| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
|
نگارش یافته توسط ابوالفضل قوچانی |
ایران سهراب
مقالات مرتبط:
تنوع پذیری در جنس مذکر

جنس مذکر به پیچیدگی جنس مونث نیست و اکثر رفتارهای جنس مذکر برون ریز است و نیاز به کنجکاوی ندارد سوالی که مطرح است آیا مردان تنوع پذیر تر از زنان هستند ؟ پاسخ خیر مردان تنوع پذیر تر از زنان نیستند بلکه اکثر رویدادهای زندگی واکثر رفتارها و برخوردارها برای مردان زودتر به عادت تبدیل می شود و اینگونه می توان نتیجه گرفت که مردان زودتر خسته می شوند مسلم بدونید یک مرد هرچقدر هم که دارای همسری زیبا ، خوش اندام و دلربا باشد بعد از چند ماهی زندگی یا یکی دوسال زندگی این زن برای مرد خود عادی می شود و از نظر ظاهری تازگی قبل را نخواهد داشت پس این مطلب قابل توجه خانمهایی که ادعای زیبایی می کنند و میگویند که شوهرشان به آنها خیانت کرده است بعد از مدتی مردان از نظر ظاهر شما اشباع می شوند ، اخلاق و رفتار یک زن باید به گونه ای باشد که در همه حال برای همسر خود تازگی داشته باشد و فقط ظاهر خوب زن برای یک مرد کافی نیست به همین منظور توصیه می شود همه عشق و علاقه و موهبت خود را به یکباره در چند روز یا چند ماه ابتدای زندگی رو نکنید همیشه مثال اهسته و پیوسته را به خاطر داشته باشید ، مردان تغییرات جزئی را دیر به چشم می بینند مثلا شما اگر جای یک گلدان را در منزل تغییر دهید شاید بعد از یک هفته شوهرتان متوجه این تغییر شود اما اگر رنگ لباس و یا حتی نوع پوششتان را تغییر دهید خیلی زود متوجه تغییر می شوند هر چند شاید اگر عطری که استفاده می کنید را تغییر دهید باز متوجه نشوند پس اگر قصد تغییر یا تحولی دارید بهتر است تلاش خود را در جهت تغییر بزرگی انجام دهید. . از نظر رفتاری جنس مردان به گونه ایست که ریاست طلب هستند و تمایل دارند هیچ موضوعی از انها پنهان نباشد و ترجیح می دهند همسرشان بدون هماهنگی انها کاری را انجام ندهند. اگر هر روز موقع استقبال از شوهرتان از یک جمله تکراری استفاده میکنید آنرا تغییر دهید . اگر رفتاری از سوی شوهرتان شما را خوشحال می کند نوع ابراز خوشحالی خود را تغییر دهید هر چند تغییر کوتاه ، کنار امدن با آشفتگی و خستگی مردان یکی از رموز موفقیت برای جلوگیری از تنوع پذیر بودن آنهاست به عنوان مثال اگر خواسته ای دارید یا می خواهید موضوع مهمی را مطرح کنید از گفتن حرفهای حاشیه ای بپرهیزید چرا که مردان از اینگونه حرفها زود خسته و عصبی می شوند . از نظر روابط جنسی کلا مردان همسری مطیع را خواهان میباشند رفتارهای جنسی خود را تغییر دهید سعی کنید در روابط جنسی تغییر ایجاد کنید به عنوان مثال زمان انجام رابطه مکان انجام آن پوزیشنهای آن حرفهایی که ردو بدل می شود رابطه جنسی کلیشه ای چند دقیقه ای آنچنان تاثیر مثبتی بهمراه ندارد سعی نکنید در باطه جنسی مثل یک ماشین باشید یعنی فقط ابزاری بریا ارضای جنسی باشید بلکه از نظر روحی هم باید شوهر خود را ارضاء کنید البته این مسئاه نیز متقابله . اگر با شوهرتان مشکلی دارید آنرا مطرح کنید تا زودتر حل شود یک زن افسرده حال و غمگین باعث می شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث می شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند . مردان از زنان نغ نغی بیزارند ، مردان عاشق احترام هستند در بیرون از منزل جلوی دیگران با شوهر خود با احترام سخن بگویید البته این مسئله متقابل میباشد . از گیر دادن های بیخودی پرهیز کنید . ظاهری خوب برای همسر خود داشته باشید یعنی در منزل آرایش کنید موهای آشفته و پریشان خود را آراسته سازید مدل موی خود را تغییر دهید و از او بپرسید از چه مدل مویی یا چه طرز آرایشی خوشحال تر میشه هر چند وقتی آنها را مشت و مال دهید فراموش نکنید اگر زنی تمام این کارهای را برای شوهر خود انجام دهد به نوعی برای خودش این کارها را انجام داده است چراکه اگر مردی چنین همسری داشته باشد از هیچ تلاشی برای خوشبختی وی کوتاهی نخواهد کرد . طوری با شوهر خود برخورد نکنید که انگار وی وسیله ای برای تولید اسکناس برای شما میباشد سعی کنید باری از دوش وی بردارید نه اینکه خود مشکلی بر روی مشکلاتش باشید توجه داشته باشید این شمایید که باعث می شید شوهر شما سراغ روابط نا مشروع نرود یا به فکر همسری دیگر نباشد که پاسخگوی آندسته از نیازهایی باشد که شما نتوانسته اید آنها را تامین کنید. به نوعی در یک کلام متفاوت باشید شوهر خود را غافلگیر کنید .
بـرای بـرخـی از مـا ابـراز احسـاسـات کـمی دشـوار است و خـیـلی ها هم اصلاً دوست ندارند که احساساتشـان را بـه زبان بـیـاورند. ایـن مسئـله بـرای دوسـتان یــا همسران اینافرد خـيلی سـخت اسـت چـون وقـتی مشکلی پیـش می آیـند نـمی فهمند که اشکال کار کجاسـت. سـوء تـفاهـمات روی هـم جـمـع شـده و ایـن تصورات نادرست باعث پژمرده شدن و کمرنگ شدن تدریجـی رابـطـه خـواهد شــد. در این مـقـاله نکاتی را برایتان عنوان می کنیم که به شما کـمـکمی کـنـد کاری کنید تـا طـرف مقـابــلتان حرفهایش را رک و راست به شما بگوید.
خیلی از ما تجربه این را داشته ایم که همسر یا دوستمان وقتی رابطه مان با او دچار مشکل می شود، رفتاری آرام را پیش میگیرد و هیچ حرفی نمی زند. در اینگونه مواقع خیلی سخت می توان زن/شوهر/دوست پسر/یا دوست دخترتان را وادار به حرف زدن کنید تا بفهمید که در فکر او چه می گذرد.
ارتباط بسیار مهم است
فقدان ارتباط صحیح یکی از دلایل فروپاشی روابط به شمار می رود. برنامه های کاری زیاد یا اعتماد کردن همسرتان به دوستان خود یا یکی از اعضای خانواده اش، گاهي باعث می شود که حرف هایش را با شما در میان نگذارد. در این زمینه، صبر و مهربانی چاره کار است. در چنین مواقعی نباید سعی کنید به زور آنها را وادار به حرف زدن کنید، درعوض با مهربانی و همدلی تلاش کنید تا از نقطه نظر آنها باخبر شوید.
یادداشت ردوبدل کنید
اگر نمی توانید به صورت کلامی با هم ارتباط برقرار کنید، برای هم یادداشت بنویسید. نوشتن به فرد مقابل امکان می دهد تا بیشتر روی پیام شما فکر کند و سریع و عجولانه به آن پاسخ ندهد. اگر از نوشته خودتان خوشتان نیامد، می توانید آن را عوض هم کنید و وقتی بعد از یادداشتتان همسرتان را ببینید، خواهید دید که خیلی بهتر حرف هایتان را درک کرده است.
زمان خوبی برای حرف زدن انتخاب کنید
ممکن است طرف مقابلتان همیشه حال و حوصله حرف زدن نداشته باشد. شاید روز بدی در محل کار داشته، خیلی خسته باشد یا درگیر مشکلات خانوادگی باشد. زمانی با آنها صحبت کنید که فکر می کنید حواسشان دقیقاً متوجه شماست و فکرشان آزاد است. در غیر اینصورت پاسخی که می خواهید را از او دریافت نخواهید کرد.
علاقه نشان دهید
فقط درمورد خودتان حرف نزنید. طرفتان قبلاً همه چیز را درمورد شما شنیده است و می خواهد کمی هم به مسائل او پرداخته شود. اگر بخواهید همیشه درمورد مشکلات خودتان حرف بزنید باعث می شود که بیشتر سکوت کنند. درعوض سعی کنید کمی هم به مسائل آنها علاقه نشان دهید
کمی سخت گیری کنید
اگر با همه این حرفها باز هم علاقه ای به حرف زدن نشان ندادند، زمانش رسیده که کمی محکم تر برخورد کنید. تلویزیون را خاموش کنید یا صدای موسیقی را قطع کنید. رک و راست به آنها بگویید که می خواهید حرف های او را هم بشنوید و حقتان است که کمی از وقتشان را صرف شما کنند. فقط باید کمی قطعیت نشان دهید نه اینکه دعوا و مرافعه راه بیندازید.
عشق و درک نشان دهید
آخر اینکه باید با همسرتان صبور باشید. عشق و صبر آنچه را که همسرتان برای حرف زدن به آن نیاز دارد را در اختیارشان می گذاردیعنی امنیت احساسی. آنها می دانند که شما آنها را دوست دارید و به آنها احترام می گذارید و ممطئن هستند که حرف آنها را می فهمید. ترس از مسخره جلوه کردن افراد را از بیان احساساتشان در نزدیک ترین روابطشان باز می دارد. به آنها اطمینان دهید که چنین چیزی اتفاق نمی افتد. در آن زمان است که آنها مشتاقانه حرف هایشان را با شما در میان می گذارند.
این مقاله توسط یکی از اعضای وبلاگ روانشناسی و مشاوره برای ما فرستاده شده که همینجا از ایشون تشکر می کنم.
آدرس ایمیل این دوست عزیز:
sahrazare@yahoo.com
ابرازعشق و علاقه
چگونه به عزيز افسردهمان كمك كنيم؟
به او نگوييد كه «دست بردار»؛ راههاي بهتري براي كنار آمدن با افسردگي وجود دارد.
پژوهشگران توصيه ميكنند؛ بهترين كاري كه ميتوان براي يك عضو خانواده، يا دوست افسرده انجام داد، كمك به تشخيص صحيح و درمان است.
براي اين كار تشويق فرد به پيگيري درمان تا كاهش علايم بيماري ضروري است. در صورتي كه فرد بهبود نيافت بايد به دنبال راههاي درمان متفاوتي باشيد.
گاهي لازم است وقتي براي ملاقات از پزشك بگيريد و همراه بيمار به مطب دكتر برويد.
هم چنين دوستتان را تشويق كنيد تا از دستورات پزشكي طي دارو درماني پيروي كند.
دومين اقدام مهم، نشان دادن حمايت عاطفي است. اين كار مستلزم همدلي، شكيبايي، محبت و ترغيب است. با فرد افسرده صحبت كنيد و با دقت به حرفهاي او گوش دهيد. احساساتي را كه بيان ميكند تحقير نكنيد اما واقعيتها را تذكر دهيد و به وي اميد دهيد.
از علايم خودكشي غفلت نكنيد و آنها را به درمانگر او گزارش دهيد. دوستتان را به پياده روي، گردش، سينما و فعاليتها دعوت كنيد. اگر دعوت شما را رد كرد با ملايمت اصرار كنيد.
وي را در فعاليتهايي شركت دهيد كه از آنها لذت ميبرد. مثل فعاليتهاي ورزشي، مذهبي، فرهنگي و اجتماعي. اما بيش از حد و به يكباره مسووليت برعهدهاش نگذاريد.
دوست يا عضو خانواده شما به سرگرمي و مصاحبت نياز دارد، اما تقاضاهاي بسيار چه بسا حس شكست را در وي تقويت كند.
دوستتان را به تعارض و يا تنبلي متهم نسازيد. از وي انتظار دست برداشتن از اين حالت را نيز نداشته باشيد.
اين را در نظر داشته باشيد كه سرانجام بيشتر افراد با درمان بهبود مييابند و به او اطمينان دهيد كه با گذشت زمان و كمك گرفتن بهتر خواهد شد.
اگر نميدانيد از چه كسي كمك بگيريد ميتوانيد به دفترچه راهنماي تلفن مراجعه كنيد و به دنبال عناوين سلامت روان، سلامت خدمات اجتماعي، پيشگيري از خودكشي، خدمات مداخله در بحران، خطوط ارتباط مستقيم، بيمارستانها يا روانشناسان بگرديد حتي در وب سايتها نيز ميتوانيد تلفن و آدرسي از اين دست را پيدا كنيد تا به شما كمك كنند.
