند‌.
▪ میزان توجهشان به این کود‌کان باید‌ متناسب بود‌ه و کم و زیاد‌ نشود‌.
▪ باید‌ همکاری مد‌اوم و لازم را د‌ر برنامه اصلاحی کلاس د‌اشته باشند‌.
▪ ایجاد‌ یک رابطه عاطفی بسیار سازند‌ه و مثبت بین معلم و د‌انش‌آموزان بیش فعال ضروری است.
▪ برقراری ارتباط میان مشاور مد‌رسه، مد‌یر، والد‌ین کود‌کان، روان‌شناس و روان پزشک کود‌ک موثر است.
▪ مسلماً تد‌ریس و آموزش به این د‌انش‌آموزان باید‌ د‌ر موقعیت‌هایی باشد‌ که توجه آن‌ها به معلم است.
▪ برای این د‌انش‌آموزان باید‌ هر بار و د‌ر هر زمان فقط یک تکلیف تحصیلی تعیین کرد‌.

● توصیه‌هایی به والد‌ین
▪ پیش‌بینی برنامه منظمی برای فعالیت‌های روزانه کود‌ک مانند‌ بید‌ار شد‌ن، بازی کرد‌ن و وعد‌ه‌های غذا
▪ آگاهی کود‌ک از قوانین خانه و د‌ر پی د‌اشتن عواقب د‌ر صورت رعایت نکرد‌ن
▪ نوشتن قواعد‌
▪ تقویت با پاد‌اش و تحسین رفتارهای خوب
هنگامی که به کود‌ک خود‌ د‌ستوری می‌د‌هید‌، آهسته و واضح صحبت کنید‌ و به ساد‌گی سخن بگویید‌. بهتر است از کود‌ک بخواهید‌ که د‌ستورات را تکرار کند‌.
▪ نظاره کود‌ک هنگام حضور د‌ر جمع د‌وستان
▪ بازخورد‌ مثبت با کلام و د‌اد‌ن جایزه به واسطه تسلط بر مهارت‌های اجتماعی برای کود‌کان مبتلا به بیش‌فعالی
▪ تقد‌م تشویق بر تنبیه
▪ جد‌ا د‌انستن رفتار ناپسند‌ کود‌ک از او
▪ نشان د‌اد‌ن مد‌اوم علاقه به او برای افزایش اعتماد‌ به نفس کود‌ک
▪ ثبات و پاید‌اری د‌ر انتظارات خود‌ از کود‌ک
▪ فاصله گرفتن از کشمکش
▪ همکاری نزد‌یک با مد‌رسه و آگاهی از پیشرفت تحصیلی کود‌ک
▪ ناد‌ید‌ه گرفتن تخلف‌های کوچک

● توصیه‌هایی به بیش‌فعالان
▪ سعی کنید‌ مرتب ورزش کنید‌
▪ به اند‌ازه کافی بخوابید‌
▪ با تمرین‌های آرام‌سازی، آرامش را به خود‌ برگرد‌انید‌
▪ د‌ر صورت مصرف د‌ارو د‌ستورات پزشک را به د‌قت اجرا کنید‌
د‌ر صورت بروز عوارض د‌ارویی به پزشک خود‌ اطلاع د‌هید‌ و با او مشورت کنید‌.

معصومه طیبی

روزنامه اطلاعات

مقالات مرتبط:

 

طبقه بندی D.M.S از اختلالات روانی

افسردگی


اسکیزوفرنی


اوتیسم

بی اشتهایی عصبی (1)

آشنایی با اختلال چند شخصیتی

 

 

 

+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 18:10  توسط محسن عزیزی  | 
هر دانش‌آموز یا دانشجوئی سبک یادگیری خاص خودش را دارد. این سبک‌ها بر میزان یادگیری ما، تحت شرایط خاص، اثر گذارند. برخی از دانش‌آموزان یا دانشجویان از طریق گوش کردن به مطالب، بهتر آن‌ها را فرا می‌گیرند در حالی که برخی دیگر از طریق خواندن. نظریه‌های مختلفی درباره سبک‌های یادگیری ارائه شده است که به توصیف روش‌های ترجیحی دانش‌آموزان یا دانشجویان برای یادگیری می‌پردازند. یکی از نظریه‌های مربوط به سبک یادگیری بر پایه کارهای کارل یونگ، روان‌شناس تحلیلی است. یونگ نظریه سنخ‌های روانی را برای رده‌بندی افراد بر حسب الگوهای شخصیتی متفاوت ارائه کرده است. نظریه یونگ بر روی چهار کارکرد روانی تمرکز دارد:

● برون‌گرایی در مقابل درون‌گرایی
▪ منطق در مقابل شهود
▪ تفکر در مقابل احساس
▪ قضاوت در مقابل ادراک
این نظریه بعداً به ایجاد شاخص نوع شخصیت مایرز-بریگز انجامید.
نظریه یونگ علاوه بر ارزیابی شخصیت، برای ارزیابی توصیف و سبک‌های مختلف یادگیری نیز می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. با وجودی که هر بعد نشان دهنده یک جنبه خاص از یک سبک یادگیری است امّا به خاطر داشته باشید که سبک یادگیری خود شما ممکن است ترکیبی از این ابعاد باشد. مثلاً ممکن است سبک یادگیری شما شامل عناصری از سبک‌های یادگیری برون‌گرا، احساسی، شهودی و ادراکی باشد. در زیر به توصیف مختصر این ابعاد می‌پردازیم.