روانشناسی محیطی به رفتارهای مرتبط با محیط میپردازد. مفاهیم مربوط به محیط و اولویتهای زیبایی شناختی مورد مطالعه قرار گرفته و در قالب نقشههای رفتاری نشان داده شدهاند. محیط انسان در سطوح مختلفی رفتار او را تحت تأثیر قرار میدهد. رفتارهای آنی، تابعی از وضعیتی هستند که در آن اتفاق میافتند. شخصیت مردم یک کشور، توسط طبیعت و نوع محیطی که در آن زندگی میکنند شکل میگیرد. حیوانات هنگامی که در محیط غیرطبیعی یا درون قفس قرار میگیرند، رفتارشان تغییر میکند.
|
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
نویسنده: جواد محدثی
[۱]- سوره احزاب (۳۳) آیه ۲.
[۲]- سوره قلم (۶۸) آیه ۴.
[۳]- میزان الحکمه، ج ۱، ص ۷۸.
[۴]- سنن النبی، ص ۵۸.
[۵]- مکارم الاخلاق، ص ۵.
[۶]- سوره نازعات (۷۹) آیه ۴۰ و ۴۱.
[۷]- سوره جاثیه (۴۵) آیه ۲۳.
[۸]- سوره حشر (۵۹) آیه ۱۹.
[۹]- سوره علق (۹۶) آیه ۱۴.
[۱۰]- سوره منافقون (۶۳) آیه ۹.
[۱۱]- سوره حدید (۵۷) آیه ۴.
[۱۲]- سوره اعراف (۷) آیه ۲۰۶.
[۱۳]- سوره عنکبوت (۲۹) آیه ۱۷.
[۱۴]- سوره اسراء (۱۷) آیه ۲۳ و ۲۴.
[۱۵]- سوره لقمان (۳۱) آیه ۱۴.
[۱۶]- سوره توبه (۹) آیه ۱۲۰.
[۱۷]- سوره مریم (۱۹) آیه ۵۴.
[۱۸]- سوره مائده (۵) آیه ۱۱۹.
[۱۹]- بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۰۳.
[۲۰]- سوره آل عمران (۳) آیه ۱۵۹.
[۲۱]- میزان الحکمه، ج ۳، ص ۱۳۹.
[۲۲]- سوره حجرات (۴۹) آیه ۱۲.
[۲۳]- سوره آل عمران (۳) آیه ۱۵۹.
[۲۴]- سوره فرقان (۲۵) آیه ۶۳.
[۲۵]- سوره لقمان (۳۱) آیه ۱۸ و ۱۹.
[۲۶]- سوره ابراهیم (۱۴) آیه ۳۴.
[۲۷]- سوره بقره (۲) آیه ۴۰.
[۲۸]- سوره ابراهیم (۱۴) آیه ۷.
خبرگزاری فارس
اغلب دانش آموزان، دانشجويان و علاقه مندان آموزشي از مربيان و استادان خود بارها پرسش مي کنند که چگونه مطالعه کنيم تا مطالب را بهتر در ذهن سازماندهي کنيم؟ صبح زود مطالعه کنيم يا شب هنگام؟ با صداي بلند مطالعه کنيم يا به آهستگي مطالب را مرور کنيم؟ پيشکسوتان فرهنگي نيز با توجه به تجربيات و روش هاي علمي شيوه هايي را توصيه مي کنند. مطلب زير از کتاب زمينه روانشناسي "هيلگارد" تهيه شده که مي تواند پاسخگوي برخي از پرسش هاي مربوط به شيوه هاي مطالعاتي باشد. با هم اين مطلب را مرور مي کنيم:اساس امر مطالعه و خواندن بدون فراموشي، يادگيري و حافظه است. در اين جا با تکنيک " PQRST" که مخفف آن در زبان لاتين، " Preview " مرور اجمالي، " Question " سوال، " Read " خواندن، "Self-recitation" تلقين و تکرار " Test" آزمون است آشنا مي شويد.
در زبان فارسی به این روش و شیوه های مشابه آن پس خبا یا پس ختام می گویند.
مرحله Q (پرسش کردن): عناوين اصلي مطالب را به يک يا چند پرسش تبديل کنيد؛ پرسش هايي که با خواندن آن گفتارها، به پاسخ آنها دست مي يابيد. بايد از خود بپرسيد: " مطالب عمده اي که مولف مي خواهد در اين گفتار بيان کند، چيست؟"
مرحله R (خواندن): در اين مرحله، گفتار مورد نظر را با دقت به معناي آن بخوانيد و بکوشيد جواب پرسش هايي را که در مرحله Q مطرح کرده بوديد بيابيد، لذا بايد در مورد آنچه که در دست مطالعه داريد تامل کنيد و آن را به مطالب ديگري که مي دانيد ارتباط دهيد. پس مي توان واژه ها يا عبارات کليدي را در متن علامت زد. اصولا مي بايست 10 الي 15 درصد متن را علامت زد زيرا در اين مرحله، هدف اين است که واژه ها يا مطالب اصلي متن مشخص شود تا بعد بتوانيد آنها را مرور کنيد. تا وقتي تمام گفتار و مطالب کليدي آن را نخوانده ايد يادداشت برنداريد اين کار کمک مي کند اهميت نسبي هر نکته را دريابيد.
مرحله S (تلقين و تکرار): پس از به پايان رساندن مطالعه مطالب بکوشيد تا نکات عمده آن را به ياد آوريد و اطلاعاتي را که در آن مطرح شده است از حفظ بيان کنيد، درس پس دادن به خود، روش بسيار موثري براي تثبيت مطالب در حافظه است. مطالب را به زبان خودتان بيان کنيد و اطلاعات مطرح شده را از حفظ بگوييد. در نبود افراد بهتر است با صداي بلند اين کار را انجام دهيد اما اگر افراد ديگري هم حضور دارند مي توانيد اين کار را در ذهنتان انجام دهيد. مطلب را با متن مقابله کنيد تا مطمئن شويد که آنها را درست و کامل به ياد آورده ايد. با تکرار يا از برکردن مطالب، متوجه مي شويد که چه چيزهايي را به خاطر نسپرده ايد. اين کار به شما کمک مي کند تا اطلاعات را در ذهن خود سازماندهي کنيد. پس از آنکه گفتار اولي به پايان رسيد مي توانيد به گفتار بعدي بپردازيد و باز هم مراحل S.R.Q را در مورد آن به کار بنديد. همين روش را تا پايان گفتارهاي يک فصل اعمال کنيد.
مرحله T (آزمون): پس از پايان مطالعه يک فصل، بايد از خودتان امتحان بگيريد و کل مطالب فصل را مرور کنيد. بنابراين يادداشت هاي خود را دوره کنيد و ببينيد که آيا نکات اصلي را به ياد مي آوريد يا نه؟ بکوشيد تا دريابيد که مطالب مختلف فصلها چه ارتباطي با هم دارند؟ در مرحله T ، ممکن است براي يافتن مطالب و نکات کليدي به کل فصل مراجعه کنيد و در اين مرحله بايد خلاصه فصل ها را بخوانيد، همچنين به هر مدخلي جزئيات بيشتري بيفزائيد. مرحله T را نبايد به شب امتحان موکول کرد، بهترين زمان براي اولين مرور هر فصل، بلافاصله پس از خواندن آن است. پژوهشهاي انجام شده نشان مي دهد که روش (PQRST) بسيار مفيد بوده است، به گونه اي که بر روخواني ساده مطالب فصل، از ابتدا تا انتها ارجحيت دارد، مرحله تلقين و تکرار در اين روش بسيار مهم است. به جاي چند بار خواندن مطالب بخش عمده زمان مطالعه را براي حفظ کردن فعالانه مطالب صرف کنيد. بر اساس پژوهشهاي انجام شده، خواندن دقيق خلاصه مطالب هر فصل، پيش از خواندن آن، بهره وري مطالعه را بسيار بيشتر مي کند. خواندن خلاصه هر فصل سبب مي شود که کل مطالب آن در ذهن سازماندهي شود. حتي اگر نخواهيد از تمام مراحل روش (PQRST) پيروي کنيد خوب است به اهميت تلقين و تکرار و خواندن خلاصه مطلب فصل براي ورود به مطلب توجه خاصي مبذول کنيد.
تمرکز در لغت یعنی تراکم ، فشردگی مجموعه، چکیده، تمرکز در اصطلاح یعنی حفظ و نگهداری توجه و تمرکز حواس ، روی موضوعی معین ، بدون تمرکز حواس ، یادگیری مثمر ثمر نخواهد بود .
|
* حقایقی دربارهی کمرویی
1. کمرویی میتواند ارثی و یا بیولوژیکی باشد، اما عمدهی کمروییها برخاسته از پرورش غلط والدین است، اغلب کمروییها در طی تجارب زندگی کسب میگرددند.
2. نیمی از افراد جامعه را کمرو تشکیل میدهد.
3. کمرویی دو نوع است: آشکار و نهفته
افرادی که در انظار عموم کمرو شناخته میشوند تنها 30 درصد کمروها را تشکیل میدهند اما 70 درصد دیگر را کمروهای برونگرا تشکیل میدهند. اینگونه افراد در درون خود در رنج دایمی به سر میبرند، این دسته از کمروها ردی از خود به جای نمیگذارند و تنها کمرویی به طور ذهنی احساس میشود. آنها کمرویی را در تپش قلب و تعریق شدیدشان احساس میکنند، با اینکه به ظاهر آرام و با اعتماد به نفس جلوه میکنند اما درگیر گفتگوی درونی " تحقیر نفس" به سر میبرند، پیوسته خود را ملامت میکنند که نالایق هستند و همواره این سؤال برایشان مطرح است که آیا طرف صحبتشان آنها را دوست دارد و یا برایشان ارزش قائل میباشد یا خیر؟
به رغم اینکه بسیار اجتماعی به نظر میرسند اما ذهنشان مملو از افکار و احساسات منفی نسبت به خودشان است، هنگامی که گفتگو خاتمه مییابد آنها احساس رنجیدگی و شکست خوردگی میکنند. برای مثال یک استاد دانشگاه کمروی برونگرا ممکن است حین سخنرانی دربارهی حیطهی تخصصی خود بسیار توانا و قابل باشد ولیکن در یک موقعیت اجتماعی دیگر ممکن است بسیار درمانده ظاهر گردد.
4. شیوع کمرویی در دختران تا سنین نوجوانی بیش از پسران است ( به خاطر نوع رفتار متفاوت والدین ) اما در بزرگسالی معمولاً نقش جنسیت در کمرویی کمرنگ میشود.
5. کمرویی در فرهنگهای ملل امری نسبی است. یک نوجوان آمریکایی معمولی ممکن است نزد فرهنگ مردم اروپا گستاخ به نظر آید و یا یک جوان ایرانی معمولی در نزد مردم آمریکا فردی کمرو جلوه کند. همچنین کمرویی در یک فرد منفرد نیز امری نسبی است. یک بازیگر ممکن است بر روی صحنه بسیار پرحرف و با اعتماد به نفس ظاهر شود اما هنگام مصاحبه بسیار کمرو شود و یا معمولاً افراد در حضور برخی افراد خجالتی و در مقابل دوستان خود اجتماعی باشند.
6. کمرویی برچسبی است که از سوی دیگران به ما زده میشود، برچسبها نیز فرد را توصیف نمیکنند، آنها تنها فرد را درون دسته و گروه خاصی قرار میدهند و باید به خاطر سپرد که برچسبها و دستهبندیها خود شخص نمیباشند.
7. کمرویی اهمیت بخشیدن زیاد به نوع تفکر دیگران نسبت به خودمان است.
8. افراد کمرو ممکن است در حضور دیگران مغرور و بیعلاقه جلوه کنند اما آنها تنها احساس دستپاچگی و عصبی بودن میکنند.
9. کمرویی بهای گزافی است که افراد کمرو در سنین مختلف ناچار به پرداخت آن میباشند.
10. کمرویی باعث محدود شدن آزادی و تجلی استعدادهای فرد میشود.
11. طبق پژوهشهای گسترده تنها متغیری که همواره مؤفقیت را میتواند پیش بینی کند " فصاحت و روانی گفتار " است. افرادی که قادرند توجه دیگران را به حضور خود جلب کرده و نسبت به آن احساس خوبی داشته باشند درصد مؤفقیتشان بسیار زیاد است، اما از آنجایی که افراد کمرو از اینکه در کانون توجه دیگران قرار گیرند بیمناک و گریزانند لاجرم در زندگی به مؤفقیت چندانی دست نمییابند. در فرهنگ جوامع که همه افراد برنده را دوست دارند کمرویی به مثابهی گام نهادن در مسابقه دو با کفشهای سربی است.
12. کمرویی به معنای از دست دادن فرصتهای زندگی است.
13. کمرویی زمینه را برای تنهایی فراهم میآورد، پژوهشها نشان داده که تنهایی و انزوا به افول و تنزل قوای روانی و جسمی فرد منجر میشود، افراد کمرو حتی بیش از دیگران دچار مرگ زودرس میشوند.
14. یکی از عوامل مستعد کنندهی ابتلاء افراد به پارانویا و بدبینی کمرویی و تنهایی است.
15. کمرویی احتمال گرایش افراد را به مواد مخدر و روانگردان افزایش میدهد.
16. افراد کمرو از کمک خواستن از دیگران اجتناب میکنند بنابراین ناچارند مشکلاتشان را به تنهایی حل و فصل کنند، به همین خاطر بیشتر به ناراحتیهای روانی گرفتار گردیده و زندگی سخت و دشواری را برای خود رقم میزنند.
17. افراد کمرو پیوسته در گذشته و آینده سیر میکنند ( افکار و احساسات مرتبط با پیامدهای آینده و ملامتها، حسرتها و رنجشهای گذشته) و قادر نیستند از زمان حال خود لذت ببرند.
18. کمرویی در ارتباط مستقیم با استرس و اضطراب میباشد که میتواند سلامت روان و جسم فرد را به مخاطره جدی اندازد.
19. پیشرفت تکنولوژی با کاهش تعاملات رو در رو سندرم تنهایی و کمرویی دامن زده است.
20. با آنکه آثار سوء کمرویی بیشتر دامن افراد کمرو را میگیرد اما اصلاح کمرویی میتواند برای آحاد جامعه سودمند و مطلوب باشد.
21. کمرویی از درونگرایی متمایز است، درونگرایان آگاهانه از موقعیتهای اجتماعی اجتناب میورزند چرا که آنان چنین میپندارند
منابع
1. آرونسون، الیوت- روانشناسی اجتماعی. (مترجم حسین شکرکن ). انتشارات رشد، 1371.
2. افروز، غلامعلی- روانشناسی کمرویی و روشهای درمان- انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374.
3. پاول، ترو ورجی- انرایت، سیمون جی. فشار روانی، اضطراب و راههای مقابله با آن. ( ترجمه عباس بخشیپور رودسری، حسن صبوری مقدم). مشهد: انتشارات به نشر، 1384.
4. توماس دوسن لوران، ریموند دو- چارهی کمرویی، قدرت، اراده، دقت. (مترجم محمد حسین سروری) 1364.
5. داکو، پیر. روانشناسی خجالت. ( ترجمه بهروز آقایی)، تهران: انتشارات خامه، 1365.
6. ژاگو، پل – غلبه بر کمرویی. (ترجمه حسین بنی احمد ) تهران: انتشارات ققنوس، 1382.
7. شارتیه، ژان – کمرویی و راههای درمان آن. (ترجمه هوشیار رزم آزما ). تهران: نشر سپنج،1379.
* خودآگاهی و کمرویی
خودآگاهی مفرط نوع حاد و شدید خودآگاهی میباشد. با اندکی ته مایهی پارانویا، احساس ناخوشایند در تیرس دیگران بودن است، گویی همه در حال نگاهکردن به شما هستند، خودآگاهی مفرط پایه و اساس کمرویی است.
· خودآگاهی ادراک صریح و آشکار حس " وجود داشتن" است که شامل تصور تامی است که شخص به عنوان یک فرد منفرد جدای از دیگران و با تفکرات شخصی و منحصربه فرد دارد.
· خودآگاهی مفرط نوع خاصی از آگاهی است که همواره حضور دارد. فرد همواره نگران و بیمناک است که چگونه نزد دیگران به نظر آید. هنگامی که فرد در وضعیت خودآگاهی شدید به سر میبرد حتی از کوچکترین و بیاهمیتترین جنبهی رفتار و کنشهای خود، آگاهی دارد. این هوشیاری و آگاهی مفرط معمولاً در توانایی فرد در انجام کنشهای پیچیده اخلال ایجاد میکند. زمانی که خودآگاهی مفرط فروکش میکند فرد مجدداً توانایی تمرکز کردن را باز مییابد. فردی که مستعد خودآگاهی شدید است معمولاً کمرو، خجالتی و درونگرا برچسب زده میشود. خودآگاهی بیش از اندازه معمولاً با احساس ناخوشایند همراه بوده و با عزتنفس در ارتباط تنگاتنگ است. خودآگاهی شدید نقش عمدهای در رفتار فرد دارد. افراد کمرو و با خودآگاهی شدید به حد افراط، بیرحمانه و سختگیرانه در اشتغال ذهنی تمام جوانب شکل ظاهری و رفتاری خود به سر میبرند، آنها در میان دو ترس گرفتار شدهاند: که نزد دیگران ناپیدا و بیاهمیت جلوه کنند یا دیده شوند یا بیارزش تلقی گردند.
خودآگاهی مفرط، افراد مختلف را در درجات سطوح متفاوتی تحت تأثیر قرار میدهد، بطوریکه برخی افراد پیوسته و مداوم در حال خودارزیابی و خودبازبینی بوده، حال آنکه برخی دیگر کاملاً بیتوجه به خودشان میباشند.
- چگونه از خودآگاهی شدید خود بکاهیم؟
وقتی که در وضعیت خودآگاهی شدید به سر میبریم مفهومش این است که بیش از اندازه به خود توجه میکنیم، کانون توجه ما بیش از حد به نحوهی انجام کاری است که به آن مشغول میباشیم و این فرمول اجرای ضعیف است، چنانچه کانون توجه خود را از خود به دیگران منتقل کنیم، میتوانیم بهتر ارتباط برقرار کرده، اجرا کنندهی بهتر و شنوندهی بهتری باشیم، دیگران نیز وقتی میبینند ما به آنها توجه میکنیم از اینکه کنار ما هستند لذت میبرند. هدف این است که چنان شیفته و مجذوب دیگران شویم که تمام توجه و تمرکز ما معطوف به آن باشد که: آنها چه میگویند؟ چگونه میگویند؟ چرا چنین میگویند؟ چگونه رفتار میکنند؟ به چه علت اینگونه رفتار میکنند؟
* راههای کاهش خودآگاهی شدید
1. سعی کنید بیشتر توجه خود را متمرکز اطرافیان خود و نحوهی گفتار و رفتارشان کنید.
2. نه تنها به صحبتهای دیگران گوش دهید بلکه به نحوهی ادای کلماتشان نیز دقت کنید. به الگوهای گفتاری، تغییر لحن، سرعت بیان، تن صدا و بلندای صدای آنها توجه کنید.
3. از قوهی تخیل و خیالپردازی خود برای تغییر خلق و خوی و روحیهی خود سود برید، و چنان ذهن خود را مشغول سازید که مجالی برای خودآگاهی باقی نماند.
4. تکنیکهای خودآرامسازی را فرا گیرید. آرامسازی پاسخهای شما را از شرطی سازی خارج میسازد. وقتی شما در یک سری شرایط یکسان خیلی سریع و مضطرب واکنش نشان میدهید به خاطر آن است که به واسطهی تجارب یکسانی که در گذشته کسب کرداید بدن شما یاد گرفته که بدون تفکر به محرکات تکراری پاسخی آنی و شرطی شده بدهید، سریعتر از آنکه شما مجال اندیشیدن بیابید. وضعیت ناخوشایند اضطرابآور را هنگامی که کاملاً ریلکس و آرام هستید در ذهنتان بازآفرینی کنید تا مغز شما پاسخ جدید فرا بگیرد.
5. در موقعیتهای اجتماعی تمام کانون توجه شما بایستی گفتگوها باشد.
6. خود را سرگرم نگه دارید، وقتی ذهن شما مشغول باشد کمتر خودآگاهی مفرط بر ذهن شما سیطره مییابد، با دیگران صحبت کنید، با آنها تبادل اطلاعات کنید، در بازیها شرکت کنید و...
7. انتقال توجه از خود به غیر را تمرین کنید. سعی کنید هنگامی که در حال تماشای یک برنامهی مهیج تلویزیونی هستید یکباره مرکز توجه خود را به یک شیء دیگر معطوف سازید بطوریکه کاملاً غرق در آن شوید.
8. سعی کنید خالصانه و صادقانه نسبت به دیگران ابراز علاقه کنید. از آنها تمجید کنید و اسباب راحتی و آسایش آنها را برایشان فراهم آورید.
با تشکر از خانم مرضیه سروی
* تأثیر اضطراب اجتماعی و کمرویی بر نیمی از نوجوانان
نتایج تحقیقات نشان میدهد که دختران خواستار پشتیبانی اجتماعی بیشتری هستند و در مقایسه با پسران توجه بیشتری به روابط دارند.
مجموعهای از یافتههای کارشناسان مسائل اجتماعی در خارج از کشور در برگیرندهی شواهدی در خصوص نگرانی از بابت تنهایی و انزوای فردی و نداشتن "همراز" در میان تعداد زیادی از نوجوانان بود و برخی دیگر نیز اظهار کردند که اگر چه دورهی نوجوانی معمولاً دوران مشارکت اجتماعی گسترده است اما چه بسا دورهی تنهایی و انزوای شدید نیز باشد و در کنار دوستان و همسالان بودن لزوماً این تنهایی و انزوای درونی را نمیزداید.
همچنین آنان دریافتند که نوجوانان تحولات فراوان در خلق و خو و دورههای مکرر تعمیق در زمینهی روابط و هویت را گزارش داده و وقت خود را اغلب به تنهایی میگذرانند.
فراگیر بودن تنهایی، کمرویی و اضطراب اجتماعی گزارش شده از سوی جوانان پدیدهای چشمگیر است، در مطالعهی اوقات فراغت و سبکهای زندگی جوانان، یک ششم آنها گزارش دادهاند که بخش زیادی از وقت آزاد خود را به تنهایی سپری میکردند، زیمباردو یکی از پژوهشگران اظهار میکند بیش از نیمی از نمونهی نوجوانان کم سن و سال خود را بیش ازحد کمرو و خجالتی معرفی کردند در حالیکه دیگر پژوهشگران گزارش دادند که یک سوم نمونهای از نوجوانان بزرگتر تعامل اجتماعی با اعضاء جنس مخالف را دشوار میپنداشتند.
محققان دیگر اظهار کردهاند که اضطراب اجتماعی، کمرویی و کنترلهای اجتماعی بر حدود یک هشتم تا نیمی از نوجوانان تأثیر میگذارند، شدت این دشواریهای اجتماعی و میزان تکرار مشکلات رابطهای برای در نظرگرفتن آنها به عنوان مشکلات موقت و میزان توانمندی جوانان برای غلبه بر اضطراب یا محدودیتهای اجتماعی با اتکاء به خود یا از طریق ارتباط زیاد با تعاملهای اجتماعی – طبیعی در سراسر دورهی نوجوانی چندان شناخته شده نیست.
تحقیقات حاکی از تفاوت شیوههای سازگاری نوجوانان دختر و پسر است، دختران پشتیبانی اجتماعی بیشتری را طلبیده و در مقایسه با پسران توجه بیشتری به روابط داشتهاند. دختران همچنین راهکارهای بیشتری را که توأم با " امید داشتن به بهترین حالت" و خوشبینی واهی بود اتخاذ میکردند. در میان گذاشتن راز با دوست در هنگام راحتی و نگرانی موضوعی بود که زنان جوان به مراتب بیش از مردان جوان به آن تعامل نشان میدادند.
جوانان در پاسخ به این سؤال که چه چیزی ممکن است باعث قطع روابط دوستی شود؟ پاسخ دادند که افشای راز و د زدیدن دوست دختر فرد مقابل برای پسران امری به غایت خیانت آمیزست.
جوانان تنها افراد جامعه نیستند که در دوستیهای خود دچار مشکل میشوند اما مسایل روانی – اجتماعی پیش روی نوجوانان ما را مطمئنتر میکند که اینگونه مشکلات برایشان اهمیت زیادی داشته باشد نوجوانان ممکن است خودمحور باشند آنها گاهی اوقات درک دیدگاههای افراد و تعبیر رفتارهای آنها را مشکل مییابند.
با تشکر از خانم مرضیه سروی
* کمرویی و اضطراب اجتماعی
بسیاری از متخصصان و محققان ریشهی اصلی کمرویی را در ترس یا اضطراب اجتماعی مسیدانند.