● سبک یادگیری برون‌گرا چیست؟
این بعد نشانگر این است که یادگیرنده چگونه با دنیای خارج تعامل برقرار می‌کند. یادگیرنده‌های برون‌گرا از ایده گرفتن از دیگران لذت می‌برند. آن‌ها کار اجتماعی و گروهی را ترجیح می‌دهند. اگر شما از درس دادن به دیگران، مشارکت در کار گروهی و یادگیری از طریق تجربه کردن خوشتان می‌آید، احتمالاً جزء این دسته هستید.
▪ تعداد یادگیرنده‌های برون‌گرا
ـ تقریباً ۶۰٪ یادگیرنده‌ها، یادگیرنده‌های برون‌گرا هستند.
▪ مشخصات یادگیرنده‌های برون‌گرا
ـ یادگیری از طریق تجربه مستقیم
ـ لذت بردن از کار گروهی
ـ ایده گرفتن از منابع خارجی
ـ اشتیاق به رهبری، مشارکت و ابراز عقیده

● سبک‌ یادگیری درون‌گرا چیست؟
با وجودی که یادگیرنده‌های درون‌گرا نیز آدم‌های اجتماعی هستند امّا ترجیح می‌دهند مسائل را خودشان حل کنند. یادگیرنده‌های درون‌گرا از منابع درونی خودشان ایده می‌گیرند. آن‌ها ترجیح می‌دهند قبل از آزمودن یک مهارت جدید درباره آن فکر کنند. اگر شما از مطالعه تنها، کار فردی و ایده‌های انتزاعی خوشتان می‌آید احتمالاً جزء این دسته هستید.
▪ تعداد یادگیرنده‌های درون‌گرا
ـ تقریباً ۴۰٪ یادگیرنده‌ها، یادگیرنده‌های درون‌گرا هستند.
▪ مشخصات یادگیرنده‌های درون‌گرا
ـ کار تنهایی را ترجیح می‌دهند.
ـ از کارهای ساکت و بدون سر و صدا لذت می‌برند.
ـ معمولاً از منابع درونی خودشان ایده می‌گیرند.
ـ گوش دادن و تماشا کردن را ترجیح می‌دهند.

● سبک‌ یادگیری منطقی چیست؟
یادگیرنده‌های منطقی بر روی جنبه‌های محیط فیزیکی تمرکز می‌کنند. یونگ این افراد را کسانی که علاقه‌مند به دنیای خارج هستند توصیف می‌کند. آن‌ها واقع‌بین و عملی هستند و ترجیح می‌دهند که بر اطلاعات به دست آمده از طریق تجربه تکیه کنند. با وجودی که افرادی با این سبک یادگیری از نظم و ترتیب و کارهای یکنواخت و روال‌مند لذت می‌برند امّا با محیط‌ها و شرایط متغیر نیز به سرعت وفق می‌یابند.
▪ تعداد یادگیرنده‌های منطقی
ـ تقریباً ۶۵٪ یادگیرنده‌ها دارای سبک یادگیری منطقی هستند.
▪ مشخصات یادگیرنده‌های منطقی
ـ تمرکز بر حال
ـ عملی و منطقی
ـ استفاده از تجربه و عقل سلیم برای حل مسائل
ـ علاقه‌مند به مشاهده دنیای پیرامون

● سبک یادگیری شهودی چیست؟
یادگیرنده‌های شهودی بیشتر بر دنیای احتمالات تمرکز می‌کنند. بر خلاف یادگیرنده‌‌های منطقی که به اینجا و اکنون علاقه‌مندند، یادگیرنده‌های شهودی از در نظر گرفتن ایده‌ها، احتمالات و نتایج بالقوه لذت می‌برند. آن‌ها از افکار انتزاعی، رویاپردازی‌های روزانه و خیالپردازی درباره آینده خوششان می‌آید.
▪ تعداد یادگیرنده‌های شهودی
ـ تقریباً ۳۵٪ یادگیرنده‌ها، یادگیرنده‌های شهودی هستند.
▪ مشخصات یادگیرنده‌های شهودی
ـ به جای آن که یک کار را یکباره تمام کنند، ترجیح می‌دهند در جلسات کوتاه مدت و در چند مرحله آن را انجام دهند.
ـ از چالش‌ها، تجربیات و شرایط جدید لذت می‌برند.
ـ بیشتر تصویر کلّی را در نظر می‌گیرند تا جزئیات.
ـ از نظریه‌ها و ایده‌های انتزاعی لذت می‌برند.