اضطراب از نظر روانشناسی و روانپزشکی یعنی " ناآرامی، هراس و ترس ناخوشایند و فراگیر با احساس خطر قریبالوقوع که منبع آن قابل شناخت نیست." به سخن دیگر اضطراب یک پاسخ طبیعی در مقابل هر نوع تهدید یا فرآیندی آگاه کننده و اخطاری به فرد دربارهی یک خطر یا موقعیت ضربهآمیز است. الگوی پدیدآیی اضطراب در موجود زنده امری است کاملاً فطری و ضرورتی برای بقای حیات و صیانت نفس، تلاش و حرکت و آمادگی برای مقابله با تهدیدها و خطرهای طبیعی و اجتماعی به شمار میرود. اما زمانی که نگرانیهای فرد نسبت به مسائل مختلف به طور فراگیر فزونی یابد بهتدریج شاهد بروز اضطراب مرضی خواهیم بود. ریشهی اضطراب درونی و روانی است و در مراحل رشد شخصیت پدیدار میشود و همانگونه که ذکر شد پاسخی برای تهدیدی ناشناخته و نامشخص و دارای جنبهی تعارضی و غالباً مزمن است. اضطراب اجتماعی نتیجهای است از احتمال یا وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیتهای مختلف اجتماعی. به دیگر سخن فردی که دچار اضطراب اجتماعی است هیچ گونه تمایل به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معقول، از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد اجتناب میورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیتهای اجتماعی که احتمال دارد شخصیت او مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد، میتواند واقعی یا خیالی باشد، در واقع شخصی که به شدت دچار اضطراب اجتماعی است، تصور میکند در هر موقعیت یا شرایط اجتماعی فرد یا افرادی به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصیتش را مورد نقادی و ارزیابی قرار خواهند داد. و یا ممکن است طوری رفتار کند که مورد تحقیر دیگران واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گیرد، هنگامی که چنین اضطرابی بروجود فرد مستولی شود اعتماد به نفس کاهش مییابد، قدرت نگرش واقع بینانه و برقراری ارتباط متقابل با دیگران به حداقل میرسد و احساس تنش یا ناتوانی در تنش زدایی، افسردگی، ناآرامی و بیقراری، گریز از ارتباطات معمول اجتماعی و دلمشغولیهای مفرط، شخصیت فرد را فرا میگیرد. در تعدیل اضطراب، عوامل بسیاری از جمله نحوه نگرش یا بازخورد فرد، باورهای قلبی، ارزشها و اعتقادات دینی و تربیت خانوادگی و اجتماعی تأثیر دارد. با اذغان به این که همه انسانها از کوچک تا بزرگ اساساً تشویق پذیر و تنبیه گریز هستند و دوست ندارند که بخشی از رفتار یا جنبههای مختلف شخصیتشان توسط دیگران مورد ارزیابی و نقادی قرار گیرد و چنین شرایط ی اصحنههای امتحانی برایشان خوشایند نیست،اما آن دسته از کودکان، نوجونان و بزرگسالانی که به طور غیر عادی دچار ترس یا اضطراب اجتماعی هستند، کمترین تمایلی برای حضور در موقعیتهای اجتماعی و ارتباط با دیگران ندارند، چرا که همه موقعیتهای اجتماعی و تعادل بین فردی را صحنههای ارزیابی و انتقاد تلقی میکنند. فیالمثل حضور درجلسات مصاحبه و گزینش تحصیلی و شغلی، دیدار با فردی مسئول یا مقتدر برای اولین بار، صحبت، سخنرانی و ارائه گزارش در حضور مخاطبان برجسته، مصاحبه در برنامههای پخش مستقیم تلویزیون یا رادیو، ورود به اطاقی مملو از آدم های غریبه و موقعیتهای از این قبیل تقریباً همه افراد را تا حدودی مضطرب میکند، لکن بعضی از کودکان، جوانان و بزرگسالان غالباً در هر موقعیت اجتماعی که ممکن است رفتار ایشان مورد ارزیابی قرار گیرد، دچار اضطراب شدید میشوند برای این قبیل افراد، اضطراب یک ویژگی شخصیتی محسوب میشود و نه یک وضعیت گذرا.
* اضطراب اجتماعی در شرایط زیر بیشتر مشاهده میشود:
1. ترس از عدم تأیید یا انتقاد توسط دیگران.
2. ترس از قرارگرفتن در موقعیتی که میبایست مصمم و قاطع جواب داد یا اظهارنظر کرد.
3. ترس از مقابله کردن با شرایط خاص اجتماعی، عصبانیتها و پرخاشگریها.
4. ترس از مواجه شدن و همکلام شدن با جنس مخالف.
5. ترس از ناتوانی در برقراری و حفظ روابط بسیار صمیمی بین فردی.
6. ترس از بروز جدی تعارض و احساس دوگانگی در خانواده و طرد شدن توسط والدین.
7. ترس از طرد شدن و از دست دادن روابط بین فردی، کمرویی و احساس تنهایی.
فردی که قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست احساس میکند که از دوستان و نزدیکان جداست و به طور قابل ملاحظهای کمتر از دیگران از روابط اجتماعی بهره میبرد. چنین فردی نمیتواند احساسات خوشایند یا ناخوشایند، ترسها و نگرانیها و آرزوها و امیدهایش را با نزدیکان و دوستانش در میان بگذارد و پاسخها و عکسالعملهای آنها را دریافت کند. احساس تنهایی نیز همانند کمرویی نوعی ناتوانی اجتماعی است و هر کدام از ما در موقعیت یا شرایط خاص ممکن است احساس کنیم که تنها هستیم.
افرادی که دچار احساس " تنهایی" میشوند و این احساس با شدت و مداومت افکار و رفتار ایشان را فرا میگیرد، به تدریج از تمایلات اجتماعی و ارتباطات بین فردیشان کاسته میشود تا به حداقل میرسد، و از این نظر بعضی از ویژگیهای افراد کمرو را پیدا میکنند. کمرویی ناتوانی و معلولیت فرد در برقراری ارتباط است و " تنهایی" مشکل انسان در اثر فقر ارتباطی است. باید توجه داشت که صرف احساس تنهایی به معنای کمرویی یا ناتوانی و معلولیت اجتماعی نمیتواند باشد.
همچنین احساس تنهایی لزوماً همیشه به معنای تنها بودن نیست. ممکن است یک نفر در جمع آشنایان و دوستان و یا در حین حضور در جشن ازدواج یکی از بستگان احساس کند که تنهاست و برعکس شخصی ممکن است دریک محیط و مکان کاملاً دور از خانواده و دوستان واقعاً تنها باشد بدون اینکه احساس تنهایی کند، شایان ذکر است که به دلیل ویژگیها و نیازهای خاص روانی – اجتماعی نوجوانان ظهور پدیدهی تنهایی (احساس تنهایی) در بین آنها به طور فوقالعادهای بیشتر از شیوع این احساس در میان بزرگسالان است.
بنابراین احساس تنهایی ممکن است کاملاً گذرا و موقتی باشد و فرد دوباره نشاط زندگی و تمایل به فعالیت اجتماعی را بازیابد. اما هر گاه چنین احساسی به علل گوناگون از جمله ناکامیهای مکرر، نگرانی و اضطراب شدید، رفتارتبعیضآمیز و بیعدالتی، فشارهای گوناگون خانوادگی و اجتماعی، سرخوردگی و توسعه نگرش و بازخورد منفی نسبت به رفتار ناخوشایند و واکنشهای منفی اطرافیان، فقر انگیزشی و قطع امید از پیوندهای عاطفی عزیزان تقویت گردد با شدت هر چه بیشتر فراگیر شود و فرد مبتلا عمیقاً احساس تنهایی میکند، نه تنها همانند افراد کمرو دچار ناتوانی یا معلولیت اجتماعی میشود بلکه اضطراب و احساس تنهایی زمینه افسردگی جدی را در وی به وجود میآورد و ممکن است دست به اقدامات غیرعادی نظیر گریز و فرار از خانه و محل زندگی و کار، بعضی کژرویهای اجتماعی، اعتیاد و خودکشی بزند. درصد قابل توجهی از کسانی که خودکشی کردهاند یا اقدام به خودکشی میکنند تجارب فراوانی از احساس تنهایی و رهاشدگی از طرف صمیمیترین نزدیکان و دوستان خود داشتهاند.
بنابراین میبایست به طور خیلی جدی به این پدیده توجه داشت و افراد مبتلا به این را با اتخاذ روشهای اصلاحی و درمانی مناسب مورد درمان و توانبخشی اجتماعی قرار داد. بدون تردید در دنیای پیچیدهی امروز فراوانی ناراحتیها و رنجهای ناشی از مشکلات ارتباطی و سازگاری اجتماعی نظیر: اضطراب، افسردگی، کمرویی و احساس تنهایی و ... به مراتب بیش از بیماریهای قلبی است! در واقع بسیاری از موارد ناراحتیهای قلبی خود نتیجهی فشارهای عاطفی و روانی و روابط ناسالم یا نامؤفق بین فردی است.
با تشکر از خانم مرضیه سروی بابت ارسال این مقاله
* کمرویی از دیدگاه بین فرهنگی
کمرویی پدیدهی گسترده و متنوعی است که نزد افراد و خانوادهها و جوامع و فرهنگهای مختلف معانی متفاوتی دارد، کودک یا نوجوانی که ممکن است از نظر روانشناسی اجتماعی فردی کمرو باشد اما از نظر خانواده یا مدرسه به عنوان یک کودک مؤدب و متین تلقی گردد. به عبارت دیگر بعضیها افراد کمرو را انسانهایی ساکت، مؤدب و محترم میدانند و تصور میکنند که این قبیل افراد، شهروندان سالم و بیآزاری هستند و برخی نیز افراد کمرو را انسانهایی مطیع، حرف گوش کن، مستعد و مقبول اجتماع میدانند. بعضی نیز کمرویی را برای دختران امری عادی و صفتی مثبت تلقی میکنند و آن را برای پسرها یک ویژگی یا منش ناپسند میدانند، در حالی که کمرویی همان گونه که قبلاً اشاره شد یک معلولیت اجتماعی و مانع رشد مطلوب شخصیت است و برای هر دو جنس امری است نامطلوب و ناهنجار، برخی دیگر کمرویی را در افراد بخصوص نزد دختران مترادف با حیا و عفت میدانند و آن را تأیید، تمجید و تشویق میکنند، در حالی که "حیا" یکی از برجستهترین صفات انسانهای متعالی بوده، شاخص ایمان و بیانگر رشد مطلوب شخصیت است. به بیان دیگر قدرت خویشتن داری امری است ارادی وارزشمند وبرعکس کمرویی پدیدهای کاملاً غیرارادی، ناخوشایند وحکایتگر ناتوانی ومعلولیت اجتماعی است، پدیدهی کمرویی در کشورهای مختلف و از دیدگاه مطالعات بین فرهنگی و حاکمیت نظامهای ارزشی متفاوت و غالب بودن بعضی از اهداف خاص تربیتی درخانه و مدرسه نیز بسیار مهم و قابل توجه است. در بسیاری از جوامع غربی که کارگزاران آنها به طور مستقیم و غیرمستقیم مشوق و مروج رقابتهای گسترده، فزون خواهیهای فردی، آزادیهای فوقالعاده شخصی و سلطهطلبی و لجام گسیختگی فرهنگی هستند، به لحاظ شایع بودن همین اندیشهی خودمحوری، برتریجویی، منفعتطلبی و پرخاشگری در خانواده و کلاس و مدرسه درصد افراد مبتلا به کمرویی، فوقالعاده کمتر از جوامعی است که کودکان و نوجوانان را به سختکوشی و تلاش، قناعت و سازگاری و تواضع تشویق میکنند. اما در کشورهایی که مردم عمدتاً با تبعیتپذیری محض و شخصیت انفعالی زندگی میکنند، حکومتهای دیکتاتور منش، آزادیهای مشروع فردی و اجتماعی را کاملاً محدود میکنند، فرصت تقویت احساس خودپنداری و رشد مطلوب شخصیت افراد فراهم نمیشود و زمینهی پدیدآیی رفتارهای پرخاشگرانه، کمرویی و اجتماع گریزی بیشتر مشاهده میگردد. بر همین اساس در جوامع کمونیستی، کمرویی در میان اقشار مختلف جمعیت به مراتب بیش از جوامع دیگر است.
انتظار این است که در جوامع اسلامی با توجه به ارزشهای والای قرآنی و وظایف و تکالیف مشروع فردی و گروهی، ضرورت پذیرش مسئولیتهای اجتماعی و اتصاف به فضیلتهای اخلاقی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به دور از افراط و تفریط و در تربیت اجتماعی رشدی متعادل و متوازن داشته باشد و افراد با تجلی شجاعت اخلاقی در گفتار و رفتار از کمرویی، جسارت و پرخاشگری برکنار باشند. بدون تردید مسلمانان کمرو نمیتوانند در انجام بعضی از وظایف و مسئولیتهای اجتماعی خود مؤفق باشند.
فیالمثل خمیرمایهی ایفای وظیفهی مهم امربه معروف و نهی از منکر برخورداری از شجاعت اخلاقی و مهارت برقراری ارتباط اجتماعی متقابل، مفید و مؤثر است.
با تشکر از خانم مرضیه سروی
* کمرویی و روشهای درمان آن
انسان اصالتاً موجودی است اجتماعی و نیازمند برقراری ارتباط با دیگران. بسیاری از نیازهای عالیه ی انسان و شکوفاشدن استعدادها و خلاقیتهایش فقط از طریق تعامل بین فردی و ارتباطات اجتماعی میتواند ارضاء شود و فعلیت یابد. در واقع خودشناسی، برقراری ارتباط مؤثر و متقابل با دیگران، پذیرش مسئولیت اجتماعی و نیل به کفایت اقتصادی از اهداف اساسی همهی نظام های تربیتی است
در دنیای پیچیدهی امروز، یعنی در عصر ارتباطات سریع و پیوندهای اجتماعی، ضرورت هر چه بیشتر تعاون و همکاریهای ملی و همفکریهای علمی، حضور فعالیت فرهنگی و احاطه بر زنجیرهی علوم، فنون و تکنولوژی برتر، بدون تردید پدیدهی کمرویی یک معلولیت اجتماعی است. در هر جامعه درصد قابل توجهی از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان بدون آنکه تمایلی داشته باشند ناخواسته خودشان را در حصاری از کمرویی محبوس و زندانی میکنند و شخصیت واقعی و قابلیتهای ارزشمند ایشان در پس تودهای از ابرهای تیرهی کمرویی ناشناخته میماند، چه بسیار دانشآموزان و دانشجویان هوشمند و خلاقی که در مدارس و دانشگاهها فقط به دلیل کمرویی و معلولیت اجتماعی همواره از نظر پیشرفت تحصیلی و قدرت خلاقیت و نوآوری نمرهی کمتری از همسالان عادی خود عایدشان میشود، چرا که کمرویی یک مانع جدی برای رشد قابلیتها و خلاقیت فردی است.
پدیدهی کمرویی در بین بزرگسالان و افراد مسن بسیار پیچیدهتر است و چنین پیچیدگی روانی ممکن است در اغلب موارد نیازهای درونی، تمایلات، انگیزهها، قابلیتها، فرصتها، هدفها و برنامههای شغلی، حرفهای و اجتماعی ایشان را به طور جدی متأثر و دگرگون کند.
پرداختن به پدیدهی کمرویی و بررسی مبانی روانشناختی آن، از این رو حائز اهمیت است که تقریباً همهی ما به گونهای تجاربی از کمرویی را در موقعیتهای مختلف داشتهایم. اما نکته مهمتر این است که بعضیها در همهی شرایط و موقعیتهای اجتماعی به کمرویی قابل توجهی دچار میشوند. بنابراین میتوان گفت که اکثر قریب به اتفاق مردم در مواردی از زندگی اجتماعی خود به گونهای دچار کمرویی میشوند. بعضیها صرفاً در موقعیتهای خاص دچار کمرویی میشوند. بعضی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان که شمارشان نیز قابل ملاحظه است، تقریباً در همهی موقعیتهای اجتماعی دچار کمرویی میشوند. .روند تحولات اجتماعی گویای این حقیقت است که مسئلهی کمرویی غالباً با گذشت زمان فشردگی و پیچیدگی روابط بین فردی و تشدید فشارهای اجتماعی رقابتها، گوشهگیریها، عزلت گزینیها و تنهاییها گسترده و شدیدتر میشود و درصد بیشتری از جوانان و بزرگسالان را فرا میگیرد، مگر این که بتوانیم با تشخیص سریع و استفاده از روشهای تربیتی و درمانی مناسب و مؤثر از گسترش کمرویی و تشدید آن پیشگیری کنیم. باید توجه داشت که کمرویی میتواند به تدریج به صورت نوعی بیماری روانی (روانژندی) درآید. بنابراین کمرویی باید هر چه زودتر شناسایی، پیشگیری و درمان شود.
با تشکر از خانم مرضیه سروی
* آثار اصلی کمرویی
1- آّثار جسمی
- ترس، باعث گرفتگی در گلو یا در اطراف قلب و یک احساس خالی بودن در شکم میشود.
- دشواری در گفتار: یک نوع انقباض در قفسه سینه که در نتیجهی آن سخن گفته شده ضعیف، لرزان و جسته گریخته می شود، تارهای صوتی کشیده وسخت می شوند. تن صدا تغییر کرده و سخن با لکنت زبان و نامفهوم گفته می شود.
- انقباضات عضلانی: شخص خجالتی این باور را دارد که دیگران به او نگاه می کنند در نتیجه پاهایش سفت و سخت می شود و در حین ورود به یک مکان دچار اشتباه می شود. (به اثاثیه برخورد می کند، استکان را روی میز واژگون می کند)
- خستگی: احساس ضعف مفرط که ناشی از همان انقباض عضلانی می باشد.
- کندشدن حواس: فرد خجالتی هوشیاریش کم شده و نیز ادراک حسی او کاهش می یابد. به عنوان مثال: یک فرد خجالتی که ناگریز است در مقابل جمع صحبت کند اگر فردی به او نگاه کند در آن لحظه این ترس فقط روی آن متمرکز می شود و تنها آن فرد را می بیند و توجهش بر روی این عامل ترس جلب می شود. به خاطر همین است که سخنران کمرو دائماً فراموش می کند که قبلاً به چه نکتهای اشاره کرده است.
اختلالات عروقی: باعث سرخ شدن یا رنگ پریدگی در ناحیه صورت میشود که علت آن انقباض یا انبساط رگهاست.
اختلالات ترشحی: ترشح بزاق متوقف شده و لبها شدیداً خشک میشوند، تعریق شدیدی درکف دستها و زیر بازوها به وجود میآید.
2- آثار روانی:
یک فرد خجالتی دائماً احساس دلهره دارد و از این امر پروا دراد که توسط دیگران دست کم گرفته شود. این ترس او را مثل یک پروانه در قفس شیشهای محدود میکند. اگر از یک فرد خجالتی ولی باهوش سؤال شود غالباً خاموش میماند مثل این است که او مات و مبهوت شده باشد. در واقع گنگ و گیج خواهد بود. مغزش درست کار نمی کند، میخواهد کار کند ولی نمیتواند و ترمزهای محکمی او را در جا نگه میدارد، بنابراین در پی تعارفات خود را مخفی کرده تا مجبور به مبارزه نباشد.
* علت کمرویی
از نظر روانشناختی عواملی مانند: احساس حقارت (ناچیز و منفور بودن)، عزت نفس پایین، ترس و عدم توانایی مهارت در انطباق با محیط وتنبیه و توهین شدن در دوران کودکی وجود دارند که سبب بروز کمرویی میشوند.
اغلب پرسیده میشود که آیا کمرویی اصولاً قابل درمان است یا نه ؟ بله مطمئناً اما زمانی که به منشأ اصلی آن پی برده شود و از ریشه بهبود یابد.
*روشهای مقابله با کمرویی:
- عقاید و باورهای غلط خود را تصحیح نمایید.
- تفکیک آنچه حقیقتاً هستند از آنچه که تصور میکنید (شناخت نقش واقعی خویش و دوری جستن از نقش خیالی) در واقع شناخت بهتر از خود و یا صادق بودن.
- به حال توجه کنید و گذشته را فراموش نمائید.
- واقع بین باشید و از زندگی در دنیایی که برای خود ساختهاید دست بردارید.
- سعی کنید از انزوا و گوشهگیری دوری کنید.
- با موقعیتهای جدید سازگاری کنید.
- سعی کنید احساسات و عواطف خود را کنترل نمائید (از طریق استراحت، ورزش و مراقبتهای دارویی).
- آهسته سخن گفتن، به نرمی اشاره کردن با سر و دست و با آرامش خوردن را تمرین کنید.
- ارتباط چهره به چهره داشته باشید.
- در مقابل تمایل به تفکر منفی مقاومت کنید.(سیستم تفکر جایگزین)
- سعی کنید شرایطی را که قبلاً برای شما غیرقابل تحمل بوده کنترل کنید.
- به جستجوی دوستان صمیمی که رفتار تحکم آمیز نداشته و هیچگاه از کمرویی شما سخن نمیگویند بپردازید.
- همانطور که نقاط قوت خودتان را میپذیرید نقاط ضعف خود را قبول کنید.
- احساس مسئولیت کنید، به آینده بنگرید و از فرصتها به نحو احسن استفاده کنید.
- خوشبین باشید و مثبت بیندیشید. مثلاً به جای گفتن خسته شدم بگوئید استراحت بیشتری نیاز دارم.
- سعی کنید از کار کردن و انجام وظایف خود لذت ببرید.
- از مهارتهای اجتماعی استفاده کنید.
- در صورت نیاز با مشاوران و روانشناسان ارتباط برقرار کنید.
با تشکر از خانم مرضیه سروی
* نظریه های کمرویی
اصولاً خجالت یا کمرویی یک عاطفه اجتماعی است. آثار و علائم این حالت بیشتر در جمع افراد است که در شخص ظاهر می شود. این حالت از احساس خود کم بینی سرچشمه می گیرد و در برخی موارد آنقدر شدت می یابد که تمامی شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار می دهد به طوریکه چنین فردی از انجام اعمال روزمره در زندگی اجتماعی باز می ماند و بسیاری از موقعیت ها و فرصتهای اجتماعی خود را به سادگی از دست می دهد، چنین فردی از حضور در اجتماع دچار ناراحتی های گوناگونی می شود که در وضعیت جسمانی او نیز اثر می گذارد و موضوع عدم قاطعیت و کمرویی چون تأثیر شدیدی بر عملکرد و کارایی اجتماعی فرد می گذارد توسط محققین به صورت گسترده مورد بررسی قرار گرفته است. منظم ترین کارها در این زمینه توسط رفتارگراها انجام شده که با استفاده از اصول تقویت و پاداش سعی در از بین بردن این مسأله داشته اند.
- سالتر با تمرین هایی که برای رفع عدم قاطعیت معرفی کرد سعی در جلوگیری از بروز علائم اضطراب داشت. به نظر وی آموزش بیان احساسات، صحبت کردن توام با حرکات بدنی، ابزار نظر مخالف و ... باعث بهبود عدم قاطعیت و کمرویی می شود.
- ولپی اعتقاد داشت رفتار ابراز وجود عبارت است از ابراز متناسب هر گونه احساس جز اضطراب.
وی اعتقاد داشت برای کاهش اضطراب اجتماعی و عدم قاطعیت بایستی رفتارهای مخالف آن را به فرد آموزش داد. در نظر وی رفتارهای ابراز وجود با اضطراب متناقض هستند به همین خاطر در صورت وجود یکی، دیگری محو خواهد شد.
- اریکسون در تقسیم مراحل رشد دوانی – اجتماعی معتقد است فرد در دومین مرحله رشد با دو موضوع روبرو می شود: خودکفایی در برابر شرم و تردید، احساس کنترل شدید یا از دست دادن کنترل می تواند پایه گذار احساس شرم و تردید در کودک گردد که تأثیر آن در تمام زندگی پایدار می ماند.
- در دیدگاه روانکاوی، فروید ضمن بررسی مراحل شکلگیری شخصیت انسان از فعلپذیری و حالت انفعالی داشتن که در افراد کمرو و بدون قاطعیت زیاد دیده میشود بحث کردهاست. وی اعتقاد داشت اگر در مرحلهی دهانی ارضاء بیش از حد یا ناکامی شدیدی پیش آید فرد در بزرگسالی دو منش خواهد داشت یکی منش اتکایی که سعی میکند همیشه دیگران را راضی نگه دارد، از خود ارادهای ندارد واحساس حقارت میکند و دیگری منش پرخاشگری که بعد در اثر آن فردی سلطه جو و فحاش میشود.
در جای دیگر کمرویی و اضطراب اجتماعی را نوعی اضطراب اخلاقی میداند که در آن فرد میترسد احساس، فکر و یا عملی که مورد پسند اخلاق اجتماع و بخصوص خانواده نیست را انجام دهد.
- رویکرد شناختی ترس از روابط اجتماعی و کمرویی را ناشی از پندارها و افکاری میداند که بر انسان حاکم میباشد.
آلبرت الیس بر فرضهای غیر منطقی و تآثیرگذاری آنها تأکید میورزد، وقتی یک فرض غیر منطقی نظیر"اجتناب و فرار از مشکلات زندگی و مسئولیتهای شخصی آسانتر از مواجه شدن با آنهاست" توسط شخصی پذیرفته میشود، پیامد آن احتمالاً به صورت گوشه گیری و خجالت کشیدن از موقعیتهای اجتماعی خواهد بود.
شخص کمرو به سادگی آّسیب پذیر خواهد شد، کمترین حمله یا انتقاد بر او صدمه خواهد زد، زیرا چنین شخصی در درونش این باور را دارد که دیگران او را دوست ندارند، نمی خواهند با او معاشرت کنند، او را درست درک نمی کنند و دربارهاش قضاوت نادرستی دارند.
یکی از ویژگی های اصلی فرد کمرو زودرنجی و حساسیت فوق العاده است، حساسیت مبرم به تأیید اجتماعی از سوی افراد مختلف به ویژه والدین، همسالان و معلمان زودرنجی را در او پدید می آورد. تمایل به بهتر بودن و میزان اهمیتی که برای اثبات ارزشمند بودن از نظر موقعیت مادی، کسب مقام و پیشرفتها قائل می شویم به شدت باعث اضطراب اجتماعی و کمرویی می شود. برای اینکه مورد علاقه باشیم و پذیرفته شویم بایستی پاسخهای مطلوب را ارائه دهیم، این تأکید بیش از اندازه در مقابل پیشرفت فردی در شیوع پدیدهی کمرویی مؤثر است در واقع وقتی ارتباط ما مطلقاً " سوگیرانه و بسته" است پس طبیعی است نگران آن باشیم که مبادا آنچه ارائه میدهیم (رفتار) به قدر کافی خوب نباشد زیرا در غیر این صورت کنار گذاشته خواهیم شد.