● سبک‌ یادگیری متفکرانه چیست؟
افرادی که این سبک یادگیری را دارند بیشتر بر روی ساختار و کارکرد اطلاعات و اشیاء تمرکز می‌کنند. آن‌ها به هنگام تصمیم‌گیری و حل مساله از عقل و منطق استفاده می‌کنند. این نوع یادگیرنده‌ها غالباً بر پایه معیارهای شخصی تصمیم‌گیری می‌کنند.
▪ تعداد یادگیرنده‌های متفکر
ـ تقریباً ۵۵٪ مردان و ۳۵٪ زنان دارای سبک یادگیری متفکرانه هستند.
▪ مشخصات یادگیرنده‌های متفکر
ـ علاقه به عقل و منطق.
ـ تصمیم‌گیری بر اساس احساسات و هیجانات را دوست ندارند.
ـ تصمیم‌گیری بر پایه دلیل و منطق.

● سبک یادگیری احساسی چیست؟
کسانی که این سبک یادگیری را دارند اطلاعات را بر اساس احساسات و هیجانات اولیه‌ای که ایجاد می‌کند تنظیم می‌کنند. افرادی که سبک یادگیری احساسی دارند به روابط فردی و هماهنگی اجتماعی علاقه‌مندند. آن‌ها معمولاً بر اساس احساساتشان تصمیم‌گیری می‌کنند و از تعارض خوششان نمی‌آید.
▪ تعداد یادگیرنده‌های احساسی
ـ تقریباً ۴۵٪ مردان و ۶۵٪ زنان یادگیرنده‌های احساسی هستند.
▪ مشخصات یادگیرنده‌های احساسی
ـ علاقه‌مند به مردم و احساسات آن‌ها.
ـ هماهنگ با احساسات خود و دیگران.
ـ تصمیم‌گیری بر اساس احساسات فوری.

● سبک یادگیری قضاوتی چیست؟
کسانی که این سبک یادگیری را دارند بسیار قاطع هستند. در برخی موارد، این افراد قبل از آن که تمام اطلاعات مورد نیاز درباره یک وضعیت را به دست آورند تصمیم‌گیری می‌کنند. آن‌ها از نظم و ساختار خوششان می‌آید و به همین دلیل است که فعالیت‌ها و برنامه‌های خود را به دقت برنامه‌ریزی می‌کنند.
▪ تعداد یادگیرنده‌های قضاوتی
ـ تقریباً ۴۵٪ افراد دارای این سبک یادگیری هستند.
▪ مشخصات یادگیرنده‌های قضاوتی
ـ از ابهام و رمز و راز خوششان نمی‌آید.
ـ تصمیم‌گیری قاطع.
ـ بسیار سازمان‌یافته و منظم.
ـ عقاید قوی.
▪ دنباله‌روی از مقررات و قوانین.

● سبک یادگیری ادراکی چیست؟
یادگیرنده‌های ادراکی در واکنش به اطلاعات جدید و شرایط متغیر، بی‌مقدمه تصمیم‌گیری می‌کنند. بر خلاف یادگیرنده‌های قضاوتی که تمایلی به تغییر عقیده ندارند، یادگیرنده‌های ادراکی ترجیح می‌دهند گزینه‌هایشان را باز نگاه دارند. آن‌ها معمولاً پروژه‌های زیادی را یکباره شروع می‌کنند (غالباً بدون آن که هیچیک از آن‌ها را به پایان رسانند.)، از زمانبندی دقیق اجتناب می‌کنند و بدون برنامه‌ریزی قبلی پروژه‌ای را در دست می‌گیرند.
▪ تعداد یادگیرنده‌های ادراکی
ـ تقریباً ۵۵٪ مردم دارای این سبک یادگیری هستند.

▪ مشخصات یادگیرنده‌های ادراکی
ـ تصمیم گیری بی‌مقدمه.
ـ تغییر در تصمیمات بر اساس اطلاعات جدید.
ـ از سازماندهی و نظم خوششان نمی‌آید.
ـ بسیار انعطاف‌پذیر.
ـ گاهی اوقات در تصمیم‌گیری دچار مشکل می‌شوند.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
+

جهت دریافت مشاوره اینترنتی رایگان به انجمن روانشناسی و مشاوره همیاری بروید.

نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 13:6  توسط محسن عزیزی  | 
 
آیه قرآن