* کمرویی
کمرویی وانزوا طلبی از جدی ترین مشکلات کودکان است که می تواند تا بزرگسالی نیز ادامه یابد، انزوا و دوری از دوستان و همسالان در اوایل زندگی کودک را در معرض خطر ناسازگاری های بعدی قرار می دهد.کودکان انزوا طلب هر چند برای والدین ومعلمین خود هیچگونه ناراحتی ایجاد نمی کنند ولی به سبب رنجش ناشی از احساس ناامنی به دنیای درون خویش پناه می برند واز اجتماعی شدن فاصله می گیرند چه بسا بعضی از آنان به بیماری های روانی هم دچار می شوند.
تمام ناراحتی های روانی مثل خجالت، عقده ی حقارت وترس نتیجه ی مستقیم احساس گوشه گیری یا تنها زیستن است. شخص کمرو به دلیل خجالت است که میل دارد تنها وجدا از اجتماع باشد. بسیاری از افراد خجالتی تظاهر می کنند که این شیوه زندگی کردن برای آنها راحت است وکمترین زحمتی دارد. اما به طور مسلم آنها از گوشه گیری رنج می برند وفقط برای توجیه خود چنین ادعایی را مطرح می سازند. آنها با تنهایی خویش می سازند، چرا که با اجتماع سازش ندارند.
به اعتقاد زیمباردو، خجالتی بودن یک معلولیت اجتماعی و روانی است.
کمرویی یک توجه غیر عادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که در نتیجه ی آن فرد دچار نوعی تنش روانی- عضلانی می شود، شرایط عاطفی وشناختی اش متأثر می گردد وزمینه ی بروز رفتارهای خام ونسنجیده و واکنشهای نامناسب در وی فراهم می شود.
به عبارت دیگر پدیده ی کمرویی به یک مشکل روانی – اجتماعی وآزاردهنده شخصی مربوط می شود که همواره به صورت یک ناتوانی اجتماعی ظاهر می گردد.
به بیان ساده کمرویی یعنی خود توجهی فوق العاده وترس از مواجه شدن با دیگران.
بنابراین کمرویی:
1. روبه رو شدن با افراد جدید را برای فرد نگران کننده و دشوار می کند.
2. وارد شدن به اماکن جدید، کسب وکار وفعالیت ساده را برای فرد سخت می نماید.
3. مخفی شدن از انظار و احساس عجز در عین توانمندی را سبب می شود.
امروزه خیلی بیشتر از آنکه به ارزش هوش برای رشد و ترقی شخصیت بها دهیم ،ارزش درک ارتباطات میان فردی و مهارت های اجتماعی را بعنوان سرمایه ی فعال حیات روانی انسان ها ارزیابی می کنیم. یعنی کسی توانایی این را داشته باشد که روابط بین فردی خود را که ابتدا از توازن وتعادل روابط او با خودش تغذیه می شود، بهبود بخشد. اگر کسی از این سرمایه محروم باشد مسلماً با تجارب منفی در سطح همه ی ارتباطاتش برخورد خواهد کرد. از ارتباطات بسیار خصوصی گرفته که در آن شخص همیشه احساس حقارت و فهمیده شدن دارد تا آنجا که مسئله ی جرأت ورزی و حق طلبی در سطح ارتباطات رسمی و یا کلان اجتماعی مطرح می شود، دسترسی نداشتن به رفتارهای مناسب که کمرویی یکی از تظاهرات جدی آن است، مانع احساس تعادل روانی و مؤفقیت اجتماعی می شود.
باوری که از خود داریم اثرات عمیق بر روی همه ی جنبه های زندگی ما می گذارد. افرادی که دید آنها مثبت است معمولاً از اعتماد به نفس و اطمینان بیشتری در زندگی خود برخوردارند و هیچگاه منتظر تعریف و تمجید اطرافیان خود نیستند و در مقابل آن افرادی که حس اعتماد به نفس کمتری دارند همیشه زیر سؤالات و انتقادهای دیگران قرار می گیرند و هیچگاه نمی توانند مؤفق و سربلند باشند.
یکی از مشکلاتی که افراد کمرو با آن روبرو هستند این است که آنها تمایل ندارند به راحتی احساسات، افکار و رفتار خود را نشان دهند که می توان آن دلیل آن را ترس ناخودآگاه از این موضوع دانست که ممکن است سایرین رفتار، افکار و احساسات آنها را تأیید نکنند وحتی اگر رفتار، افکار و احساسات خود را بروز دهند واقعیت آنها را آشکار ننمایند بلکه به دنبال جلب تأیید دیگران هستند.
این موضوع می تواند مشکلات دیگری از قبیل ناتوانی در برقراری ارتباط مناسب با دیگران، ناتوانی در تصمیم گیری و ناتوانی در بروز احساسات را ناشی گردد.
نیاز به پیوند جویی یکی از ویژگی های افراد کمرو است. بنابراین مقبولیت، تأیید و اطمینان خاطر اجتماعی شرایط ارضاء کننده ی نیاز برای افراد دارای نیاز به پیوندجویی زیاد است.
مشکلات بین فردی آنها باعث می شود برنامه ریزی درستی برای زندگیشان نداشته باشند و از نیروهای بالقوه خود درست استفاده نکنند. به حدی که حتی از ایجاد ارتباط با دیگران به نحوی سرباز می زنند. آنها اغلب از سوی افراد چیره تر مورد سوء استفاده قرار می گیرند و به همین دلیل عزت نفس کمی دارند.
تقریباً در همه ی اوضاع جمعی به نحوی ناراحت و مضطرب هستند. عدم توانایی آنها در ابراز حقوق شخصی خود منجر به نفرت و خصومت می گردد که به نوبه ی خود گاهاً احساسات نامتناسب، گناه و پشیمانی به بار می آورد. گاهی اوقات خشم و ناراحتی ناشی از مشکلات فوق باعث می شود فرد بطور غیرمنطقی عمل کرده و به پرخاشگری دست بزند.
کاهش اعتماد به نفس یکی از عواقب کمرویی است. ناتوانی در بیان صریح احساسات و عواطف موجب تصور منفی فرد از خود و در نهایت کاهش اعتماد به نفس می شود.
* رابطه ی کمرویی و اعتماد به نفس
مهمترین علت کمرویی در مقابل دیگران یا موقعیتهای تازه این است که فرد بیش از حد محدودیتها، کمبودها و نقطه ضعفها فکر می کند، یک فرد کمرو قبل از روبه رو شدن با کسی که او را نمی شناسد بطور مرتب با خود فکر می کند که اگر از من چیزی بپرسد که ندانم چه بگویم؟ اگر از من کاری را بخواهد که بلد نباشم چه کنم؟ و...
به این ترتیب می بینیم که تمام فکر شخص خجالتی روی عدم توانایی ها متمرکز می شود آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند برای اینکه در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند به مقدار زیادی به تأیید دیگران وابسته هستند، آنها معمولاً از ریسک کردن اجتناب می کنند به خاطر اینکه از شکست می ترسند، معمولاً انتظار مؤفق ندارند، معمولاً خودشان را دست کم می گیرند و اگر تشویق یا تحسین بشوند آنرا کوچک جلوه می دهند یا رد می کنند، برخلاف این افراد افراد با اعتماد به نفس بالا ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول می کنند به خاطر اینکه به توانایی های خودشان اعتماد دارند. آنها خودشان را می پذیرند و این حس را ندارند که باید خودشان را وفق بدهند تا پذیرفته شوند.
اعتماد به نفس الزاماً خصوصیتی نیست که در همه ی ابعاد زندگی فرد تبلور داشته باشد، معمولاً افراد در بعضی جنبه ها اعتماد به نفس دارند (مانند: درس یا ورزش) اما در بعضی از جنبه ها اصلاً اعتماد به نفس ندارند (مثل: قیافه یا روابط اجتماعی).
بخشی از پایان نامه سرکار خانم مرضیه سروی
یکی از بهترین راهها برای رشد خلاقیت، خبره شدن در آن حوزه است. با داشتن درک عمیق از موضوع، بهتر قادر خواهید بود که به تفکر درباره راهحلهای ابتکاری و نوآورانه برای مسائل بپردازید
|
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روانیار
مقالات مرتبط:
خلاقیت را در چیزهای عادی جستجو کن
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
معصومه طیبی
روزنامه اطلاعات
مقالات مرتبط:
طبقه بندی D.M.S از اختلالات روانی
|
آیا فکر میکنید که روانشناسی فقط به درد دانشجویان، استادان و درمانگران میخورد؟ اگر این گونه فکر میکنید بهتر است در آن تجدید نظر کنید زیرا روانشناسی، هم موضوعی نظری و هم کاربردی است و به شیوههای گوناگون میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
|
|
افسانه وکیلی روانشناس و مشاور کودک و خانواده
کلینیک تخصصی افسردگی و اضطراب روانیار
|
سایت جلیوند
مقالات مرتبط:
نظریه روانشناسی فردی آلفرد آدلر
روش هایی برای افزایش اعتماد به نفس
خصوصیات افراد با اعتماد به نفس بالا
خصوصیات افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند
اعتماد به نفس بالا یک ضرورت حیاتی
فرضیاتی که بر اعتماد به نفس وعزت نفس اثر می گذارد
- عزت نفس از دیدگاه قرآن ،احادیث ودانشمندان اسلامی :
چرا عزت نفس اهمیت دارد و به آن نیازمندیم ؟
|
تلخیص و ترجمه - وحید رضا نعیمی
روزنامه همشهری
مقالات مرتبط:
کودکم ناسزا می گوید، چه باید کرد؟
حرفه مربیگری فوتبال یکی از شغلهای پر مخاطره در جهان به شمار می رود و فشارهای روانی ناشی از ماهیت این حرفه موجب فرسوده شدن مربیان فوتبال می شود.
تاثیر فشار روانی مسابقه بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و IgA بزاقی مربیان لیگ برتر فوتبال ایران دانلود کامل مقاله در لینک زیر: |
tasire feshare ravani mosabeghe.pdf
338 KB
مقالات مرتبط:
|
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
مقالات مرتبط:
با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند
چگونه احترام ديگران را جلب كنيم؟
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
سحر کمالی نفر
روزنامه کیهان
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
الهام طباطبایی
هفته نامه آتیه
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
یکی از سخت ترین کارهای هر مدیر یا ناظر این است که دلیل یک مشکل اجرایی را پیدا کند. از آنجا که تصمیم گیری برای حل این مشکل تاحد زیادی به تشخیص آن بستگی دارد، ارزیابی درست اهمیت بسیار زیادی پیدا می کند. در این مقاله، یک نمونه از فاکتورها و عواملی را طرح می کنیم که می تواند بر عملکرد کارمندان تاثیر بگذارد، تا عامل احتمالی یک مشکل اجرایی را کمتر نادیده بگیرید.
طبیعت عملکرد
عملکردهای کاری تحت تاثیر عوامل مختلفی هستند. وقتی عملکرد عالی باشد، درنتیجه موقعیت های مختلفی ایجاد شده است که به اتفاق هم تلاش کرده اند و این نتیجه عالی را به وجود آورده اند. درنتیجه، عملکرد عالی مستلزم این است که همه تاثیرات ممکن و مربوط بر روی آن در جای مناسب خود قرار داشته باشند.
متاسفانه، عملکرد ضعیف می تواند در نتیجه یک عامل خاص اتفاق افتاده باشد که به طور قابل ملاحظه ای تاثیرگذاری آن را کاهش می دهد. معمولاً یک مشکل اجرایی و عملکردی که کنترل و بازبینی روی آن صورت نگیرد، آنقدر گسترش می یابد که سایر تاثیرات نیز از مثبت به منفی تبدیل می شوند.
مدل 7 عاملی
ما 7 عامل را پیشنهاد می کنیم که می تواند بر سطح عملکرد فرد تاثیر بگذارد. این فاکتورها می توانند افزاینده باشند. برای آندسته از شما که درس محبوبتان در مدرسه ریاضی نبوده است، این یعنی عملکردتان به قدرت ضعیف ترین حلقه در زنجیره عوامل تعیین کننده خواهد بود. اگر در هر کدام از فاکتورهای زیر نقص داشتید، مطمئناً عملکرد شما دچار مشکل خواهد شد.
فاکتور 1: استعداد
استعداد به توانایی ذاتی فرد برای انجام کارهای مختلف اطلاق می شود. هرکدام از ما، نقاط ضعف و قدرتی داریم که تعیین می کند می توانیم یک کار را یاد بگیریم یا نه. استعداد ضعیف در یک کار خاص به این معنی است که آن فرد هیچوقت نمی تواند یاد بگیرید که چطور باید آن کار را خوب یاد بگیرد، حتی وقتی بهترین پشتیبان ها را هم در آن زمینه داشته باشد. ارزیابی استعداد کاری فوق العاده دشوار است.
فاکتور 2: سطح مهارت
حتی ساده ترین مسئولیت ها هم نیاز به مهارت دارد. تفاوت مهارت با استعداد در این است که تا سطحی که استعداد مقدور کند، قابل یادگیری هستند. برای ارزیابی اینکه نقص در عملکرد درنتیجه فقدان مهارت ایجاد شده است یا نه می توانید سوال کنید، "آیا اگر زندگی آن فرد به آن کار بستگی داشت، می توانست آنرا انجام دهد یا نه؟" اگر پاسخ آن منفی بود، آنوقت می توانیم بگوییم که مشکل سطح مهارت بوده است.
فاکتور 3: درک مسئولیت
فرد باید ذات آن کار را بفهمد و بداند که چه انتظاری از آن می رود. اگر این ارتباط مشخص وجود نداشته باشد، هر میزان مهارت و استعداد و انگیزه هم که فرد داشته باشد، هیچ تاثیر مثبتی روی عملکرد وی نخواهد داشت. مدیریت عملکرد یکی از راه های متداول برای انتقال درک از آن کار است. بهترین راه برای ارزیابی درک کارمند از آن وظیفه خاص، این است که سوالاتی طی آن عمل از او بپرسید.
فاکتور 4: انتخاب به کار گیری تلاش
این فاکتور به همراه فاکتور بعدی، فاکتورهای انگیزه ای هستند. اگر یک فرد استعداد کاری را داشته باشد، مهارت آن را نیز کسب کرده باشد و درک خوبی هم از نحوه انجام آن داشته باشد، ممکن است عواملی وجود داشته باشد که فرد همه تلاش خود را برای انجام آن عمل خاص به کار نگیرد. این مشکل می تواند کاملاً شخصی یا مربوط به مخیط کار باشد. ارزیابی وجود مشکلات انگیزه ای کار بسیار دشواری است و به بهترین روش با آزمایش شاخص های رفتاری دیگر (غیبت فرد، شرکت نکردن در میتینگ ها، یا سایر عواملی که می تواند نشاندهنده فقدان انگیزه در وی باشد) قابل انجام است.
فاکتور 5: انتخاب میزان به کار گیری تلاش
گاهی اوقات مسئله به کار گرفتن یا نگرفتن تلاش و کوشش فرد نیست. یک کارمند ممکن است تلاش خیلی کمی را در کار بگذارد و درنتیجه کارش حاصل خوبی در بر نداشته باشد.
فاکتور 6: پشتکار
عملکرد مستلزم این است که تلاشی که فرد به کار می گیرد، در طول زمان همچنان پابرجا باشد. این عامل انگیزشی می تواند منجر به پروژه هایی شود که شروع می شوند اما هیچوقت تکمیل نمی شوند. اگر کارمندی در انجام کارهای خود پشتکار نداشته باشد، می تواند نشاندهنده خستگی، ترس از شکست، یا نداشتن مهارت باشد. برای کشف دلیل این مسئله، نیاز به بحث های محتاطانه و دیپلماتیک است.
فاکتور 7: عوامل خارجی
عملکرد می تواند به خاطر عواملی که خارج از کنترل فرد باشد نیز پایین بیاید. خود سازمان می تواند موانعی بر سر راه عملکرد افراد ایجاد کند یا ممکن است فرد همکاران یا مدیرانی داشته باشد که به هیچ وجه حس همگاری نداشته باشند. صحبت کردن با کارمند حین مدیریت عملکرد باید عوامل خارج از کنترلی که می تواند از پیشرفت او جلوگیری کند را نیز در نظر داشته باشد. اگر به این عوامل خارجی اجازه ادامه یافتن داده شود، سطح انگیزه فرد پایین خواهد آمد و مشکل حادتر و پیچیده تر می شود.
نتیجه گیری
مشکلات اجرایی و عملکردی باید به محض اینکه اتفاق می افتند، رسیدگی شوند و برای این منظور می توان از عواملی که در بالا ذکر شد استفاده کرد. وقتی با کارفرما با همکاری و مساعدت کار کنید، کنترل و حل این مشکلات بسیار آسانتر خواهد شد.
حیات بخشی دین برای کودکان
لزوم تجدید نظر در شیوه تربیت دینی

اقدامات لازم
در پاسخ به این که در این وضع و شرایط چه باید کرد و آیا امکان اصلاح و نوسازی وجود دارد؟ باید گفت راههایی در این زمینه وجود دارد و امکان رهیابی هم هست، اگر چه طی این راه همه گاه آسان و سریع نیست. اصول و نکاتی که در این راه میتواند قابل ذکر باشد عبارتاند از:
1- توجه به اصول جلب: در این مسئله باید به سه نکته توجه داشت:
- شکلگیری که در آن این اندیشه وجود دارد که ظاهر امر و زرق و برقسازی برای جلب و جذب مهم است، زیرا عقل مردم در چشم مردم است. پس ظاهر دینی را باید جاذب کرد و عوام به این امر عنایت دارند.
- میلگرایی و در آن این اندیشه مطرح است که باید بین دین و زندگی رابطه به وجود آورد، آنچنان که خواستها در سایه آن اقناع گردد. افراد عاقل و بصیر به این نکته عنایت دارند.
- اختلاطی از این دو که معمولا هر دو گروه فوق را جلب و جذب میکند.
2- توجه به روش: و در آن تاکید بر ارائه ی روش مناسب است والبته این امر به تناسب سن و فهم و درک و بصیرت است. باید به تناسب شرایط و ظرفیت در فرد همان بصیرتی را به وجود آورد که اسلام ما را به آن دعوت میکند. نقش تبیین و تحلیل که از اهداف اسلام است و بیان روابط علت و معلولی در پارهای از امور عقلانی مذهب در این راه موثر است. به ویژه که پایههای اعتقادی مبتنی بر عقلانیت است.
در بحث روش، جنبه ی الگویی عاملان تربیت، شاهد و شهید بودن آنان و قابلیت تأسیشان در رفتار ، نقشی سرنوشتساز دارد. هر قدر دامنه ی ارتباط و آشنایی فرد با دیگری بیشتر است بعد الگویی باید زیادتر باشد. به ویژه آنان که در عرصه ی جامعه، صدا و سیما حضور دارند، یا کودک در خانه و مدرسه با آنان در ارتباط است.
3- ابزار و فنون: در این عرصه چه بسیارند وسایل و ابزاری که باید از آ نها یاد کرد. محیطی که آدمی در آن زندگی میکند، از خانه و مدرسه و اجتماع، باید پاکسازی شده، دعوت کننده افراد به شرافت و عفت و تقوا باشد. تبلیغات و ابزار تبلیغاتی خیابانها، تابلوها، عکسها، تیترها، پوسترها باید انسانیت و اخلاق و شرف را القا کنند. از دیگر ابزار و فنون نصیحت کردن، موعظه، خیراندیشی از روی خلوص و اخلاص، ارائه و نمایش صحنههای مورد دعوت است که اسلام آن را در شکزدایی و جهتدهی بسیار مهم و موثر میداند. داستانسرایی و در قالب آن عرصه و ارائه حقایق که در آن عبرتآموزیهاست، شورانگیزیها، حماسهسازیها، استفاده اثرات درام یا صحنههای کمیک به تناسب، جانشینسازی (که اگر کودک را از چیزی منع کردیم با چیزی دیگر آن منع را جبران کنیم) و بالاخره کنترلهای غیر مستقیم، تشویقها، تحسینها، هشدار دادنها، منعها در موارد لازم، تحکمها، ملامتها در موارد ضرور و ... از ابزار لازماند. مهم این است که دریابیم هر کدام را در کجا به کار بریم.
در طریق تنفیذ دین
در مورد اینکه چه کنیم که در شرایط موجود گرایشی به سوی دین حاصل شود، شیوههایی وجود دارند که برخی از آنها بدین قرار است:
- ایجاد رابطه بین دین و زندگی به گونهای ملموس و قابل فهم و بیرون آوردن آن از حالت خشک و تشریفاتی که در آن نه فهمی باشد و نه برداشت مفیدی. آن دین که نتواند خط زندگی را برای آدمی ترسیم کند عدمش به ز وجود ، و اصولا کار دین حیاتبخشی است.
- پرده برداری از حقایق و اسراردین و بیان قواعد و تعالیم و ارائه بینات آن ، تا در آن توجیهی برای حیات و مماتشان یا زندگی و هلاکشان باشد.
- پاسخ به سوالات آنان و حتی پرسش از افراد آگاه در صورت جهل به مسئله، به گونهای که خلاء آنان را پر کنند و او را برای دستیابی به پاسخ پرسش به سوی دیگری جهت ندهند.
- اعتراف به خطا در صورتی که خطایی مرتکب شویم- تا او از آن درس غلط نگیرد یا ما را اهل کبر و دروغ نبیند.
- عامل به دعاوی خود بودن که عدم آن مایه خشم خداست.
- عدم هراس از تخریب کسانی که راه خطا میپیمایند، در هر شأن و وضع و مقامی که باشند. پردهپوشی در این راه نوعی بیعدالتی و گریز دیگران از مذهب است. حق را باید گفت اگر چه به ضرر ما باشد.
حل و رفع بدگمانیها- پیامبر را در تاریکی شب با زنی دیدند. پیامبر فورا آن مرد را صدا زد و اعلام کرد که او زوجه من است. در جایی مهمان بودیم و فعلا به خانه میرویم.
- رفع بدبینیها از افراد یا اشخاصی که برای فرد الگو بوده، به دلایلی به او بدبین شدهاند. اگر آن فرد خطاکار نبود باید برایش توجیه کرد.
- شکزداییها، که در مواردی وجود شک عامل تخریب است و آدمی در آن دست و پا میزند و سرگرم میشود و در آن صورت از کار و وظیفه باز میماند.
کارهای جنبی
چه کنیم که فرزندمان به دین گرایش پیدا کند؟ اگر خود اهل دیانتیم بهتر است او را به خود نزدیک گردانیم. انس و صفای دینداران و معاشرت با خوبان، خود از عوامل سازندهاند. همچنان که معاشران بد عامل سیهرویی و بدبختی افراد به حساب میآیند.
- تقویت اراده که بسیاری از رشدها و انحطاطها نشأت گرفته از ارادههای نیرومند یا ضعیف است. خواستها زمینهساز پیروزیهایند.
- همگرایی و همسانی با فرزند در مواردی که خلاف شرعی وجود ندارد تا احساس کند که خواست و رأی او را به حساب میآوریم و کرامت او را مدنظر داریم. مرز ما در رد و قبول، حدود شرع است و از آن تجاوز نداریم.
- مقاومسازی و ایجاد روحیه مقاومت در فرد در برابر لغزشها و انحرافات که خود ناشی از بصیرت و ایمان و تمرینها و ممارست و در نهایت ایجاد عادت اندیشیده است و در آن صورت پیروزی حاصل است.
- عرصه و ارائه ملاک و معیار دین که براساس آن به پیش رود.
در طریق کارایی
برای اینکه والدین و مربیان بخواهند در امر تربیت دینی نسل موفق و کارا باشند نیاز دارند به:
- آگاهی و اطلاع از جریانات، راه و رسم تربیت و فنون و ابزار لازم برای توفیق در کار.
- تجهیز و سازندگی خود در جهت انجام وظیفهای که آن را برعهده گرفتهاند.
- ایمان و باور به آگاهیها، وظایف، مسئولیتها و تعهدی که با خداوند دارند و ایمان چراغ راه و خط انبیاست.
- صبر و تحمل در طریق انجام وظیفه و خالی نکردن میدان تربیت تحت هیچ شرایطی، حتی در برابر سرزنشها.
- مقاومت و پیگیری وظیفه تا رساندن نسل به استقلال در زندگی که تا سن بیست و یک سالگی ادامه خواهد یافت.
- مدد خواهی از خداوند در اعانت او به تربیت نسل.
منبع : نشریه ماهانه آموزشی – تربیتی پیوند
سایت تبیان
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
امیرعباس میرزاخانی
روزنامه رسالت
دکتر بابک زمانی روزنامه اعتماد |
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
اگر از خانم ها و آقایون سوال کنید که چه خصوصیتی در همسرشان وجود دارد که بیش از هر چیز برایشان جالب و جذاب است مطمئن باشید که هر دو جنسیت، شوخ طبعی را در ابتدای لیست خود قرار خواهند داد. این واژه آنقدر مورد استفاده قرار گرفته که در زبان انگلیسی سرواژه ای به صورت (GSOH) نیز برای آن ساخته اند.
هم خانم ها و هم آقایون هر دو به یک میزان به دنبال یافتن حس شوخ طبعی در شریک زندگی خود هستند. به هر حال کاملاً طبیعی است که هر کس به دنبال همسری باشد که خوش مشرب، جذاب و خوشمزه باشد.

می توان گفت که این روزها شوخ طبعی به شکل مقوله ای در آمده که در میان عامه ی مردم رواج زیادی پیدا کرده. لازم به ذکر است پژوهشگرانی که در مورد شوخ طبعی تحقیق و بررسی می نمایند سال هاست که متوجه اختلافاتی در مورد مفهوم و کاربرد حس شوخ طبعی در میان خانم ها و آقایون شده اند. به این معنا که خانم ها علاقه دارند با مردی ازوداج کنند که با مزه باشد، و برایشان جک های خنده دار تعریف کند؛ این در حالی است که آقایون تمایل دارند با خانم هایی ازدواج کنند که به جک های مضحک و مسخره ی آنها بخندند.
بر اساس اظهارات اریک برسلر روانشناس دانشگاه مک مستر در کانادا تعریف خانم ها و آقایون از حس شوخ طبعی به یک معنا نیست. او در تحقیقاتش که در جلد بعدی ماهنامه ی تکامل و سلوک انسانی به چاپ خواهد رسید، تعداد بسیار زیادی از خانم ها و آقایون را مورد پرسش قرار داده است. این افراد پاسخ های جالبی به سوال های پژوهشگران داده اند. برسلر و تیمش به این نتیجه دست پیدا کرده اند که خانم ها بیشتر به دنبال مردی هستند که "تولید کننده" ی شوخی باشد و آقایون نیز بیشتر به خانم هایی گرایش دارند که با روی باز از شوخی آنها "استقبال" کنند.
جفری مولر روانشناس در رشد تکاملی انسان در دانشگاه نیو مکزیکو و نویسنده کتاب "ذهنیت همسریابی" معتقد است که این نوع تقسیم مفهومی شوخی در میان جنسیت ها کاملاً قابل درک و پیش بینی است. خانم ها انتخابگر تر از آقایون هستند و به این دلیل که آنها مردهای شوخ طبع را ترجیح می دهند، آقایون خود به خود آموزش می بینند که حس شوخ طبعی خود را زنده نگه داشته و خودشان را با مزه جلوه دهند تا به این ترتیب هم بر روی خانم ها تاثیر گذار واقع بشوند و هم مردهای دیگر را از میدان به در کنند.
جان موریل پروفسور کالج ویلیام و ماری در ویرجینا که به مدت 25 سال است که بر روی شوخ طبعی مطالعه و تحقیق می کند، معتقد است که : "آقایون خیلی راحت با گذاشتن القاب و نام های مستعار بر روی مردهای دیگر آنها دست انداخته و به آنها طعنه می زنند." این در حالی است که خانم ها یک چنین کاری را انجام نمی دهند و کمتر اتفاق می افتد خانم ها را ببینید که برای یکدیگر جک بسازند و یا شوخی هایی کنند که به شخصیت طرف مقابل توهین شده باشد.
یکی از تفاوت های اصلی این است که آقایون اغلب از شوخی استفاده می کنند تا به نوعی با هم جنس های خود رقابت کرده و حس برتری خود را به آنها بقبولانند. این در حالی است خانم ها از شوخی و خنده صرفاً به عنوان عاملی برای عمیق تر شدن پیوندهای عاطفی استفاده می کنند. تحقیقات گویای این مطلب هستند که آقایون زمانیکه در کنار یک خانم هستند با دوستان پسر خود شروع می کنند به شوخی و خنده.
تطمیع حس شوخ طبعی برای آقایون آنقدر مهم است که یک لبخند از طرف جنس مونث می تواند به عنوان تثبیت کننده ی علاقه ی جنسی در ذهن آنها است. مجموعه تحقیقات یک پژوهشکده ی آلمانی نیز گویای این مطلب است که زمانیکه یک خانم و آقای غریبه به هم می رسند و شروع می کنند به یک گفتگوی عادی، میزان خنده های خانم در طول بحث به عنوان عاملی محسوب می شود که میزان علاقه ی او به طرف مقابل را تعیین می کند، و نشان می دهد که او تا چه حد جذب آقا شده. همچنین همین میزان خنده های خانم است که آقا بر اساس آن تصمیم می گیرد که دفعه ی آینده باز هم او را ملاقات کند یا خیر. از سوی دیگر میزان خنده های آقا هیچ ارتباطی به میزان علاقه ی او به خانم ندارد.
برسلر می گوید که تحقیقاتش همچنین گویای این مطلب نیز هستند که شوخی به احتمال زیاد بخاطر انتخاب جنسی صورت می پذیرد چراکه در روابط رمانتیک خنده و شوخی بسیار مطلوب جلوه می کند. شاید خانم ها به حس شوخ طبعی دوستانشان بی اهمیت باشند حال چه دختر و چه پسر، اما تمایل دارند که همسرشان از این حس برخوردار باشد.
دان نیلسون پروفسور زبان شناسی دانشگاه آریزنا امریکا می گوید خانمی که حس شوخ طبعی آقا را به مسخره می گیرد، این کار او برای آقا مایوس کننده و دلسر کننده به حساب می آید. بسیاری از آقایون در این حال احساس تهدید زیادی را از سوی طرف مقابل دریافت می کنند. همچنین آقایون خانم هایی که بیش از اندازه شوخی می کنند را نیز به عنوان تهدید برای خود محسوب می کنند، به این معنا که این احتمال را می دهند روزی خودشان هدف زبان تیز و تند خانم قرار بگیرند. او می گوید: "من احساس می کنم که هر مردی در دنیا عاشق شوخ طبعی و خوشمزگی است."
نیلسون می گوید مردهای مضحک و با مزه خیلی جذاب هستند چراکه دارای خلاقیت بسیار بالایی می باشند، آنها حتی قابلیت دیدن اشیاء موجود در درون یک جعبه بسته را نیز دارند. آنها همچنین دارای "دید مضاعف" هستند. او می گوید آنها توانایی درک نقطه نظرات متفاوت طرف مقابل را نیز دارند. او می گوید هر دوی این خصیصه های اخلاقی مورد پذیرش خانم ها هستند.
البته خود نیلسون هم برای شوخ طبعی حد و اندازه خاصی قائل می شود. در حقیقت اینطور هم نیست که آقایون بگویند ما به هیچ وجه دلمان نمی خواهد همسرمان شوخی کند. از این گذشته مردهایی که این حس را می ستایند، اغلب نسبت به سایر مردها مطمئن تر، بالغ تر، و آگاه تر هستند. آنها ارزش و اعتبار بالایی به همسرشان می دهند و از این بابت هیچ ترس و تهدیدی را نیز متوجه خودشان نمی بینند.
البته خانم هایی که به دنبال مردهایی هستند که موافق حس شوخ طبعی آنها بوده و ازآن استقبال کنند، دارای عزت نفس بالاتری هستند و برای شخصیت خود ارزش بالاتری قائل هستند.
اکثریت قریب به اتفاق پژوهشگران خانواده و ازدواج نیز موافق آراء فوق الذکر هستند.
جان گاتمن یکی از موسسین موسسه ازدواج و خانواده در سیاتل امریکا و کارشناس روابط زناشویی به این نتیجه رسیده است که زمانیکه شوخی و خنده به عنوان عامل از بین برنده ی تنش ها و تعارض ها به کار برده می شود، زندگی ها دوام بیشتری پیدا می کنند. مطالعات جامع دیگر نیز حاکی از این مطلب هستند که افرادی که با همسران خود خنده و شوخی می کنند و به طور روزانه موجبات خنده و شادی یکدیگر را فراهم می آورند، زندگی خیلی خوشحال تری را دنبال خواهند کرد.
جنبه سرزنده، شوخ، و فکاهی مغز قابل تقدیر است حتی اگر زوجین در مورد چیزی که عامل خنده است با هم موافق نباشند.
در تحقیقی که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد میتوانند توانایی سرکوب خاطرات احسـاسی را در خـود ایجاد کنند. ایـن تحقـیق فـعالیـت مـغز را در افراد تحـت آزمـایش کـه برای سرکوب خاطرات مربوط بـه تصـاویر منـفی تعلیم دیده بودند، مـی سنجـید و دو مکـانیـزم را در قسـمت جلـو مـغز نشـان داد. ایـن تحقـیـق مـی تـوانـد بـه متخصصین بـالینـی کـمک کنـد روش هـای درمانی جدیدی برای آنها که قادر به سرکوب خاطرات ناراحت کننده خود نیستند و با بیماری های اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگی، اضطراب، و سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند.
محقق این تحقیق می گوید، "ما در این تحقیق نشان می دهیم که افراد می توانند با تمرین برخی خاطرات خود را در یک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور می کنیم به مکانیزم های عصبی آن دست یافته ایم و امیدواریم که این یافته های جدید و تحقیقات آتی، به رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی در درمان انواع مختلفی از اختلالات احساسی ختم شود."
"طی مرحله تمرینی این تحقیق، از شرکت کننده ها خواسته شد 40 جفت مختلف تصویر را به ذهن بسپارند که هر جفت از یک صورت انسانی و یک تصویر اخلال گر مثل یک تصادف اتومبیل، یک سرباز زخمی، یک صحنه قتل وحشیانه، یا صندلی الکتریکی ساخته شده بود."
بعد از به خاطر سپاری هر جفت، از شرکت کننده ها خواسته می شد به طریقی خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها MRI گرفته می شد. او می گوید، "فقط تصاویر صورت های انسانی به آنها نشان داده می شد و این خودشان بودند که می توانستند تصمیم بگیرند به تصویر اخلال گر فکر کنند یا نکنند."
"اسکن های مغزی گرفته شده طی این تحقیق نشان دهنده هماهنگی سرکوب حافظه ای بود که در قشر جلویی مغز ایجاد می شود. تیم تحقیق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلویی مغز، هیپوکامپ و آمیگدالا، که در یادآوری های تصویری رمزگذازی حافظه و بازیابی، و بازده احساسی دخیل هستند، در کنار هم برای سرکوبی خاطرات کار می کنند. این نتایج نشان میدهد که سرکوبی خاطرات، حداقل در افراد غیر-روانپزشکی، تحت کنترل بخش جلویی مغز، اتفاق می افتد." این تحقیق نشان داده است که شرکت کننده ها روی خاطرات احساسی خود خوب تسلط داشته اند. و با بستن یک قسمت خاص از آن خاطرات، کاملاً می توانستند پروسه بازیابی برخی خاطرات خاص را متوقف کنند. محققان تصور می کنند که سرکوب کردن خاطرات می تواند یک ویژگی کاملاً مثبت باشد.
خاطرنشان می کنند که، "مشخص نیست که یک خاطره احساسی بسیار آسیب زا مثل یک تصاوف شدید، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان می دهد. مواردی هم وجود دارد که ممکن است فرد برای سرکوب کردن یک خاطره خاص، نیاز به هزاران بار تمرین دارد."
"بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف دکتر سیگموند فروید نیز روی آن کار کرده است، بحثی بسیار جدال انگیز است. امروزه بحث زیادی در این مورد وجود دارد که آیا می توان خاطرات سرکوفته را برای خاطرات خنثی شده استفاده کنیم یا نه."
"تصور می کنم که مهمترین مسئله دراین زمینه این است که افراد مکانیزم های عصبی مشخصی دارند که به دانشمندان این امکان را می دهد رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی برای آندسته از افرادیکه از احتلالات احساسی رنج می برند، کشف کنند."
منبع:سایت مردمان
چكيده
بررسي انگيزش تحصيلي درميان دانشجويان رشته هاي مختلف باتاكيد بر باورهاي شناخت شناسي
بوسيله ي
فاطمه ساماني
دانشجوي رشته ي آموزش و پرورش دبستاني و پيش دبستاني
هدف از اين پژوهش بررسي انگيزش تحصيلي در ميان دانشجويان رشته هاي مختلف با تاكيد بر باور هاي شناخت شناسي آنان بوده است. گروه نمونه ي مورد مطالعه در اين پژوهش شامل 120 نفر از دانشجويان دختر(67)و پسر(53) سال دوم چهار رشته در دانشگاه شيراز بوده است كه به شيوه ي نمونه گيري خوشه اي انتخاب شدند.ابزار مورد استفاده براي گردآوري اطلاعات شامل مقياس هدف گرايي اليوت و مقياس باورهاي شناخت شناسي شومر بود. به منظور تحليل اطلاعات گردآوري شده از روش تحليل واريانس يك طرفه و آزمونt مستقل استفاده گرديد.ضمنا رشته ها نيز بر اساس طبقه بندي بيگلن انتخاب شدند. نتايج اين تحقيق حاكي از آن بود كه در ميان دانشجويان رشته هاي مختلف تفاوت معناداري در زمينه ي انگيزش و باورهاي شناختي وجود دارد.
|
هفته نامه زندگی مثبت
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
مرضیه سبز علیان
روزنامه تهران امروز
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
کتایون ضیایی
روزنامه تهران امروز
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
شهلا رحیمی زربیل
روزنامه همشهری
|
تعداد والدین تک فرزند روز بهروز در حال افزایش است؛ اما نباید از یاد برد که داشتن یک فرزند، بهتر یا بدتر از داشتن چند فرزند نیست و تک فرزندی نیاز مانند چندفرزندی مزایا و معایبی دارد.خانوادههای تک فرزندی بر مسائلی خاص تأکید دارند که ممکن است در خانوادههای چند فرزندی وجود نداشته باشد... | |||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
حمید رضا برگی زاده
http://livan۳۲۲.blogfa.com
|
استرس قسمت طبیعی زندگی ما است. اما اگر بیش از حد مجاز باشد ممکن است به صورت بیمارگونه جلوه کند و زندگی فرد را به خطر اندازد. | |||||||||||||||||||
|
اشرف راضی
روزنامه ایران